تبليغاتX
پرواز در ملکوت

چهارشنبه 29 آذر1385

حقیقت و ماهیت نماز

حقيقت و ماهيّت نماز

نماز يعنى اينكه بنده در برابر خداوند بايستد و اظهار بندگى كند و دست نياز به سوى او داشته باشد. كسى كه به نماز مى ايستد بايد محضر خدا را درك كند و بداند در برابر چه مقامى ايستاده است و در نتيجه، وظيفه بندگى را با نهايت خضوع و خشوع به جاى آورد.

وقتى ما به نماز مى ايستيم، كمتر به نماز توجه داريم و توجهمان به ساير مسائل معطوف مى گردد، گاهى مسائلى كه مربوط به ده ها سال قبل است، به خاطرمان مى آيد. تازه وقتى مى خواهيم سلام بدهيم متوجه مى شويم كه نماز مى خوانديم! چقدر زشت و ناپسند است كه ما در مقابل خدا بايستيم و توجه نداشته باشيم در برابر چه كسى ايستاده ايم و چه مى گوييم! خداوند اين حالت را از علايم منافقان به شمار آورده است:

«وَ لايَأْتُونَ الصَّلوةَ اِلاّ وَ هُمْ كُسالى...» ( توبه/54.)

و نيز در روايتى وارد شده است، كسى كه نماز مى خواند، ولى دل به نماز نمى سپرد، آيا نمى ترسد كه او را به صورت الاغ مسخ كنم. آن قدر بى توجهى در نماز زشت و ناشايست است كه كسى كه بدان مبتلا گردد، مستحق اين است كه به صورت الاغى مسخ شود؛ در واقع او انسان نيست. چطور ممكن است انسان در برابر بزرگى بايستد و هيچ توجهى به او نداشته و دلش جاى ديگر باشد، چه رسد به اينكه در برابر خداى جهان بايستد ـ خدايى كه همۀ هستى، همۀ خوبى ها و همۀ نعمت ها از اوست ـ و به اندازۀ توجه به يك انسان معمولى نيز به او اعتنا و توجه نكند!

آيا وقتى انسان در برابر ديگرى ايستاده و با او سخن مى گويد، رويش را از او بر مى گرداند؟ و اگر چنين كند عقلا نمى گويند او ديوانه است؟ البته خداى متعال جسم نيست كه صورت ما به طرف او متمايل گردد، بلكه ارتباط و مواجهه با خدا توسط دل انجام مى گيرد، چرا كه او بر هر چيزى احاطه دارد و تنها با دل مى توان با او روبرو شد، حال اگر دل را از او منصرف سازيم و به نماز توجه نداشته باشيم، روى از خدا برگردانده ايم.

آيا كسى كه خداوند، از روى لطف، بدو اجازه داده در حضور او بايستد و با او سخن گويد و به درد دل و مناجات بپردازد ـ به جاى غنيمت شمردن اين فرصت و شكر بر اين نعمت بزرگ ـ جا دارد از او غافل گردد؟ شخصيتهاى بزرگ به راحتى به انسان بار نمى دهند و اجازه نمى دهند هركسى به خدمت آنها برسد، امّا خداوند متعال به جهت محبّت بى حدّش، درِ خانه اش را به سوى همه انسانها باز گذاشته و به آنها اجازه داده روى به سوى او داشته باشند. حال بايد فرصت را غنيمت بشماريم و با تمام وجود روى به سوى او داشته باشيم و تنها توجهمان به سوى او باشد.

اگر كسى به خدا اعتقاد نداشت و معتقد نبود كه در محضر خداست طبيعى است كه به او اعتنايى ندارد، ولى كسى كه به خدا اعتقاد دارد و مى داند در برابر خدا ايستاده، بى اعتنايى او زشت و ناشايست است، لذا در روايت تعبير «عَجِبتُ» به كار رفته است: خداوند مى فرمايد من تعجب مى كنم از اينكه بنده ام در برابر من مى ايستد؛ ولى نشاط و توجه ندارد.

البته حالاتى مثل تعجب، ترس، اندوه و ساير احساسات، به موجود مادى كه به مادّه تعلّق دارد اختصاص دارد و خداى متعال منزّه است از اينكه از چيزى تعجب كند، يا بترسد و يا اندوهگين شود و اگر خداوند اين تعابير را درباره خويش به كار برده، خواسته است به زبان ما سخن گفته باشد.

نوشته شده توسط عبد الله در 22:40 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 26 آذر1385

لزوم توجه به نماز

لزوم توجه به نماز

«يا اَحْمَدُ؛ عَجِبْتُ مِنْ ثَلاثَةِ عَبيد: عَبد دَخَلَ في الصَّلوةِ وَ هُوَ يَعْلَمُ اِلى مَنْ يَرْفَعُ يَدَيْهِ وَ قُدّامَ مَنْ هُوَ وَ هُوَ يَنْعِسُ »

 

در قسمتی از حديث شريف معراج خداوند خطاب به پيامبر مى فرمايد:

اى محمد؛ از سه دسته از بندگانم در شگفتم، دسته اول: بنده اى كه به نماز مى ايستد و مى داند دستان خود را به سمت چه كسى بلند كرده و در برابر چه كسى ايستاده، و در عين حال خواب آلوده است!

اين فراز از روايت به نكته اى اشاره دارد كه درد همه ماست و لااقل اكثر ما بدان مبتلاييم و آن اينكه حق نماز را ادا نمى كنيم؛ گرچه هر كس آگاهى و معرفت بيشترى دارد، بايد توجه بيشترى به نماز داشته و اهميّت آن را بهتر درك كند.

سر بسته همه مى دانيم كه نمازمان در خور و شايسته پذيرش الهى و به مانند نمازى كه اولياى الهى برپا مى دارند نيست و نيز مى دانيم آثار و ثمراتى كه در قرآن و روايات براى نماز ذكر شده است، بر نماز ما مترتّب نمى گردد؛ ولى بسيارى از ما، به تفصيل، به ميزان كوتاهى و تقصير خود آگاه نيستيم، لذا بايد سعى كنيم به ميزان نقص و عيب نمازمان پى ببريم. زشتى و عيب نمازى را كه بدون حضور قلب و از روى بى حالى آورده مى شود، بدانيم و نيز بينديشيم كه اگر نماز كامل و شايسته اى مى خوانديم، چقدر از فرصت بر پاى دارى نماز بهره مى گرفتيم و به چه نتايج والايى دست مى يافتيم و اكنون كه بدون حضور قلب و توجه نماز مى خوانيم، چه نتايج و منافعى را از دست مى دهيم و چه زيانهايى متوجه ما مى گردد.

شايسته است قدرى در نماز اولياى خدا نگريسته و با مقايسه نماز آنان با نماز خود، به نقايص و عيوب نمازمان پى ببريم؛ چرا كه با مقايسه ضعيف با قوى و ناقص با كامل، بهتر به ميزان عيب و نقص پى مى بريم.

البته براى جبران نقيصه كوتاهى و بى توجهى در نماز، بزرگان كتاب هايى نوشته اند كه از جمله آن كتاب ها «اسرارالصلوۀ» مرحوم ميرزا جواد آقاى تبريزى و نيز «سِرّالصلوۀ» امام، رضوان الله عليه، است و ما نیز در پستهای بعدی به شمّه اى از مطالبى كه درباره اهمیت نماز مطرح شده، اشاره مى كنيم.

نوشته شده توسط عبد الله در 23:58 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 23 آذر1385

نقش نیت در تعالی و سقوط انسان

نقش «نیت» در تعالی و سقوط انسان

امام صادق علیه السلام می فرماید: دو نفر وارد مسجد می شوند و هر دو نماز می خوانند، اما یکی با نماز خواندن از عذاب و آتش نجات پیدا می کند و بهشتی می شود، و دیگری به سبب همان نماز جهنمی می شود. پرسیدند: یا ابن رسول الله! چگونه چنین چیزی ممکن است؟ امام صادق علیه السلام فرمود: نفر اول به نماز خواندن خود می بالد و برای آنکه توجه دیگران را نیز جلب کند، قدری هم رکوع و سجود و اعمال نمازش را بهتر انجام می دهد و خضوع و خشوع تصنّعی آن را بیشتر می کند. به سبب چنین نیتی که در نماز خود وارد می نماید، هم نماز را باطل می کند و هم باعث جهنمی شدن خود می گردد. اما شخص دوم وارد نماز می شود و نماز می خواند در حالیکه خجل، سرافکنده و در این فکر است که آیا این نماز من مقبول خواهد شد یا نه، و در هنگام نماز حالت توبه به او دست می دهد و تصمیم می گیرد دیگر گناه نکند. این نماز باعث می شود از جهنم نجات پیدا کند و بهشتی شود. (بحار الانوار، ج72، باب117، روایت21)

نیت تا این حد می تواند ارزش عمل را تحت تاثیر قراردهد. از این رو، معیار ارزش گذاری کارهای عبادی و روح عبادت، «نیت» است. مهم این است که عبادت را به چه «انگیزه ای» انجام می دهیم.

اهمیت و نقش نیت در اعمال، تا بدان حد است که ما می توانیم به جز عبادتهای اصطلاحی، از راه نیت، کاری کنیم که تمام اعمالمان عبادت شود! حتی کارهایی از قبیل: خوردن، آشامیدن، خوابیدن، استراحت کردن و لذتِ حلال بردن نیز می تواند طوری واقع شود که عبادت به شمار آید! البته این در صورتی است که در همه افعال خود «رضایت خداوند» را مد نظر داشته باشیم. اگر هر نشست و برخاست و هر عملی را که انجام می دهیم، قصدمان واقعاً این باشد که رضایت و خشنودی خدا را به دست آوریم، آن عمل، عبادت می شود. البته تفاوت عبادتهای خاص با سایر اعمال این است که در سایر اعمال، اگر آنها را به قصد رضایت الهی انجام ندهیم، مشکلی ندارد و ما را جهنمی نمی کند، ولی عبادات خاص مثل نماز و روزه، اگر به قصد ریا انجام شود، فرد را به جهنم خواهد فرستاد.

 

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبد الله در 12:45 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 22 آذر1385

موانع تاثیر گذاری نماز

موانع تاثیر گذاری نماز

 

تا به حال از خود پرسیده اید که چرا نمازهای ما فاقد آثاری است که برای نماز برشمرده می شود؟

 

پس این مطلب را که در وبلاگ نماز درج شده است، بخوانید.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 22:58 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 21 آذر1385

مراتب خوف از خداوند: قسمت سوم

مراتب خوف از خداوند

3.ترس از عواقب گناه

یک مرتبه دیگر از خوف، مرتبه رایج آن، یعنی ترس از گناهان و آثار سوئی است که از آنها دامن گیر انسان می شود. این نازلترین مرتبۀ خوف از خداوند است و متاسفانه ما به سبب ضعف معرفت و ایمان، همین مرتبۀ نازل از خوف را نیز جدّی نمی گیریم. این در حالی است که فقط در قرآن کریم ده ها و صدها آیه درباره جهنم و توصیف عذابهای آن وجود دارد.

جدای از روایات، اگر ما به همان توصیفهایی که از جهنم در ضمن آیات قرآن امده به درستی توجه کنیم، جا دارد حالتی شبیه جنون به ما دست دهد. این در حالی است که تفصیل و توصیفهایی که در روایات درباره عذاب آمده، بسیار بیشتر و دهشتناک تر است، ولی ما از کنار همه اینها می گذریم و جدّی شان نمی گیریم. در روایات آمده که اگر یک قطره از آن آب و مایعی را که به هنگام تشنگی به جهنمیان می نوشانند، به آبهای دنیا اضافه کنند، تمام موجودات زنده روی کره زمین از بوی تعفن آن می میرند! (رجوع کنید به بحار الانوار، ج8، باب 24، روایت1، ص280) اگر ما به این مفاهیم توجه کنیم و ببینیم که در اثر گناهان، مستحق چه عقوبتهایی می شویم، در خوف و خشیتمان از خدا تاثیر خواهد گذاشت.

افزون بر عقوبت گناه، باید به زشتی خود گناه و نفس مخالفت با خدای تعالی نیز توجه کنیم. انسان حتی اگر فقط یکمرتبه در عمرش خدا را معصیت کند، بسیار زشت است و جا دارد که از خجالت آن آب شود! او خدایی است که همه هستی ما و نعمتهایی که داریم از اوست و حتی اگر امر و نهی هم کرده، به سبب منافعی است که در اثر رعایت آنها به ما باز می گردد؛ آنگاه ما به جای تشکر، پرچم مخالفت با او را بلند می کنیم!

ما با اولین گناه، مستحق این می شویم که خداوند نعمتهایش را از ما بگیرد، تا چه رسد به اینکه صدها و هزاران گناه مرتکب شویم. اگر انسان به این مسایل بیندیشد، آنگاه متوجه می شود که چقدر باید در مقابل خدای تعالی شرمنده و ترسان باشد. اگر انسان به گناهان خود و استحقاق عذابی که در مقابل آنها پیدا کرده توجه کند، انگاه حالت فروشکستن و خشوع در او ظاهر می شود.

اگر این مطالب را درست تصور کنیم، پی آمد آن بروز حالت شکستگی در ماست که می تواند در نماز هم تاثیر بگذارد و آن را با خشوع همراه نماید. از سوی دیگر نیز، به یقین، نمازی که با خشوع همراه باشد، بسیاری از زشتیها و پلیدیها و حق ناشناسی های ما به خداوند را جبران خواهد کرد. در روایات ما آمده، چشمی که از خوف و خشیت الهی بگرید، خداوند آن چشم را عذاب نمی کند. از این رو، اگر گناهان ما آن آثار منفی و زیان بار را دارد، توجه به خدا و خوف و خشیت از او نیز این آثار خوب و مثبت را به همراه خواهد داشت.

بنابراین، یکی از راههای مؤثر در ایجاد خشوع این است که قبل از نماز، دربارۀ زشتی گناهانمان و عواقب بد آنها بیاندیشیم. کسانی که با دعاها و مناجاتهای ائمه علیهم السلام سر و کار داشته باشند و مرتب آنها را تکرار کنند، به تدریج این حالت برایشان بصورت «ملکه» در می آید و دیگر نیازی ندارند هر روز یک ساعت بنشینند و به این مسایل فکر کنند. آنان همین که وقت نماز نزدیک می شود یا قدم در مسجد می گذارند، حالشان تغییر می کند. آنان وقتی ندای «قد قامت الصلوۀ» را می شنوند و توجه می کنند که باید به ملاقات با چه کسی بشتابند، منقلب می گردند و حالت خشوع می یابند.

 

جهت مشاهده متن کامل این پست بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبد الله در 19:38 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 20 آذر1385

مراتب خوف از خداوند: قسمت دوم

مراتب خوف از خداوند

2. خوف محرومیت از نگاه لطف خداوند

یک نوع «خوف از خدا» هم این است که کسانی از این بیم دارند مبادا مورد بی اعتنایی خداوند قرار گیرند و خدا با آنها حرف نزند و صدایشان را نشنود. این بی اعتنایی برای آنها از عذاب جهنم دردناکتر است. کودکی که مادرش با او قهر کرده، التماس می کند که: «مادر مرا بزن و هر بلایی که می خواهی بر سرم بیاور، اما با من قهر نکن»!

 کسانی هم هستند که به خدای تعالی عرض می کنند «خدایا ما را به آتش جهنمت بسوزان، اما نگاه و عنایتت را از ما دریغ مدار»! اینان ترسشان از این است که از نگاه و توجه خداوند محروم بمانند.

«هر چه کنی بکن مکن ترک من ای نگار من».

 

برای مطالعه متن کامل این پست بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبد الله در 15:58 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 19 آذر1385

مراتب خوف از خداوند: قسمت اول

مقدمه: ما به دنبال «خشوع» در نماز هستیم و یکی از راههای پیدا کردن آن، رسیدن به حالت «خوف از خدا» است. از این رو، باید در مورد چگونگی به دست آوردن این حالت بحث کنیم.

 

مراتب خوف از خداوند

1. خوف از فراق پروردگار

کسانی که مرتبه ای از محبت الهی را داشته و مزه محبت او را چشیده باشند، هیچ چیز دیگری برای آنها ارزش ندارد؛ چنان که در مناجات المحبین، امام سجاد علیه السلام می فرماید:

اِلهی مَن ذَا الَّذی ذاقَ حَلاوَۀَ مَحَبَّتِکَ فَرامَ مِنکَ بَدَلاً؛

خدایا! کیست که شیرینی محبت تو را چشیده باشد و از تو روی گرداند و به سراغ دیگری رود؟!

کسانی که از این معانی چیزی فهمیده اند و چشیده اند، نهایت آرزویشان این است که به وصال محبوبشان برسند و در مقابل، بالاترین ترسشان نیز این است که از وصال او محروم گردند و به فراقش مبتلا شوند. این یک نوع و یک مرتبه از «خوف الهی» است؛

 

متن کامل این پست را در ادامه مطلب بخوانید.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبد الله در 11:26 |  لینک ثابت   • 

شنبه 18 آذر1385

مناجات الخائفین

مناجات الخائفین

 

به نام خداوند بخشندۀ مهربان

ای خدا! آیا باور کنم که بعد از ایمانم به تو، باز مرا عذاب می کنی؟

یا بعد از دوستی تو، باز مرا از خود دور می گردانی؟

یا با آنکه به لطف و رحمتت چشم امید دارم، باز محرومم می سازی؟

یا با آنکه به عفوت پناه آورده ام، باز مرا تسلیم عقاب خواهی کرد؟

حاشا از ذات بزرگوار کریمت که ناامیدم گردانی!

ای کاش می دانستم که مادرم مرا برای بدبختی زاییده یا برای رنج پرورش داده. کاش نمی زایید و نمی پرورید.

و ای کاش می دانستم که مرا از اهل سعادت مقرر داشته ای و برای مقام قرب و جوارت مخصوص گردانیده ای تا دلم شاد و دیده ام روشن و قلبم آرام می گردید.

ای خدا! آیا روی آنان که در پیشگاه عظمتت به خاک افتاده اند را سیاه خواهی گرداند؟ یا زبان آنان که بر مجد و بزرگواریت ثنا گفته اند را لال خواهی ساخت؟ یا دلهایی که در پرده های آن عشق و محبت تو پنهان بوده است را سیاه و تاریک خواهی نمود؟ یا آن گوشهایی که از شنیدن ذکر تو لذت می برده اند را کر خواهی نمود؟ یا آن دستهایی که به آرزو و امیدواری به درگاه کرمت بلند شده اند، به غل و زنجیر خواهی بست؟ یا بدنهایی را که در راه طاعتت رنج برده و به جهد و کوشش در عبادتت لاغر شده اند عقاب خواهی کرد؟ یا آن پاهایی که سعی در راه بندگیت کردند عذاب می کنی؟

خدایا! درهای رحمتت را به روی بندگان موحدت مبند؛ و مشتاقانت را از مشاهدۀ جمالت در حجاب محرومیت میفکن.

خدایا! آن جان را که عزت توحید بخشیدی چگونه دوباره خوار و ذلیل هجرانت خواهی کرد؟ و دلی را که در کمند عشق و محبت بربستی چگونه در آتش قهرت خواهی سوزاند؟

خدایا! مرا در پناه خود گیر از خشم و غضبت که بسیار سخت است.

ای پر محبت و رافت!

   ای احسان کننده به بندگان!

          ای بخشنده! ای مهربان!

             ای جبران کننده! ای مسلط بر همه چیز!

                                   ای آمرزنده! ای پرده پوش!

به حق رحمت بینهایتت که مرا از آتش عذابت نجات بخش و از رسوایی و ننگ محفوظ دار؛ در روزی که نیکان از بدان جدا می شوند و هنگام مقامات و حالات فرا می رسد و عقابت بصورت هول انگیز پدیدار می شود و نیکوکاران به مقام قرب رسند و بدکاران دور از لطف و رحمتت گردند و همه به کیفر اعمالشان می رسند و به هیچکس ستمی نخواهد شد.

نوشته شده توسط عبد الله در 16:2 |  لینک ثابت   • 

جمعه 17 آذر1385

خوف از خدا

خوف از خدا

خوف از خدا در فرهنگ اسلامی و در قرآن و روایات، و ترغیب و تشویق به آن، امری انکارناپذیر و مسلم است. با این همه، برخی خواسته اند با طرح برخی شبهات بی مایه و ضعیف، در این مساله تردید کنند. مثلاً گاه گفته میشود انسان از موجودات وحشتناک می ترسد؛ مگر خدای تعالی موجودی ترسناک و وحشتناک است که از آن بترسیم؟! روشن است که این شبهه، سخنی بسیار سبک و کودکانه، و پاسخ آن بسیار روشن است. پاسخ همه این قبیل شبهه ها این است که خوف از خدا در واقع به سبب اعمال خود ما، و نظامی است که خداوند برای اعمال زشت مقرر فرموده است. خدای تعالی نظام هستی را طوری قرار داده که در آن، ارتکاب گناه آثاری سوء در پی دارد. خداوند در روز قیامت انسان را زنده می کند و اگر فرد با ارتکاب گناه مستحق عقاب گردیده باشد، او را به جهنم می برد و عذاب میکند. این نظام تغییر ناپذیر جهان هستی است. چون چنین است، ما از آن می ترسیم که در اثر اعمال زشت و گناهان خویش مشمول این نظام گردیم و خدای ناکرده به آتش قهر الهی گرفتار آییم. بنابراین، خدا موجودی وحشتناک و ترسناک نیست؛ بلکه آنچه ترسناک است، اعمال و رفتارهای سوء خود ما است که ممکن است بر اساس نظامی که خداوند مقرر فرموده، ما را به سوی جهنم و عذاب الهی بکشاند.

نوشته شده توسط عبد الله در 23:24 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 16 آذر1385

عوامل پیدایش خشوع در نماز: قسمت سوم

عوامل پیدایش خشوع در نماز: قسمت سوم

۳. خداترسی

از دیگر عواملی که موجب خشوع در نماز می گردد، حالت «خوف از خدا» است. در آیات و روایات فراوانی بر این مطلب تصریح و تاکید شده که مؤمن باید از خداوند خوف داشته باشد.

در قرآن کریم می فرماید:

فَلا تَخافوهُم وَ خافونِ إِن کُنتُم مُؤمِنینَ؛

پس اگر مؤمن هستید از آنان مترسید و از من بترسید. (آل عمران 175)

در جایی دیگر می فرماید:

وَ اَمّا مَن خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفسَ عَنِ الهَوی* فَإنَّ الجَنَّۀَ هیَ المَاوی؛

و اما کسی که از ایستادن در برابر پروردگارش هراسید، و نفس خود را از هوس بازداشت، پس جایگاه او همان بهشت است. (نازعات 40 و 41)

یا این که می فرماید:

فَلا تَخشَوهُم وَ اخشَونِ؛

پس از ایشان مترسید و از من بترسید. (مائده 3)

در روایات اهل بیت علیهم السلام نیز در موارد متعددی به مساله «خوف از خدا» اشاره شده است. تعداد این روایات به حدی است که در کتابها و جوامع روایی، بابی مستقل مربوط به خوف و خشیت الهی وجود دارد. در دعاها و مناجاتهایی که از ائمه اطهار علیهم السلام نقل شده، مضامینِ حاکی از خوف خداوند بسیار است. یکی از مناجاتهای امام سجاد علیه السلام در مجموعه مناجاتهای «خمس عشره»، مناجاۀ الخائفین است.

افزون بر اینها، در سیره عملی پیامبر و اهل بیت اطهار علیهم السلام و همچنین بزرگان، گفته شده که بدون استثنا حالت خوف از خدا داشته اند و حتی در برخی موارد گفته شده که حالتی شبیه «بی هوشی» به آنان دست می داده و از خوف خدا از حال می رفتند!

حال باید دید که اصولاً خوف از خدا به چه معناست؟ آیا امکان دارد در عین حال که انسان از چیزی و کسی می ترسد، رابطه محبت و مودت نیز با او داشته باشد و به عبارتی، از ترس خود لذت برده و برایش امری مطلوب باشد؟! این سؤال بویژه در این زمانه که همه به دنبال شادی و پایکوبی و دست افشانی هستند تا گریه و زاری و ترس، جدی تر می شود.

ما به دنبال «خشوع» در نماز هستیم و یکی از راههای پیدا کردن آن، رسیدن به حالت «خوف از خدا» است. از این رو، باید در مورد چگونگی به دست آوردن این حالت بحث کنیم.

نوشته شده توسط عبد الله در 9:35 |  لینک ثابت   • 

شنبه 4 آذر1385

عوامل پیدایش خشوع در نماز: قسمت دوم

عوامل پیدایش خشوع در نماز: قسمت دوم

2. توجه به صفات جمال الهی

یکی دیگر از راههای ایجاد خشوع در نماز، توجه به «صفات جمال» الهی است. در واقع این راه، راه عشق و محبت است. هنگامیکه انسان به صفات جمال خداوند توجه می کند، او را موجودی دوست داشتنی و قابل ستایش و پرستش می یابد و از این رو، در مقابل او خضوع و خشوع می کند. این قاعده ای کلی و عمومی است. انسان هرقدر که کسی را بیشتر دوست داشته باشد، می کوشد خود را بیشتر به او نزدیک کند. در مورد خدای تعالی نیز، هر قدر محبت خدا در دل انسان بیشتر باشد، شوق نزدیکی و ارتباط و اتصال با او نیز در انسان بیشتر خواهد بود و محبت خدا، در نتیجۀ معرفت به صفات جمال الهی و توجه به آنها پیدا می شود. شوق لقای الهی در دل کسانی بیشتر است که صفات جمال الهی را بیشتر و بهتر شناخته اند و محبت خدا در دلشان بیشتر است. اگر چنین حالتی تا حدودی در انسان حاصل شده باشد، از آنجا که نماز را لحظۀ لقا و دیدار محبوب می یابد، آتش شوق وصال در دلش زبانه می کشد و هنگامی که در نماز به وصال معشوق و محبوب خود می رسد، در مقابل او احساس خاکساری و فروشکستگی می کند. پیدایش اصل این حالت و نیز درجه شدت و ضعف آن، به میزان شوق لقای الهیِ انسان بستگی دارد. شوق لقای الهی نیز تابع میزان محبت انسان به خدای متعال است. محبت نیز تابعی از میزان معرفت انسان به صفات جمال الهی است. بر این اساس، گرچه انسان در هنگام نماز محبوب خود را به چشم سر نمی بیند، اما آتش شوق وصال و گرمی لحظۀ دیدار معنوی، تمام وجودش را فرا می گیرد.

نوشته شده توسط عبد الله در 10:32 |  لینک ثابت   • 

ترجمه قالب
رضا امین زاده
 
Powered By
BLOGFA.COM