پنجشنبه 30 فروردین1386
وای بر نماز گزاران: قسمت سوم
وای بر نماز گزاران (قسمت سوم)
یکی دیگر از گروههایی که مخاطب آیة «ویلٌ للمصلین» هستند كساني هستند كه نماز قضا دارند، و دائم اين نمازها رو به تأخير مي اندازند. چهار تا نماز قضاي صبح داره مي شه پنج تا، نمي خونه، مي شه شش تا، بازم نمي خونه، خُب همون روز بخون ديگه!
اگر من الان بيام بگم مثلاً فلان شركت آمريكايي در اينترنت فلان مسخره بازي رو در آورده، همه با دقت نگاه می کنند كه كدوم سايته؟ بريم ببينيم چه جوريه؛ دير نشه. خُب وقت نمازتون هم كه داره مي گذره، اتفاقاً اين حرفهايي كه دارم مي گم خيلي مهم تره. نمازت رو سر وقت بخون. بالاخره همه مون مي ميريم. همین که اذان گفتن نمازت رو بخون. هرجا هستي بخون. نمازت رو سر وقت بخون. تو كه مي خواي بخوني، همون ساعت خودش بخون. اينه که به درد ما مي خوره. باورت نمي شه؟ همين به درد ما مي خوره، بابا پير شديم، مرديم، رفت! مرده شور همة دنيا رو ببرند با همة سودهاش. تا مي گن فلان بانك، حساب فلان داره كه اگر پنج هزار تومن بذاري چقدر سود مي بري، همه مي رن صف مي بندن، ده برابر صفهاي جماعت! براي چي؟ براي چيزي كه اصلاً يك در ميليون ممكنه بهش برسه. تو ذهنش هم عشق مي كنه.
يكي از اقوام ما رفته بود حساب باز كرده بود؛ هفت تا. پنج هزار تومن گذاشته بود توي هر حسابش! كه مثلاً يكي از اون هفت تا پيكاني كه توي قرعه كشي بود رو برنده بشه. ولي همين فرد براي نماز اصلاً وقت نمي ذاره.
بابا! بغل دستش داره نماز جماعت برگزار مي شه، اصلاً شركت نمي كنه؛ مي دوني چرا؟ براي اينكه ممكنه ظهري، پونصد تا يك تومني سود كنه. مي گه: اصلاً نماز جماعت دِمُده شده، كهنه شده، آقا! الان يه حرف ديگه بزن. نه، اتفاقاً اصل همينه؛ براي همينه كه ما اين قدر مشكل داريم. اون حرفهاي ديگه كه به آدم نمي چسبه براي اينه كه اين تيكه رو نداريم. براي اينه كه يادمون رفته نماز عمود دينه. حرفهاي ديگه هم هست. عشق، عاشقي، عرفان، وصال، اما چه فايده وقتي كه تو پاية دينت استوار نيست؟ خدا رحمت كنه شهيد رجايي رو. ما چقدر بي سعادت بوديم كه زمان ایشون رو درک نکردیم؛ ايشون زمان كوتاهي رئيس جمهور بود. اما در همون زمان موقع نماز همه جا تعطيل بود. همه نماز مي خوندند.


