X
تبلیغات
پرواز در ملکوت





حضرت امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند:

«لا تُکرهوا الی انفسکم العباده» یعنی: «خود را به اکراه به عبادت وادار مسازید.» (اصول کافی، ج 3، ص 129)

ایشان همچنین از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده اند که فرمودند: «یا علی! ان هذا الدین متینٌ، فَاَوغل فیه برفق و لا تبغض الی نفسک عباده ربک.» یعنی: «ای علی، این دین متین و استوار است؛ با رفق و مدارا در آن گام بگذار و پرستش پروردگارت را مبغوض خود مکن.» (اصول کافی، ج 3، ص 138)

در احادیث از امام حسن عسکری علیه السلام نیز نقل شده است که : «اذا نَشَطَتِ القُلوب فَاَودِعوها، و اذا نَفَرَت فَوَدِّعوها.» یعنی: «هنگامی که قلوب نشاط و بهجت دارند به آنها امانت بسپارید؛ و وقتی که گریزان اند آنها را واگذارید.» (بحارالانوار، ج 75، ص 377)

در این احادیث و احادیث دیگر به یکی دیگر از آداب قلبی عبادات اشاره شده است که از آداب مهم در سیر و سلوک الی الله است و آن عبارت از «مراعات» است. «مراعات»، یعنی سالک در هر مرتبه ای که هست، در حال مجاهدت علمی یا نفسانی یا عملی، مراعات حال خود را بکند و با رفق و مدارا با نفس رفتار نماید و چیزی بیش از طاقت و حالت خود بر خود تحمیل نکند.

«مراعات» خصوصاً برای جوانها و تازه کارها بسیار مهم است زیرا ممکن است اگر جوانها با رفق و مدارا با نفس رفتار نکنند و نیازهای طبیعی نفس را به اندازه ی احتیاج آن و از طریق حلال ادا نکنند، گرفتار خطر عظیمی شوند که قابل جبران نباشد. آن خطر این است که گاهی نفس به دلیل سخت گیری فوق العاده، عنان گسیخته می شود و زمام اختیار را از دست انسان می گیرد و نیازهای طبیعی که متراکم شد و خصوصاً آتش تیز شهوت که بیش از حد تحت فشار قرار گرفت ناگهان محترق شده و مملکت وجود را می سوزاند. و اگر خدای نخواسته سالکی عنان گسیخته شود یا زاهدی بی اختیار  گردد چنان در پرتگاه می افتد که روی نجات را هم نخواهد دید و دیگر هرگز به راه سعادت و رستگاری باز نخواهد گشت.


برچسب‌ها: آداب الصلوه, نماز, مراعات, نشاط و بهجت در نماز, آداب قلبی نماز
      [ دوشنبه 11 اردیبهشت1391 ] [ 21:9 ] [ علی ] [ ]


یکی دیگر از آداب قلبی نماز - و سایر عبادات آن است که عبادت همراه با نشاط و بهجت قلب و در حالت فرح و انبساط خاطر به جا آورده شود و از کسالت نفس در وقت عبادت شدیداً دوری شود. رعایت این ادب می تواند باعث بازشدن بعضی از درب های معنوی و کشف بعضی از اسرار عبادت گردد.

شرح این نکته را در ادامه مطلب مطالعه کنید.



برچسب‌ها: آداب قلبی نماز, نماز, نشاط و بهجت در نماز, اسرار نماز, انس به حق
ادامه مطلب
      [ جمعه 4 فروردین1391 ] [ 6:55 ] [ علی ] [ ]

یکی از مهم ترین آداب قلبی نماز و عبادت، محافظت آن از تصرفات شیطانی است. شاید محافظت از نماز که در آیه ی شریفه ی «الذین هم علی صلواتهم یحافظون» یعنی «آنان که بر نمازهایشان محافظت دارند.» (معارج/34، مومنون/9) به آن اشاره شده است، یک مرتبه اش یا مهم ترین مرتبه اش همین محافظت از تصرف شیطان باشد؛ که البته یکی از بزرگترین، سخت ترین و دقیق ترین کارهاست.

شرح بیشتر در ادامه مطلب ...


برچسب‌ها: نماز, آداب قلبی نماز, محافظت از نماز, تصرف شیطان, اخلاص, آداب الصلوه
ادامه مطلب
      [ شنبه 6 اسفند1390 ] [ 18:10 ] [ علی ] [ ]


یکی از آداب قلبی عبادات، به خصوص عباداتی که با ذکر همراه هستند، طمانینه است. این طمانینه با طمانینه ای که فقها در رساله های عملیه درباره آن صحبت کرده اند تفاوت دارد. 

منظور از طمانینه ی قلبی آن است که سالک، عبادت را با حالت سکونت قلب و اطمینان خاطر بجا آورد؛ زیرا اگر عبادت در حال اضطراب قلب و تزلزل خاطر انجام شود، قلب تاثیری از آن نمی پذیرد و در ملکوت قلب هیچ جلوه ای از حقیقت آن عبادت بروز پیدا نمی کند. 

اصلا اینکه بعضی از عبادات یا بعضی از اذکار باید چند بار تکرار شوند، یکی از اسرارش این است که تاثیری از آنها در قلب به وجود آید تا کم کم حقیقت ذکر و عبادت باطن سالک را شکل بدهد و قلبش با روح عبادت متحد شود. تا وقتی که قلب حالت اطمینان و آرامش و طمانینه و وقار نداشته باشد نمی توان انتظار داد اذکار و مناسک در آن تاثیری  بگذارند و اذکار و عبادات هرگز از حد ظاهر تجاوز نمی کنند قلب از آنها حظ و بهره ای نخواهد داشت. اگر هم عبادتی در حد ظاهر بماند و اثری از آن در باطن نباشد این عبادت از عالم ماده به عوالم دیگر بالا نخواهد رفت و ممکن است در هنگامه ی سختیهای جان دادن و سکرات موت و یا سختیهای عالم قبر و برزخ صورت آن عبادت به کلی از صفحه ی قلب محو و نابود شود و انسان با دست خالی در پیشگاه مقدس خداوندی حاضر شود. اما اگر مثلا کسی ذکر شریف لا اله الا الله و محمد رسول الله را با حالت سکونت قلب و اطمینان دل بگوید و قلب را به این ذکر شریف تعلیم دهد، بعد از مدتی زبان قلب گویا خواهد شد و آنگاه زبان ظاهر تابع زبان قلب شده و اول قلب ذاکر می شود سپس زبان.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: «قلب خود را قبله ی زبانت قرار بده، آن را جز با اشاره ی قلب و موافقت عقل و رضای ایمان مجنبان.» (مصباح الشریعه، باب 5)

همین که زبان قلب باز شد، قلب قبله ی زبان و سایر اعضا می شود و وقتی قلب ذکر می گوید تمام وجود انسان ذاکر خواهد شد. این حالت حالتی است که به سادگی قابل محو و زوال نیست.

در مورد معارف دین و اصول عقاید هم همینطور است. اگر این معارف به قلب انسان نرسیده باشد در هنگام سکرات موت و فشار قبر و ... ممکن است اسم حق تعالی و رسول الله (ص) و دین شریف اسلام و کتاب مقدس الهی و ائمه ی هدی علیهم السلام و سایر معارف فراموش شود و انسان نتواند در هنگام سوال و جواب قبر جوابی بدهد. در آن صورت تلقین هم فایده ای به حال او نخواهد داشت چرا که آنچه به لقلقه ی زبان گفته بود در قلب صورت نگرفته بوده و از خاطر محو شده است.

در احادیث آمده است که یک طایفه از امت رسول اکرم صلی الله علیه و اله را که وارد جهنم می کنند، از هیبت مالک جهنم اسم پیامبر را فراموش می کنند، با آنکه در همان حدیث است که آنها اهل ایمان هستند و قلوب و صورتهای آنها از نور ایمان درخشان است. (علم الیقین. ج 2، ص 1039)



برچسب‌ها: نماز, طمانیه, اضطراب قلب, سلوک, فلسفه ی تکرار عبادات
      [ شنبه 8 بهمن1390 ] [ 0:12 ] [ علی ] [ ]
      [ پنجشنبه 1 دی1390 ] [ 18:31 ] [ علی ] [ ]


رفقا! به دست آوردن کمال و جمع کردن توشه برای آخرت نیاز به جدیت و عزم دارد، هرچه مطلوب انسان بزرگتر باشد تلاش و جدیت در راه آن سزاوارتر است. واضح است که رسیدن به مقام قرب الهی با این حال سستی و سهل انگاری که ما داریم بدست نمی آید. برای رسیدن به چنین هدفی باید مردانه قیام کرد. من و شما که به قیامت ایمان داریم، می دانیم که آن عالم با این عالم قابل مقایسه نیست، چه عذاب و سختی آن و چه عیش و خوشی آن، چرا که آن عالم ابدی و دائمی است و در آن فنا و نیستی وجود نخواهد داشت، سعادتمندان در آن عالم در راحت و عزت و نعمت همیشگی خواهند بود، عزت و سلطنتی که در این عالم نظیری ندارد و نعمتهایی که در مخیله ی کسی نمی گنجد، و اشقیا در آن عالم در عذاب و سختی ای خواهند بود در این عالم اثری از آن نیست. من و شما که می دانیم راه وصول به سعادت در عالم آخرت، اطاعت خداوند در این دنیا است، و در بین اطاعت ها و عبادات هیچ یک مقام و مرتبه ای به بلندی نماز ندارند، چرا که نماز معجونی کامل و جامع است که سعادت بشر را تضمین می نماید و قبولی آن موجب قبولی جمیع اعمال است، پس باید در راه آن با تمام تلاش حرکت کنیم و از هیچ کوششی مضایقه نکنیم و سختی های آن را تحمل کنیم، اگرچه سختی و مشقتی هم ندارد و فقط با مدتی مواظبت، قلب انسان با آن مانوس می شود. آن وقت در همین دنیا از مناجات با حق چنان لذتهایی می بریم که با هیچ یک از لذتهای دنیوی قابل مقایسه نیست. این را از مطالعه احوال اهل مناجات با خدا می شود فهمید.



برچسب‌ها: نماز, خشوع, آداب قلبی نماز, آداب الصلوه, دعوت به تحصیل خشوع
ادامه مطلب
      [ پنجشنبه 17 آذر1390 ] [ 21:29 ] [ علی ] [ ]

 

امثال ما که با این حال و روزی که داریم از مشاهدات غیبی محروم هستیم و نمی توانیم جلال و جمال الهی را مشاهده کنیم ناچار هستیم که برای به دست آوردن خشوع از راه علم یا ایمان وارد شویم.

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون» (مومنون، 1 و 2) یعنی: «همانا رستگار شدند مومنانی که در نمازشان خاشع اند.»

در این آیه خداوند متعال خشوع در نماز را از علائم و نشانه های ایمان شمرده است. پس، هرکس در نماز خاشع نباشد، به حسب فرموده ی ذات مقدس حق، از زمره اهل ایمان خارج است. یعنی نمازهای امثال ما که با خشوع همراه نیست ناشی از نقص در ایمان یا نبود ایمان در وجود ماست. می دانیم که اعتقاد و علم با ایمان تفاوت دارد. این علمی که ما به وجود خداوند و اسما و صفات او و سایر معارف الهی داریم غیر از ایمان است. به شهادت قرآن شیطان نیز علم به مبدا و معاد دارد ولی با این حال کافر است. آنجا که شیطان می گوید «خلقتنی من نار و خلقته من طین» (اعراف/12) یعنی: «مرا از آتش و او را از گل آفریده ای.» در واقع به وجود خداوند و خالقیت او اقرار کرده است. و آنجا که می گوید: «انظرنی الی یوم یبعثون» (اعراف/14) یعنی: «مرا تا روزی که برانگیخته شوند مهلت ده.» نشان می دهد که به وجود معاد معتقد است. به کتب آسمانی و پیامبران الهی و ملائکه نیز علم دارد، با این حال خداوند او را کافر خطاب کرده و جزء مومنین نمی شمارد.

پس هر اهل علمی اهل ایمان نیست.

در واقع هر یک از ما وظیفه داریم پس از تحصیل علم به خداوند و معارف الهی خود را در زمره ی مومنین نیز وارد بنماییم و عظمت و جلال و زیبایی و جمال حق تعالی را به قلب خود نیز برسانیم تا قلب خاشع شود و الا علم به تنهایی خشوع نمی آورد چنانچه در وجود خودمان هم می بینیم که با اینکه به مبدا و معاد و به عظمت خداوند اعتقاد داریم ولی قلبمان خاشع نیست.



برچسب‌ها: نماز, خشوع, ایمان, شیطان, علم, قلب, سلوک
ادامه مطلب
      [ شنبه 5 آذر1390 ] [ 17:49 ] [ علی ] [ ]


یکی از آداب قلبی که در همه ی عبادات به خصوص نماز که سرآمد همه ی عبادات است، لازم است، خشوع است. حقیقت خشوع عبارت است از خضوع کامل همراه با حب یا خوف. این حالت هنگامی حاصل می شود که انسان عظمت و هیبت و بزرگی و زیبایی چیزی را درک کند.

قلوب انسانها در خلقت دو گونه هستند:

1- بعضی از قلوب عشقی هستند که مظهری از جمال حق اند. این قلوب فطرتاً متوجه به جمال محبوب هستند و هنگامیکه در سلوک خود جمال الهی را ادراک کنند، عظمت نهفته در جمال الهی آنها را محو و از خود بیخود می نماید. زیرا در هر جمالی جلالی پنهان و در هر جلالی جمالی نهفته است. شاید امیرالمومنین علی علیه السلام به همین حقیقت اشاره داشته اند آنجا که فرموده اند: «سبحان من اتسعت رحمته لاولیائه فی شده نقمته و اشتدت نقمته لاعدائه فی سعه رحمته» (نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 215، خطبه 89) یعنی: «منزه است کسی که عذاب و نقمتش شدید است و در همان حال رحمت او دوستانش را فراگرفته، و با آنکه دایره ی رحمتش فراگیر است، عذاب و نقمتش برای دشمنان شدت گرفته است.»

پس این گونه قلوب به محض ادراک زیبایی یار، هیبت و عظمت و سطوت آن آنها را فرو می گیرد و حالت خشوع در مقابل جمال محبوب به آنها دست می دهد. در ابتدای امر این حالت باعث اضطراب و تزلزل قلب می گردد ولی پس از پذیرفتن آن، حالت انس و آرامش و طمانینه جای آن را می گیرد؛ چنانچه حالت قلب ابراهیم خلیل علیه السلام چنین بوده است.

 2- پاره ای از قلوب خوفی از مظاهر جلال هستند. آنها همیشه عظمت و کبریا و جلال حق را ادراک می کنند و بیشتر، اسماء قهریه و جلالیه بر قلوب آنها تجلی می کند و خشوع آنها ممزوج با خوف و وحشت است؛ چنانچه حضرت یحیی علیه السلام اینچنین بوده است.

اما به هر حال این حقیقت وجود دارد که در هر حبی وحشتی و در هر خوفی حبی هست.

مراتب خشوع نیز بسته به مراتب ادراک عظمت و جلال یا حسن و جمال متفاوت است


.

      [ سه شنبه 3 آبان1390 ] [ 21:38 ] [ علی ] [ ]


در حکمت متعالیه، ملاصدرای شیرازی اثبات کرده است که تمام عالم وجود هیچگونه اصالتی ندارد و در واقع رابطه مخلوقات با خدا همانند رابطه پرتوهای نور با منبع نور است که بدون تصور منبع نور هیچ تصوری برای وجود پرتوهای نور امکان پذیر نیست و این پرتوها هیچ وجودی از خود ندارند بلکه وجود آنها صرف ربط به منبع نور است. پس اینطور نیست که هیچ انگاشتن نفس، یک نوع تواضع و تصنع باشد بلکه برخاسته از حقیقتی است که در ذات هر مخلوقی ثبت است. داغ فقر و ذلت در مقابل خداوند در پیشانی هر مخلوقی گذاشته شده است. فهم این حقیقت اولین مرتبه و اولین مقام مسافرین کوی دوست است. یک راهکار عملی برای رعایت این ادب قلبی در نماز و عبادات این است که در باره ی این حقیقت بیشتر مطالعه و تفکر کنیم. برای کسب اطلاعات بیشتر در این مورد لازم است اندکی مطالعات فلسفی داشته باشیم. من شخصا کتاب آموزش فلسفه اثر علامه مصباح یزدی را به دوستان پیشنهاد می کنم. اما آنچه مهم است این است که پس از مطالعه در این مورد و پذیرفتن عقلی این حقیقت نباید به آن اکتفا نمود بلکه باید سعی کنیم این حقیقت را به قلب نیز برسانیم و به آن ایمان بیاوریم تا از رسیدن به مقامات بالاتر که «ایمان» و «اطمینان» و «مشاهده» و ... است محروم نمانیم.




      [ شنبه 9 مهر1390 ] [ 11:1 ] [ علی ] [ ]


گفتیم یکی از مهم ترین آداب قلبی در هر عبادتی خروج از منزل خودبینی و خودپسندی است.

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله» (نساء/100) یعنی : «کسی که از خانه اش بیرون شود در حالی که هجرت کننده به سوی خدا و رسول اوست، آنگاه مرگ او را دریابد، پاداش او بر خدا واقع (ولازم) شده.»

در این آیه اشاره به مقام مهاجرین الی الله است. دو نوع هجرت به سوی خداوند داریم. صورت ظاهری هجرت، هجرت از خانه ی تن به سوی کعبه یا حرم اولیاء الله است. اما هجرت معنوی خروج از خانه ی نفس و منزل دنیا به سوی خدا و رسول اوست که در واقع هجرت به سوی رسول الله و اولیاء نیز هجرت الی الله است. تا زمانی که نفس هنوز تعلقی به خویشتن دارد مسافر نشده است. تا بقایای خودبینی در نظر سالک باشد هنوز مهاجر به حساب نمی آید.

وقتی انسان وجود خود را کاملا تسلیم خدا کرد و این خانه را به صاحب خانه واگذار نمود و هیچ گونه اراده ای که ناشی از هواهای نفسانی باشد در آن داخل نکرد، آنوقت صاحب خانه خود زمام امور این خانه را به دست خواهد گرفت. در آن وقت است که چشم او چشم الهی می شود و با چشم حق خواهد نگریست؛ و گوش او گوش الهی شود و با گوش حق خواهد شنید و ... . برعکس این مطلب هم صحیح است. هرچقدر نفسانیات انسان برایش موضوعیت داشته باشد به همان اندازه از الهی شدن دور خواهد بود و ناقص به حساب خواهد آمد.




ادامه مطلب
      [ جمعه 11 شهریور1390 ] [ 0:22 ] [ علی ] [ ]
درباره وبلاگ

تا به کی اندر نماز و بی نیاز
تا به کی غرق نیاز و بی نماز

تا به کی محروم از فیض ازل
تا به کی محبوس زندان امل

تا به کی در محضر حق بی حضور
تا به کی خاموش در دریای نور

شو غریق بحر عرفان در نماز
هرچه خواهی کن طلب از بی نیاز

با عروجت پرده ها را پاره کن
کشف سر و ستر و هر بیگانه کن

منبع فیض ازل باشد نماز
پس کنار سجده گاهت دل بباز


تا حالا از این منابع در این وبلاگ استفاده کرده ام:
کتاب عروج تا بینهایت علامه مصباح یزدی
کتاب تفسیر نماز حجت الاسلام قرائتی
کتاب عین الحیات علامه مجلسی
سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد با موضوع حقیقت نماز
سخنان امام خامنه ای
کتاب شرح چهل حدیث از امام خمینی
کتاب جلوه وصال از احادیث امام رضا علیه السلام
کتاب آداب نماز از امام خمینی
امکانات وب