دوشنبه 14 اسفند1385
وای بر نمازگزاران: قسمت دوم
وای بر نماز گزاران (قسمت دوم)
یکی دیگه از گروههایی جزو کاهلان نماز و سبک شمارندگان نماز به حساب می آیند اونهایی هستند که نماز رو در وقت خودش نمی خونند. (نکته مهم اینه که همه ی این گروهها هیچ فرقی با هم ندارند و همه با هم توی یک چاه هستند. آخه حاج آقا دولابی می فرمودند این «ویل» در آیه «ویل للمصلین» اسم یکی از چاههای جهنمه.)
حالا من يك سري دلائلش رو عرض مي كنم خدمتتون: آقا داره اذون مي گه. وايسا نمازت رو بخون ديگه! مي گه: نه، خيلي سخته؛ باور كن!! من ديدم ده دقيقه، بيست دقيقه مونده به اذان مغرب، مي ايسته نماز ظهر و عصرش رو مي خونه؛ اذان مغرب مي شه؛ مي گم تو كه الان وضو داري چرا الان نمي خوني؟ مي گه: حالا مي خونم.
اصلاً ديگه نمي تونه. يه جوري شيطون اين زمان رو، اين منطقه رو، براش منطقة ممنوعه كرده! اصلاً توي اين منطقه نمي تونه نماز بخونه. اصلاً سروقت نمي تونه. بايد يكي دو ساعت بگذره. هميشه بايد آخر وقت باشه. پس اين گروه هم جزء «ويلٌ للمصلين» هستند.
یکشنبه 13 اسفند1385
وای بر نماز گزاران
وای بر نمازگزاران!
حتماً شنیده اید این آیه قرآن را که می فرماید: «فَوَیلٌ لِلمُصَلینَ ٭ الَذینَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهونَ» یعنی «واي بر نمازگزاران، اونهايي كه نمازشون رو سبك مي شمرند.»
یکی از گروههایی که جزو سبک شمارندگان نماز به حساب می آیند كساني هستند كه مسائل نماز رو بلد نيستند و نمي رن ياد بگيرن. طرف شصت سال سن داره مي گم تسبيحات اربعه رو بگو، مي گه: سپحانَ الله. بعد از اين همه سال هنوز مي گه: سپحانَ الله. مي گم: آقا! سبحان الله. مي گه: ياد نگرفتيم ديگه. يعني چي ياد نگرفتي؟ اين بلد نبودن مسائل نماز يه چيز ديگه رو مي رسونه. واجبه. بريد ياد بگيريد. خب خيلي بده كه من و شما هنوز مسائل مربوط به نماز رو در رساله نخونديم. هنوز نمي دونيم سجدة سهو يعني چي. يه چيزهايي براي خودش اختراع مي كنه. نماز ظهرش رو داشته مي خونده؛ زنگ مي زنه به من كه: يادم نيست نماز ظهر مي خوندم يا عصر. يا يكي ديگه مي گه: نمي دونم، ركعت سوم هستم يا چهارم. چه كار كنم؟ گفتم: شما كه نور علي نور هستي. براي ما هم دعا كن! حالا مي خواد يه جوري اين چيزي رو كه خونده جمع و جورش كنه كه ديگه خداي نكرده نخواد بخونه ! خب دوباره بخون. اين چه نمازيه كه ظهر يا عصرش يادت نيست؟ مي گه: آقا نمي شه يه سجده اي چيزي بريم حل بشه؟! آخه بي انصاف! مگه چقدر وقتت رو مي گيره؟
توي كتاب تذكره الاولياء اومده، به يكي از عرفاي اهل سنت (كه مثلاً خيلي در دين اداي داغ بودن رو درمي آورده) رسيدند، گفتند: كسي نماز ظهر و عصرش را ندانست كه كدام است، او را چه بايد كرد؟ گفت: آن را بايد خوابانيد و صد ضربه شلاق زد، كه مردک اين چه نمازي بود كه تو خواندي؟! حالا اين كه ديگه تو دين نيست. اما اين رو مي خوام بگم، واقعاً همينه. حقشه! آخه هر جوري هست مي خواد جفت و جورش كنه. نه به اون هايي كه پونصد بار نماز ظهرشون رو مي خونند كه به دلم نچسبيد، (خدا رحم كنه به هرچي آدم وسواسي هست، كه زودتر از دام شيطون نجات پيدا كنند.) نه به اين كه اين طوريه، يه چيزي خونده، مي خواد ببينه مي شه با يه سجده، از هشت ركعت نماز راحت بشه؟ اينا گروهی هستند كه مسائل نماز را نمي دونند و نمي رن هم ياد بگيرند. «واي بر اين گونه نمازگزاران»
پنجشنبه 10 اسفند1385
بعضی از آثار سوره حمد
بعضی از آثار سوره ی حمد
جزء به جزء نماز ارزش داره. سورة حمد ارزش داره، سورة اخلاص ارزش داره، ذكر ركوع ارزش داره، سجود به تنهايي ارزش داره، حتي خارج از نماز. حضرت آیت الله حسن زاده آملی (حفظه الله) می فرمایند: در عالم رویا به حقیر فرمودند که هر چی می خواهی از این سوره حمد به تنهایی بگیر.
پيغمبر اكرم (ص) فرمودند: اگر روزي، كسي با همه وجود روي مرده دست بذاره و سوره حمد بخونه، واقعاً اگر مرده زنده شد تعجب نكنيد. سوره حمد اين قدر اثرات داره. در مورد سورة حمد فرمودند تمام كتابهاي آسماني در قرآن جمع هست و تمام قرآن در سورة حمد. فاتحه الكتابه. وارد كه مي خواي بشي، مفتاحه، كليده. درب وروديه. يك سري از مهمترين و قشنگترين اذكار در اين سوره دور هم جمع شده. خودش في نفسه به تنهايي ارزش زيادي داره، خيلي زياد. يكي از چيزهايي كه خيلي براي شما پيش خواهد آمد گم كردن وسايل هست. اگر احتمالاً براي شما پيش اومد، به جاي اينكه بريد پيش رَمالها و غيره، حتماً اين چيزي كه من مي گم رو امتحان كنيد و جواب هم مي ده. اگر چيزي گم كرديد، با توجه، سوره حمد رو بخونيد حتماً پيدا مي شه، اگر مشكلي هم داشتيد اين سوره رو بخونيد، مشكل رفع مي شه ان شاءالله. من روزي كه اين روايت رو شنيدم سال 1365 بود، زمان عمليات كربلاي 4، مي خواستيم از ايلام بريم مهران. اومديم لب جاده، هرچي به جاده نگاه كرديم، مگس هم پر نمي زد، فاصله هم يكي، دو كيلومتر كه نبود، صد كيلومتر بود! زير آفتاب داغ تابستون مخمون ديگه داشت جوش مي آورد، ظهر همون روز، روحاني سنگرمون اين روايت رو گفت كه هر وقت مشكل داشتيد، يك مرتبه سوره حمد رو بخونيد. گفتم خدايا: يه حمد مي خونيم، يه ماشين از اين تويوتا ها بياد ما باهاش بريم! حمد رو شروع كردم، هنوز تو اهدنا الصراط المستقيم بودم كه ديدم يه ماشين اومد! نگه داشت. اينقدر پشيمون شدم، گفتم كاش يه چيز ديگه خواسته بودم!

