تبليغاتX
پرواز در ملکوت

یکشنبه 29 بهمن1385

مواظب باشیم

مواظب باشیم

يكي از تأثيراتي كه نماز بايد بگذاره اينه كه در اخلاق و خُلق انسان تأثير بگذاره. نمازی مفید است که انسان رو متخلق کنه به اخلاق حسنه. يك وقتي اومدند خدمت پيغمبر اكرم (ص) عرض كردند: يا رسول الله! فلان بانوي مسلمان شبها رو احيا مي گرفت؛ تا صبح نماز مي خوند؛ سجده هاي طولانی؛ هر روز رو هم روزه بود و بسيار بسيار به اين عبادات اهميت مي داد، (يك وقتهايي هست مي گيم آقا ظواهر يعني چي؟ قلبت پاك باشه؛ يك وقتي هم هست از اون ور بوم مي افتيم خيلي به ظواهر اهميت مي دهيم.) اما يا رسول الله (ص) يه اخلاق بد هم داشت؛ با زبانش نيش مي زد. ( مثل خيلي از اين متدينها و متدينه هاي ما كه وقتي پير مي شن، مرغ مسجدن، كبوتر مسجدن، اما بعد كه مي ياد تو خونه يه نيش به عروسش مي زنه يه نيش به دامادش يا بچه اش.) پيغمبر اكرم (ص) فرمودند «لاخَيْرَ فيها، هيَ مِنْ اَهْل النّار» «اين نماز هيچ سودي براش نداشته. اين اهل آتشه.»

تويي كه مراقب زبونت نيستي، اهل آتشي. اين نمازها و ذكرها چه فايده براي تو داره؟ همين جور دائم الذكر و دائم النيشه! يعني هر از چند مدت يك بار يه نيشي هم مي زنه. اين كه فايده نداره. تو اگر فقط نمازهاي واجبت رو مي خوندي، ولی سرت رو هم انداخته بودي پائين و كاري به كسي نداشتي خيلي بهتر بود.

نوشته شده توسط عبد الله در 22:51 |  لینک ثابت   • 

جمعه 27 بهمن1385

نماز، بهترین هدیه بعد از مرگ

انشاءالله كه خداوند اين محبت رو در حق ما بكنه و هيچ وقت عشق به عبادت رو از ما نگيره. مرحوم آميز جواد آقاي تهراني (ره) در وصيت نامه شون نوشتن: «بهترین هدیه ای که بعد از مرگ برای من می توانید بفرستید نماز است.»  ماها وقتي كه يكي از عزيزانمون از دنيا مي ره متأسفانه راه نيكي كردن به اون رو بلد نيستيم. حواسمون به اين هست كه مجلسي برگزار بشه و غذا داده بشه؛ حالا غذا به همه برسه؛ همه سير بشن؛ تشييع جنازه اي گرفته بشه كه نصف شهر رو جمع كنيم و حتماً فيلم برداري بشه و خيلي چيزهاي ديگه اي كه براي ما اهميت داره. ولي براي اوني كه داره مي ره هيچ اهميتي قائل نيستيم. الان ديدگاه اون با ديدگاه دنيايي ما هيچ گونه مناسبتي نداره. او كاملاً معنوي و اخروي شده و الان ما بايد فقط و فقط معنوي فكر كنيم. دسته گل، گل گذاشتن رو قبر، سنگ قبر رو شستن، اين چيزهايي كه خيلي ما مقيديم، اتفاقاً اصلاً به درد اون نمي خوره. هيچ دردي رو از اون درمان نمي كنه. ما فكر مي كنيم سنگ قبر رو شستن و گل گذاشتن روي قبر، يه جور محبت كردن به اونه؛ ولي هيچ محبتي به اون نمي رسه. شما كه داريد اين كار رو مي كنيد و خودتون رو ارضا مي كنيد، براي محبت خودت داري سنگ قبر رو مي شوري ولي اون، اون پائين براش فرقي نمي كنه حالا سنگ قبرش شسته باشه يا نباشه. اصلاً اون پائين براش فرقي نمي كنه كه شما سر اين قبر بياي يا نه. اصلاً تو قبر نيست، جاي ديگه است. و متأسفانه اغلب ما فراموش مي كنيم. اينقدر تو ظواهر مراسمِ سوم و هفتم و چهلم و فلان گم مي شيم كه باطن كار رو يادمون مي ره كه اين بنده خدا الان نيازمنده و منتظره تا ما براش يه چيزي بفرستيم. اين كارهايي كه داريم مي كنيم هيچ فايده اي براش نداره. لذا آميز جوادآقا فرمودند: « براي من نماز هديه كنيد.» بیایید ما هم تو وصیتنامه هامون این رو بنویسیم. بنويسيم هر كسي من رو دوست داره، به جاي گريه كردن و ندبه كردن و مجلس گرفتن، دو ركعت نماز براي من بخونه. اگه كسي فكر مي كنه كه خيلي مديونه، دو ركعت نماز بخونه. يك روز، روزه بگيره. پنج تا يك قروني، پنج ریال صدقه بده.  اين كار رو براي اموات خودتون بكنيد كه انشاءالله ثوابش به اونها برسه.

نوشته شده توسط عبد الله در 7:52 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 25 بهمن1385

یک حدیث امید بخش

یک حدیث امید بخش

نمازي پر از روح، طراوت و زيبائيست كه باعث بشه انسان گناهانش بريزه. يك حديث بسيار بسيار زيبا از آقا اميرالمؤمنين (ع) خدمتتون بگم. واقعاً اين حديث اميدبخشه. بعضي وقتها ما چيزهايي داريم كه قدرشون رو نمي دونيم. اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايند: « بر من باكي نيست و مرا هيچ غم و اندوهي نيست، اگر گناهي انجام بدهم و به من مهلت بدهند يك نماز بعد از اين گناه بخوانم.» ببينيد، اميرالمؤمنين (ع) داره اين حرف رو مي زنه. مي گه: هيچ اندوهي نمي برم اگر اين مهلت رو داشته باشم كه بعد از گناه يه نماز بخونم. نماز !!

اين نمازه كه انسان رو متحول مي كنه. اين نمازه كه انسان رو رشد مي ده؛ چرا وقتي مي خوايم تكبيره الاحرام بگيم، وقتي مي خوايم وضو بگيريم، به جاي حرف زدن و نگاه به اين ور و اون ور در اين فكر نباشيم كه از نماز قبل تا اين نماز چه گناهاني رو مرتكب شديم.

یک نفر اومد خدمت پيغمبر اكرم (ص)، عرض كرد: آقا! كسي كه گناه مي كنه چه كار بايد كنه؟ فرمودند توبه كنه. گفت: آقا اگه توبه يادش رفت يا حال نداشت چطور مي شه؟ فرمودند: خدا مي بخشه. گفت: وقتي كه اون يادش رفته، خدا چه جوري ببخشه؟ فرمودند: مگه نماز نمي خونه؟ نماز رو كه مي خونه، گناه مي ريزه.

اين نماز مهمه. خيلي مهمه! همين چهار، پنج تا جمله. اين نماز خيلي مهمه . نماز اسرار داره. اگه همين طوري عادي بخواي وارد نماز بشي هيچي گيرت نمي ياد؛ ولي وقتي با دقت، با توجه، (حتي شايد توجه به معاني هم نباشه) توجه به اينكه براي خدا داري نماز مي خوني،‌ توجه به اينكه خدا داره مي شنوه، به خيلي چيزها مي رسي.

آقا امام صادق (ع) فرمودند: وقتي داري نماز مي خوني اگه خدا رو نمي بيني، بدون خدا داره تو رو مي بينه. خدا روت حساب باز كرده. يه حساب جداگونه! مي گه: بنده ی من داره نماز مي خونه، ببين چي داره مي گه؟ داره نگات مي كنه؛ با دقت هم داره نگاهت مي كنه. اين مراقبت را داشته باشيد که لا اقل حواستون به این نکته باشه.

نوشته شده توسط عبد الله در 13:21 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 23 بهمن1385

نماز باید همراه با ظهور و تظاهر باشه

نماز باید همراه با ظهور و تظاهر باشه!

امام رضا (ع) فرمودند: وقتي مي خواي براي نماز به مسجد بري، طوري برو كه همه بفهمند داري براي نماز مي ري. تا اونهايي كه تارك الصلاه هستند و براي نماز نمي يان، خجالت بكشند. (حالا شاید هم تارك الصلاه در معناي سخن آقا امام رضا (ع) يعني تارك المسجد، اونهايي كه نمازشون رو در مسجد نمي خونند.)

به نظر شما چرا الان بعضی از بچه مسلمون ها و بچه شیعه ها توی دانشگاه یا توی دبیرستان خجالت می کشند که جلوی دوستاشون برن نماز بخونند؟ اگه مي خواد نماز بخونه يواشكي مي خونه، و اگر بدونه كسي مي بيندش، تند تند مي خونه، كه يه وقت فكر نكنند من براي نماز اهميت قائلم!  غير از اينه كه من و تو مدام كوتاه اومديم؟ فكر كرديم نماز خجالت داره؟ نه، سرت رو بالا بگير، وقت نماز دست دو سه نفر ديگه رو بگير؛ بگو بيا بريم نماز بخونيم. چرا خجالت مي كشي نماز بخوني!؟ ولو همين نماز الكي رو بخون.

امام رضا (ع) داره بهت مي گه؛ مي گه: شماها كه اينقدر عاشق من هستيد، من دارم دستور مي دم، بيائيد با تظاهر به نماز، تارك الصلوه ها رو خجل كنيد. نه اينكه خودت هم خجالت بكشي. كاري كنيد كه خجالت، سهم تاركين صلاه بشه. راهش هم اینه نماز رو همراه با ظهور و تظاهر بخونیم. اسم این رو نمیشه ریا گذاشت. چون ریا به نیت آدم بستگی داره. موقع ریا نیت اینه که برای اینکه من پیش فلانی موجه جلوه کنم مثلا نماز می خونم یا کار دیگه ای انجام می دهم. ولی اینجا نیت اینه که من برای رضای خدا و برای اینکه ارزشهای اسلامی رو رواج بدهم نمازم رو همراه با ظهور و اظهار و تظاهر می خونم. این تظاهر معناش ظاهر سازی نیست. بلکه به معنای نشان دادن و به رخ کشیدن هست.

نوشته شده توسط عبد الله در 4:24 |  لینک ثابت   • 

شنبه 21 بهمن1385

نماز کارساز

نماز کارساز

شهيد مهدي زين الدين (رحمه الله عليه) فرمانده لشكر علي بن ابيطالب قم، به نماز خيلي مقيد بوده. دوستانش، بچه هاي لشكر خاطرات عجيبي از نماز ايشون تعريف مي كردند. از نمازهايي كه تو خط مقدم خوند؛ نمازهايي كه وسط جنگ خوند.

 بعد از شهادتش يكي از دوستانش ايشون رو در خواب مي بينه كه در يه قسمتي از خانه خدا، فرمانده زائرين هست. «عند ربهم يرزقون».  به زائرين مي گه كه مثلاً‌ از اين ور بريد، از اون ور بريد، اين كار روبكنيد و ... . (خيلي از اين زائرين هم شهيد بودند.) بعد از ايشون مي پرسه: اين درجه رو از كجا آوردي؟ گفته بود خداوند در بين شهدا من رو ممتاز كرده و به فرماندهي اينجا منتسب كرده چون من اهل نماز بودم. (نه اينكه بقيه اهل نماز اول وقت نبودند، و يا اصلاً‌ نمي خوندند، نه) ايشون اهل نمازي بود كه كارسازي مي كنه. اين نماز مدنظره.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 7:37 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 19 بهمن1385

یک حکایت

یک حکایت

در احوالات رابعه بنت کعب، عارفه ی مشهور، نقل شده كه شب دراز كشيده بود و تقريباً خواب بود؛ دزدي وارد شد و يه مقدار گشت ولی چيزي پيدا نكرد. همین که اومد بره رابعه صداش زد و گفت: فلاني كجا مي ري؟ ترسيد! گفت: نترس! در خونه ی من رو نصف شبي زدي اما چيزي گيرت نيومد؛ مي خواي يه خونه اي رو نشونت بدم كه اگر در زدي چيزي گيرت بياد؟ تعجب كرد؛ چي مي خواد بگه؟ نكنه خودش دزده؟ گفت كدوم خونه؟ گفت: وضو بگير دو ركعت نماز براي خدا بخون!  اين كار رو كرد. حال خوشي هم پيدا كرد؛ مي گن در قنوت نمازش گفت: همه درها رو به رويم بستي تا آخر به اين در آمدم. اگر اين در رو ببندي ديگه در ديگه اي ندارم بزنم.

 با نَفَس رابعه، يه دزد با خدا مناجات كرد! و از اون لحظه به بعد همه چيزش آباد شد. چرا؟ چون واقعاً از خود بيخود در خانه خدا آمد. خوديت رو كنار گذاشت. اگر در طول 30، 40 سال  و يا هرچي مي خوايم زندگي كنيم،  2 ركعت نماز اين طوري بخونيم، حتماً نتيجه اش رو مي بينيم. خُب چرا امتحان نمي كني؟ با همين مقدمات. آقا! 2 ركعت نمازه؛ فوقش نيم ساعت هم بشه. خيلي زياده؟! اگه با ماشين حساب بشينيم حساب كنيم، نيم ساعت وقت، توي اين  30، 40 سالي كه ما عمر مي كنيم خيلي درصد پائيني هست.

روح نماز در از خود بيخود شدن هست. روح نماز در اينه كه واقعاً اين طوري بخوني. ولو اين نماز، نمازي باشه كه آداب رو نداشته باشه. ولو اين نماز، نمازي باشه كه تو سفر باشه؛ تو بيابون، تو ماشين، تو اتوبوس نشستي، تنها هستي، اين بهترين فرصته. دور و ورت گناهي انجام نمي شه بهترين فضا هست. فضاي مورد نظر خداونده؛ عرش رو داري احساس مي كني. آسمون رو داري مي بيني. چرا بيكار مي شيني؟! 2 ركعت نماز همين جوري نشسته، تو ماشين بخون. چقدر دردها درمان مي شه. چقدر اين نمازها مي چسبه!

نوشته شده توسط عبد الله در 7:27 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 17 بهمن1385

از خود بیخود شدن و خروج از دنیا

از خود بیخود شدن و خروج از دنیا

یکی از آداب نماز بیخودشدن از خود و خروج از دنیاست. اگر در نماز به درجه بيخود شدن از خود و به درجه وصال مطلوب برسيم، در دنياي ما هم اثرات مثبت داره. در كتاب «عده الداعي» اومده: يكي از بزرگان به نماز ايستاده بود، دزدي وارد منزل او شد، اونقدر متوجه و ملتفت نماز بود كه متوجه ورود دزد به خونه نشد؛  تا جايي كه دزد همه ی وسائل رو جمع كرد؛ كوله بارش رو بست اومد از در بره بيرون؛ در به روش بسته شد. برگشت جنسها رو گذاشت در باز شد. باز دوباره برگشت جنسها رو برداره، در بسته شد. در «عده الداعي» مي نويسه ندايي بين زمين و آسمان پيچيد كه اين گونه مي گفت: «اي فلاني! اگر يك دوست از خود بيخود است، دوست ديگر براي او بيدار و هوشيار است.»

اين يعني چي؟ يعني اگر مي خواي كارهاي دنيايي تو راه بيفته، بايد توي نماز اصلاً بي خيال دنيا باشي. به درجه ی فارغ شدن از دنيا برسي. اگر مي خواي دوستت برات كارسازي كنه، توقع دوست اينه كه در نماز از دنيا مفارقت كني. توقع دوست اينه كه وقتي نماز مي خونيم اين نماز رو فقط براي دوست بخونيم. اگه شده  هفته اي دو ركعت، يك ركعت نمازي بخون كه فقط براي دوست باشه. توقع دوست اينه كه هميشه و هميشه تو رو با قيافه ی طلبكار و حاجتمند نبينه. توقع دوست اينه كه بعضي وقتها كه در خونه اش مي ري واقعاً براي خودش بري و اگر اين گونه باشه، بدون که خدا كارت رو راه مي اندازه.

نوشته شده توسط عبد الله در 7:22 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 15 بهمن1385

به هیچ قیمتی

به هیچ قیمتی!

حضرت امام (ره)‌ در خاطراتشون مي فرمایند: در زمان رضاشاه از ائمه جماعتي پرسيدم كه اگر احياناً رضا شاه بگه كه شما حق نداريد با لباس روحانيت بيرون بيايد (كه قانون شد يه مدتي) شما چي كار مي كنيد؟ گفته بودند تو خونه مون مي نشينيم؛ بيرون نمي يايم. امام (ره) فرمودند: اما من كت شلوار مي پوشم مي يام نمازم رو مي خونم! من به لباس وابسته نيستم، كلاه شاپو مي ذارم (كلاهي كه اون زمان مُد بود) مي يام نمازم رو مي خونم. امام (ره) از نمازشون استفاده ی بهينه مي كردند. بعد فرموده بودند: نبايد رابطه امام و مردم به هيچ قيمتي قطع بشود. به هيچ قيمتي!

بله؛ این يعني شما وظيفه داري به وسيله نماز ارزشها و فرهنگ الهي رو تبليغ كني. برای اینکه روح نماز یک روح عبادی، تکلیفی و اجتماعیست.

نوشته شده توسط عبد الله در 6:18 |  لینک ثابت   • 

جمعه 13 بهمن1385

نماز نردبان است

نماز نردبان است؛ نه تذکر تکراری

اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: من به سه چيز دنيا دلم خوشه: دومين چيز رو فرمودند كه نمازه؛ اگر نماز نبود علي(ع) مي مرد. دلش مي گرفت. همين نمازي كه خيلي ها مي گن آقا يعني چي؟ تا كِي هر روز 5 بار نماز بخونيم؟ غافل از اينكه اين صحبتي كه با دوست مي كني دلت رو باز مي كنه؛ و ثانياً نماز نردبان است. نه تذكر تكراري! هر يه نمازي كه مي خوني يه پله است. اشكال از نماز تو هست. اگه نماز عشاي تو از نماز مغربت يه پله بالاتر نيست، اشكال از نماز تو هست. مراقب باش! به تند خوندن و كند خوندن و تعداد ركعات هم زیاد كاري نداره. موضوع اينه كه در كل نماز يك ثانيه، يك لحظه هم كه شده سيم اتصالت به خداوند وصل بشه. يعني دلت بلرزه؛ اصل اينه. نماز بايد روح داشته باشه.

نوشته شده توسط عبد الله در 2:15 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 12 بهمن1385

نماز باید روح داشته باشه

نماز باید روح داشته باشه

نمي دونم تا حالا براتون اتفاق افتاده يا نه كه دلتون براي نماز تنگ بشه؟ تا حالا براتون اتفاق افتاده كه يه شب تصميم بگيري نماز شب بخوني، دلت براي نماز شب بتپه؟ (‌اين كه مي گم نماز شب براي اينه كه پيغمبر (ص) فرمود اثرش از همه چيز بيشتره، ولو يك ركعت باشه، ولو سر شب بخوني؛ خسته اي؟ امشب مي خواي زود بخوابي؟ ساعت ده شب يه ركعت بخون)  تا حالا دلت گرفته؟ يا اينكه مثلاً اگر صبح بيدار شدي و توفيق نبود نماز شب بخوني، تا  حالا دلت گرفته براي نماز؟ اگر گرفته، همون رو قدر بدون. اين نشون مي ده نمازت روح داره؛ نماز داراي روح هست.

اما اگر پونصد ركعت نماز شب خوندي اما اون حالت دلگرفتگي برات پيش نيومده، بدون فقط خم و راست شدي؛ ورزش كردي؛ كار خاصي نكردي؛ نماز بايد روح داشته باشه.

نوشته شده توسط عبد الله در 3:10 |  لینک ثابت   • 

شنبه 7 بهمن1385

دکون باز نکنید؛ لطفاً

دکون باز نکنید؛ لطفاً !

حتماً همه تون فيلمش رو ديديد؛ خدا رحمت كنه حضرت امام (ره) رو، ما هميشه به ياد اماميم؛ دهه فجر و غير فجر نداره. اصلاً فجر هميشگي ما مال امام (ره) هست. هر كدوم از ما يه دونه ذكر مي گيم، فجر پيدا مي كنيم؛ شكوفا مي شيم؛ ثوابش به امام (ره) مي رسه. فيلمش رو همه تون يادتونه، وقتي امام (ره) در منزلشون افطاري دادند و مقام معظم رهبري (حفظه الله) كه اون زمان رئيس جمهور بودن و بقيه آقايون حضور داشتند،  تا الله اكبر اذون رو گفتند، امام (ره) هم گفتن: الله اكبر؛ نماز رو خوندن؛ به چه تندي و سريعي! حتي سلام نماز  رو يه دونه دادن. براي تعقيبات هم ننشستند؛ ببينيد، حضرت امام (ره) براي تعقيبات ننشستند! سريع بلند شدند و رفتند سر سفره؛ خُب اين يعني چي؟ نماز مي خونيم مردم رو اذيت كنيم؟ آقا چرا اينقدر يواش مي خوني؟ مي گه: بابا! ما اگر تند بخونيم  مردم چي مي گن؟ بابا! تو اينجا هم گير خودتي. مي خواي دكون باز كني.

 اما اگه يه وقتي جايي بودي كه همه خواستند طولاني تر بخوني اشكالي نداره. یکی از رزمندگان دفاع مقدس تعریف می کردند که زمان جنگ روحاني گردان ما، كه بعد هم به شهادت رسيد، به من مي گفت: مي دوني! من از بچه هاي اين گردان خيلي خوشم مي ياد گفتم چرا؟ گفت: هر جا مي ريم، مي گن آقا نمازتون رو تندتر بخونيد؛  اين جا همه اومدن مي گن آقا يه كم طولاني تر! اگر مستمعين كلاً راضي هستند مسئله اي نداره. اما اگر غير از اينه، مراقب باشيد! دكون باز نكنيد!

نوشته شده توسط عبد الله در 6:44 |  لینک ثابت   • 

جمعه 6 بهمن1385

به مردم رحم کن!

امام صادق (ع) مي فرمايند: پيغمبر اكرم (ص) وقتي كه هوا باراني بود، (خُب مي دونيد ديگه اون زمان كه سقفها ايزوگام نبوده، وقتي بارون مي اومد سقف چكه مي كرد آب مي داد بعضي وقتها اصلاً سقف نبود. توي حياط مي خوندن) يا هوا گرم بود پيغمبر (ص) خيلي سريع نماز رو مي خوندن و بين نمازها هم وقفه  نمي انداختند. متصل به هم مي خوندن. (چون بين نماز ظهر و عصر و بین نماز مغرب و عشاء مستحبه كه يه يك ساعتي وقفه داشته باشيم.) گفتند آقا اينطوري كه تند مي خونيد مستحبات نماز رعايت نمي شه. فرمودند: كسي كه نماز مي خونه مي خواد خداوند بهش رحم كنه و كسي كه مي خواد خدا بهش رحم كنه، بايد به مردم رحم كنه.

يكي از دلايلي كه نمازهاي مساجد ما با استقبال عموم مواجه نمي شه اين هست كه  نمازها خيلي طول مي كشه. اول يه بار راديو اذون مي گه، بعد از راديو، يه بار هم مكبر اذون مي گه؛ بعد از اون هم خود امام جماعت يه بار ديگه مي ياد اذون مي گه. بعضي از مسجدها براي نماز دوم هم اذون مي گن. بعضي وقتها ما ايرادهاي خودمون رو به زور داريم به مردم تحميل مي كنيم. آقا براي چي بين دو تا نماز صحبت مي كني؟ بعد از دو تا نماز صحبت كن. مي گه نمي شينن. خُب اين ايراد تو هست. اينجوري داري از نماز استفاده مي كني. مي گي حالا به هواي نماز بشينم دو تا كلمه بهشون بگم.

در شهر ما چند تا مسجد هست كه وقت نماز پر از جمعيت مي شه. از همين بازاريهايي كه قبلاً با هر كلكي بود براي نماز جماعت نمي اومدن. اما حالا امام جماعتش تا راديو مي گه: «الله اكبر»، اين هم مي گه: «الله اكبر»، نمازش رو مي خونه. تعقيبات نماز هم زياد نمي خونه؛ سريع نماز ظهر و عصر رو ده دقيقه اي مي خونه. طرف هم مي گه: خُب ده دقيقه كه بيشتر نيست. بريم نماز رو بخونيم. مادي هست ديگه؛ چرا فكر مي كنيم  همه عارف بالله اند؟‌ ماديه نمي تونه بيشتر از ده دقيقه مغازه اش رو ول كنه. احساس ضرر مي كنه؛ بازم مشكل تو هست كه نتونستي بهش حالي كني. خُب با اين وضعيت شما بايد نمازت رو تندتر بخوني. پيغمبر (ص) هم در مواقعي كه بازار مدينه گرفته بود يا موقع گرما و سرما بود نمازشون رو سريع مي خوندن. 

نوشته شده توسط عبد الله در 2:39 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 5 بهمن1385

یک سوال

مقدس بازی در نیار!

يك سؤال و شبهه اي هست كه مي گن: آقا در قصص تاريخي اومده كه حضرت علي (ع) در نماز بودند و تير رو از پاي ايشون بيرون كشيدند، و حضرت نفهميدند. اما در جاي ديگه مي بينيم كسي اومده از علي (ع) چيزي خواسته و علي (ع) مي فهمه!  و در ركوع نماز، انگشتريش رو در مي ياره و به گدا مي ده. اينها با هم منافات نداره؟!

در جواب بايد بگيم: نه، اون تيري كه از پاي علي (ع) مي خوان بيرون بكشن، اين دنياست، علي (ع) با دنيا خداحافظي كرده، اما سائلي كه مي ياد سراغ علي (ع) و درخواست كمك مي كنه، اين كمك كردن خودش يه عبادت ديگه است. علي (ع) در نماز يه عبادت ديگه رو به عبادتش اضافه كرده، علي (ع) هم ركوع رفته هم صدقه داده، مثل اينكه در نماز هم ركوع بري و هم اشك بريزي. هم ركوع بري و هم بجنگي، مثل نمازهاي زمان جنگ. اينها عبادته. علي (ع) به بهانه ی نماز حواسش از عبادت پرت نمي شه. اين مهمه! اين نماز باعث نمي شه از يه عبادت ديگه بمونه. هيچ وقت علي (ع) حواسش از عبادت پرت نمي شه.

علي (ع) با اين كار مي خواد بگه: اگر يه وقت يه موقعيتي براي شما پيش اومد كه با نماز تلاقي داشت و اون موقعيت واجب بود، عبادت اين هست كه نمازت رو كنار بذاري و اون رو انجام بدي. خوب دقت كنيد، برداشت بد نكنيد! واجبه، يعني عبادت بالاتره. نه اين كه مثلاً بگه آقا دنبال روزي بودن براي زن و بچه واجبه، ظهرها هم كه مشتري مون زياده پس نماز نخونيم؛ نه، اين رو نگفتم. عبادت واجب!! نمي گم نماز رو كلاً بذاريم كنار، نخير! مي توني نمازت رو وقفه بدي يك ساعت بعد بخوني، و يا مي توني نماز مستحبت رو نخوني. يا مثلاً وقت نماز غفيله است و مي خواي نماز غفيله بخوني، يه كار واجب پيش اومده، مثلاً بايد يه عيادتي بري، يه سركشي كني، يه عبادت ديگه انجام بدي، اگر بخواي بگي: «نه، نه! من غفيله ام ترك نمي شه.» شما اينجا عبادت نمي كني، براي نفست داري كار مي كني. مراقب باش! مي گه اگر نماز داري مي خوني، طلبكار اومد پولش رو خواست، نمازت رو مي توني بشكني پولش رو بدي. اينهايي كه دارم مي گم از رساله هست. خداوند تبارك و تعالي براي اونهايي كه نماز را دكون كردند تا از بقيه عبادتها فرار كنند يك تحزيرها و انذارهايي آورده. مي گه: يعني چي آقا؟ عبادتت رو انجام بده. چرا به بهونه نماز اين كارها رو انجام نمي دي؟

نوشته شده توسط عبد الله در 6:37 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 4 بهمن1385

عبادت مهمتره یا نماز؟

عبادت مهمتره یا نماز؟!!

نماز با چند كلمه ی خوب رابطه ی مستقيم داره؛ يكي كلمه ی عبادت هست؛ نماز و عبادت با هم يه رابطه ی خيلي نزديك دارند. اگرچه بعضي وقتها ما فكر مي كنيم نماز عبادته، ولي اين طور نيست. نماز مي تونه عبادت باشه. ممكنه يه كسي نماز بخونه ولي عبادت نكنه. شايد فكر كنيد كه منظور من اين هست كه توي نماز حواسش نباشه و يا در نماز گناه كنه؛ نه، منظور من اين هست كه ممكنه كسي نماز بخونه اما عبادت واجب تري رو به خاطر اين نماز ترك كنه. لذا عبادت نكرده؛ حالا چه اين نماز از نمازهاي نافله باشه و چه واجب. فرقي نمي كنه. مثلاً شما داريد نماز مي خونيد و بغل دستتون بچه اي داره با آتيش بازي مي كنه و دامن بچه آتيش مي گيره. اگر اين جا نمازتون رو ادامه بديد، نماز نخونديد. عبادت نكرديد. ممكنه اين نمازي كه شما داريد مي خونيد باطل باشه، اين جا عبادت نيست. پس اون چیزی که مهمه عبد بودنه. عبد کسیه که عبودیت داره. یعنی هر لحظه مهمترین امری رو که بهش واجبه انجام میده.

نوشته شده توسط عبد الله در 6:45 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 3 بهمن1385

اثرات نماز جماعت

اثرات نماز جماعت و نماز جمعه

نمازهايي كه به جماعت خونده مي شه اثرات اجتماعي و رواني زيادي داره. وقتي يه جماعتي تشكيل مي شه، اين افراد، اصحاب رو بوجود مي يارن كه هسته هاي مقاومت در برابر شياطين هستند. در كتاب خاطرات مستر همفر (جاسوس انگليسي) اومده: بايد اساس هر گونه جماعتي را با اشاعه ی اتهامات به ائمه ی جماعات كاست. مخصوصاً دلايل فسق و فجور براي آنها آورد.

عدالت سياسي جزء شرايط امام جماعت نيست. اگر مي خواي بدوني امام جماعتي كه مي خواي پشت سرش نماز بخوني عدالت داره يا نه، نگاه كن ببين چند نفر پشت سرش نماز مي خونند، همين كه ديدي چند نفر پشت سرش هستند نشون مي ده كه اين شخص عادله. سريع برو پشت سرش نماز بخون. چه كار داري كه عضو كدوم گروه سياسيه؟ دعواهاي سياسي هيچ ربطي به نماز نداره. براي نماز عدالت سياسي لازم نيست.

 

 

نوشته شده توسط عبد الله در 6:44 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 2 بهمن1385

نماز به دردت می خوره

نماز به دردت می خوره.

مقدمه اي كه آقاي جوادي آملي بر کتاب «سرالصلوه» حضرت امام خميني (ره) نوشته اند بسيار زيباست؛ دقت كنيد:

«اگر نماز در گورستان مکروه است، نماز دلمردگان نیز بی کراهت نیست.»

يعني: نمازي كه با دلمردگي و خشم خونده بشه مكروهه. دهان را پر از محبت کنید و بعد وارد نماز شويد. با حالت دلمردگي و يأس به طرف نماز نرويد. در خانة خدا شاد و شاداب برويد.

روايت مي فرمايد : «نماز در آتشکده و مطبخ مکروه است.»

يعني : وقتي داغ و عصباني هستي نماز نخون.

نماز صحبت با دوسته. انسان ساعتها به دوستش التماس مي كنه كه بهش محل بذاره اما به خودش محل نمي ذاره. از نماز «حُب» كسب كن. اين «حُب» در اجتماع به دردت مي خوره. باعث مي شه تو رو دوست بدارند. نماز با حال خوندن توي تموم جنبه هاي زندگي كمكمون مي كنه.

نوشته شده توسط عبد الله در 6:55 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1 بهمن1385

زینتهای نماز

زینتهای نماز

حتماً متوجه شده ايد كه بزرگان و علماء تحمل زيادي دارند؛ اين بخاطر روح بزرگ اونهاست. «خوشا آنانكه دائم در نمازند» اونها نسبت به نماز خيلي حساسند و از همين حساسيت، دنيا و آخرت را بدست آوردند. آيت الله اراكي (ره) در احوالات آميز جواد آقاي تهراني نقل ميكنه: ايشون بقدري در نماز توجه و حضور قلب داشت كه خلع روح ميشد.

در احوالات مرحوم حاج اسماعيل دولابي هم نقل مي كنند كه ايشون براي اشخاص مختلف كتاب مي فرستاد و در بين تمام اقشار مردم كار مي كرد. بزرگان و مراجع در پيش پاي او زانو مي زدند و درس اخلاق مي گرفتند. اين بزرگوار معدن اسرار بود. يك دقيقه صحبت با ايشون آرامش را به انسان تزريق مي كرد. ايشون نقل كرده بودند كه زماني كه به كربلا براي زيارت امام حسين (ع) رفته بودم يك ستون از ملائكه اومدند و سينة من رو بوسيدند و گفتند اين زائر امام حسين (ع) هست. ایشون می فرمایند: سعي كنيد در مشكلات زندگي نماز بخونيد، انشاءالله همه ی مشكلات برداشته مي شه و راه حل اونها پيدا مي شه چون با خوندن نماز وارد روشنايي مي شيد.

اگر حوائجي داري نيمه شب بلند شو، دو ركعت نماز بخون و بعد صد مرتبه ماشاءالله بگو. توي قنوت نمازت و سجده هات براي همه دعا كن ولي براي خودت هيچ دعايي نكن، اگر چنين نمازي بخوني ملائكه به خدا مي گن: خدايا! اين بندۀ تو براي همه دعا كرد اما براي خودش دعايي نكرد، هرحاجتي داره، برآورده كن. وانشاءالله برآورده ميشه.

تويي كه از شب تا صبح بيداري و براي كنكور درس مي خوني، ده دقيقه از وقتت رو هم براي نماز بذار، دو ركعت نماز بخون.

اگر روزي اتفاقي افتاد و نماز صبحت از دستت رفت با دو ركعت نماز نافله زينتش بده. مثل ديواري كه رنگش ريخته؛ اون رو رنگ كن؛ روش رو بپوشون و سفيد كاريش كن. بعد از نماز «الهي العفو» بگو؛ تسبيحات حضرت زهرا (س) بخون؛ نماز وتيره بخون (نماز وتیره دو رکعت نماز مستحبی است که بعد از نماز عشا بصورت نشسته خونده میشه). اينها همه زينتهاي نماز هستند. سعي كن در هفته براي نمازهاي واجبت دو ركعت نافله بخوني تا اونها رو از دست ندي.

مرحوم حاج آقا مصطفي فرزند بزرگ حضرت امام (ره) نقل كردند؛ يك روز صبح حضرت امام (ره) مثل مادر بچه مرده گريه مي كرد! وقتي علت رو جويا شديم ايشون فرمودند: نماز شبم فوت شده!

 

نوشته شده توسط عبد الله در 6:58 |  لینک ثابت   • 

ترجمه قالب
رضا امین زاده
 
Powered By
BLOGFA.COM