تبليغاتX
پرواز در ملکوت

یکشنبه 17 تیر1386

خدا ما رو رها نمی کنه

خدا ما رو رها نمی کنه!

 

خداوند تبارك و تعالي ما رو رها نمي كنه، اگه يه وقتي كسي نمازش رو ول كنه، (ول كردن دو شكل ممكنه داشته باشه: يكي اينه كه كلاً نماز رو رها كنه، كه اين كفره، و يا به اين شكل باشه كه توجهش در نماز كم باشه) مي فرمايند: خدا اون رو ول نمي كنه، مي فرسته دنبالش! بالاخره يه طوري اين توجه رو دوباره به اون برمي گردونه.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 12:14 |  لینک ثابت   • 

جمعه 15 تیر1386

آقا! بلند شو

آقا! بلند شو

 

اگر انسان قبل از خواب ، آداب خواب رو رعايت كند، يعني با فكر گناه نخوابد و قبل از خواب، اذكار خواب رو بگويد، (حالا فقط بحثِ ذكر نيست)، با ياد خدا بخوابد، اون محاسبه ی قبل از خواب رو داشته باشد. يه بررسي معنوي روي اعمالش داشته باشد، يك بار ديگه عبد بودن و بندگي رو به رخ خودش بكشد و به خدا بگه: «خدايا!  ما به هر حال عبد و بندۀ توايم!»  اگر اين طوري بخوابد، تا صبح، يعني تا نماز صبح، فرشته ها دو مرتبه مي يان و اون رو بيدار مي كنند. بر طبق روايات، انسان دوبار از خواب مي پره، و اين چيزي هست كه  كاملاً قابل تجربه است. فرشته ها دو مرتبه انسان رو بيدار مي كنند، كه دفعه دوم دقايقي قبل از اذان صبح هست. حتي كسي كه اين مسائل رو رعايت مي كنه، ممكنه يه ساعت به اذان صبح هم خوابيده باشه، اما باز مي بينه چند دقيقه قبل از اذان بيدارش مي كنند، منتها اين مهمه كه اون زمان از جا بلند بشه و اين خودش يك اراده اي مي خواد، اون موقع يك لحظه حواس از خواب غافل مي شه، اما چشم هنوز بسته است. براي اينكه چشم رو باز كنه و بلند بشه، اين خودش يه اراده اي مي خواد.

مرحوم آقا ميرزا جواد ملكي تبريزي در كتاب اسرار الصلوة مي نويسند: «مقامات اولياء را انكار نكنيد، من كساني را مي شناسم كه نيمه هاي شب دوبار فرشته ها، به لفظ “آقا” بيدارشان مي كنند. مي گويند: “آقا بلند شو!” ». حضرت امام (ره)‌ در شرحي كه بر اسرار الصلوة ميرزا جواد ملكي تبريزي دارند، مي فرمايند: ايشون نخواستند بگن اون شخصي كه دوبار در شب با لفظ “آقا” بيدارش مي كنند چه كسي بوده، اون شخص خودِ ميرزا هست. (اين موضوع و اينكه فرشته ها در عالم وصال، بيایند، صداشون شنيده بشه و يا حتي ديده بشن، رو اهل بيت (س) و بزرگان ما تأييد كرده اند.)

يه وقتي خدمت امام صادق (ع) عرض شد: آيا شما اين فرشته ها رو مي بينيد؟ فرمودند:‌ «بله، حتي اينها بعضي وقتها مزاحم تكيه دادن ما مي شوند!»

مرحوم علامه طباطبايي در كتابشون مي نويسند: زماني كه خدمت آقاي قاضي بوديم، ايشون به ما مي فرمودند: ممكنه شما در نماز يك جلوه هايي از ملكوت براتون نمودار بشه، مراقب باشيد! زماني كه اين جلوه ها نمودار شد، خدا رو فراموش نكنيد. نمازتون رو ادامه بديد! بعد علامه طباطبايي مي نويسند كه يك روز داشتم نماز مي خوندم، يك وقت ديدم يكي از حورالعين هايي كه به عقد من درآورده اند، در عرش منتظر من هست، ظاهر شد، به سمت من اومد! من يك لحظه حواسم پرت شد، مي خواستم به اين حورالعين توجه كنم كه به ياد صحبت مرحوم قاضي افتادم. سرم را انداختم پائين، محل نگذاشتم، دو سه دور چرخيد، ديد من محل نمي گذارم، گريه اش گرفت و رفت. مي گفت هر وقت كه صحنه گريه اين حورالعين رو به ياد مي يارم، متأثر مي شم. ببينيد! خيلي مقام بالاييه. فكرش رو بكنيد مثلاً من و شما، تو نماز باشيم، يه دفعه حورالعين بياد، (عمراً!!) خيلي مقام بالاييه، آخه حورالعين، چيز كمي نيست، يه چيزي مي گم، يه چيزي مي شنويد، من خودم هم فقط شنيده ام، حورالعين چيزي نيست كه به اين راحتي آدم بگه: نه حالا مي خوام نماز بخونم، بهش محل نذارم. خُب اين كار، درجات بالاي توجه رو مي رسونه.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 5:26 |  لینک ثابت   • 

شنبه 2 تیر1386

خشم: آفت نماز

رهنمودهای شیخ رجبعلی خیاط درباره ی نماز؛ قسمت پنجم: خشم، آفت نماز

 

از جناب شیخ نقل شده است که:

شبی حوالی غروب از نزدیک مسجدی در اوایل خیابان سیروس تهران عبور می کردم. برای درک فضیلت نماز اول وقت، وارد شبستان مسجد شدم دیدم شخصی مشغول اقامه ی نماز است و هاله ای از نور اطراف سر او را گرفته. پیش خود فکر کردم که بعد از نماز با او مانوس شوم ببینم چه خصوصیاتی دارد که چنین حالتی در نماز برای او پدیدار است. پس از پایان نماز همراه او از مسجد خارج شدم. نزدیک درب مسجد، وی با خادم مسجد بگو مگویی پیدا کرد و به او پرخاش کرد و به راه خود ادامه داد. پس از عصبانیت دیدم آن هاله ی نور از روی سرش محو شد.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 10:38 |  لینک ثابت   • 

شنبه 2 تیر1386

نوکر امام حسین نمازش تا الان نمی ماند!

رهنمودهای شیخ رجبعلی خیاط درباره ی نماز؛ قسمت چهارم: مواظبت بر نماز اول وقت

 

در احادیث اسلامی بر نمازگزاردن در اول وقت تاکید فراوانی شده است، امام صادق علیه السلام می فرماید:

فضیلتِ اول وقت (نماز) بر آخرِ وقت، همچون فضیلت آخرت است بر دنیا.

جناب شیخ معتقد بود که نمازهای پنجگانه را در اول وقت بخواند و دیگران را نیز بدان توصیه می فرمود.

خطیب توانا، حجت الاسلام و المسلمین، جناب آقای سید قاسم شجاعی، خاطره جالبی از جناب شیخ در این باره دارند. ایشان می فرمایند: من از دوران مدرسه و ابتدایی منبر می رفتم و چون لحن سخن گرمی داشتم روضه های زیادی را می رفتم. از جمله روزهای هفتم ماه به منزل جناب مرحوم آقا شیخ رجبعلی نکوگویان (خیاط) نرسیده به بازارچه، بعد از کوچه سیاهها می رفتم. از پله ها که بالا می رفتیم، اتاق دست چپ، خانم ها جمع می شدند و برایشان روضه ی ماهانه می خواندم. اتاق جناب شیخ هم طبقه ی پایین آن قرار داشت. آن زمان سیزده ساله بودم و هنوز به حد بلوغ نرسیده بودم.

روزی بعد از اتمام منبر به طبقه پایین آمدم و برای اولین بار با جناب شیخ برخورد کردم. کلاه هایی دستش بود و گویی عازم بازار بود؛ سلام کردم؛ یک نگاه به صورت من کرد و فرمود:

پسر پیغمبر و نوکر امام حسین علیهما السلام نماز تا الان نمی ماند.

گفتم چشم، در خالتی که دو ساعت به غروب مانده بود و آن روز مهمان بودم و تا آن ساعت نماز نخوانده بودم. به محض اینکه به صورتم نگاه کرد، این حالت را در من دید و گوشزد فرمود. این مطلب موجب شد که من مواقعی در همان دوران قبل از بلوغ و بعد از آن گاهی در مجالس ایشان می رفتم و از همان نوجوانی احساس می کردم این مرد صحبت که می کند مطالبش الهامی است. چون اطلاعات علمی نداشت، ولی وقتی صحبت می کرد تمام شراشر مخاطبین را مجذوب می فرمود به طوری که هنوز هم من از ایشان خاطرات و سخن دارم. مِن جمله، از کلماتی که همیشه در ذهن من است این که می فرمود:

از کلمه ی «ما» بگذرید. آن جا که در کارها کلمه ی «ما» و «من» حکومت می کند شرک است. فقط یک ضمیر حاکم است آن هم ضمیر «هو» و اگر از آن ضمیر بگذرید ضمایر دیگر شرک ست.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 10:23 |  لینک ثابت   • 

شنبه 2 تیر1386

حضور قلب

رهنمودهای شیخ رجبعلی خیاط درباره ی نماز؛ قسمت سوم: حضور قلب

 

باطن نماز، یادِ خدا و حضورِ صادقانه ی دلِ نمازگزار در محضر قدس حق تعالی است، و از این رو پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند:

خداوند نماز بنده ای را که دلش با بدنش حضور ندارد، نمی پذیرد.

جناب شیخ با توجه به این نکته، سعی می کرد قبل از اقامه ی نماز جماعت، حاضران را آماده ی نمازِ با حضور قلب کند. نمازِ او نمونه ی یک نمازِ با حضور قلب بود.

دکتر حمید فرزام در این باره می گوید: نمازشان خیلی با طمأنینه و با آداب بود و گاهی که دیر می رسیدم و قیافه ی ایشان را در نماز (در حالی که از جلوی ایشان رد می شدم) می دیدم انگار لرزه ای بر اندامشان مستولی، قیافه نورانی، رنگ پریده، و غرق در ذکری بودند که می گفتند. حواسشان کاملاً جمع نماز بود و سرشان پایین؛ استنباطم این است که جناب شیخ هیچ شکی، حتی به اندازه ی سر سوزن در دلش نبود.

یکی دیگر از شاگردان شیخ می گوید: گاهی به من می فرمودند:

فلانی! می دانی در رکوع و سجود چه می گویی؟ در تشهد که می گویی: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له، آیا راست می گویی؟! آیا هوای نفس نداری؟! آیا به غیر خدا توجهی نداری؟! آیا با «اَربابٌ مُتَفَرِّقونَ» سر و کار نداری؟!

 

نوشته شده توسط عبد الله در 9:59 |  لینک ثابت   • 

شنبه 2 تیر1386

ادب

رهنمودهای شیخ رجبعلی خیاط درباره ی نماز؛ قسمت دوم: ادب

 

مؤدب بودنِ نمازگزار در محضر آفریدگار متعال، یکی از مسایلی است که اسلام به آن اهمیت بسیاری داده است. امام سجاد علیه السلام در این باره می فرمایند:

حق نماز این است که بدانی نماز، وارد شدن بر خدای عزّ و جلّ است و تو با نماز در پیشگاه خداوند ایستاده ای، پس چون این را دانستی، باید همچون بنده ای ذلیل و حقیر، راغب و راهب و امیدوار و بیمناک و بینوا و زاری کننده باشی و به احترام کسی که در مقابلش ایستاده ای با آرامش و وقار بایستی و با دل به نماز رو کنی و آن را با رعایت شرایط و حقوقش، به جا آوری.

جناب شیخ درباره ی ادب حضور می فرماید:

شیطان همیشه می آید سراغ انسان، یادت باشد که توجه خود را از خدا قطع نکن. در نماز مؤدب باش. در نماز باید همانند هنگامی که در برابر شخصیت بزرگی خبردار ایستاده ای باشی، به گونه ای که اگر سوزن هم به تو بزنند تکان نخوری!

این سخن را شیخ به فرزندش در پاسخ این سؤال که: شما موقعی که نماز می خوانید گاهی لبخند می زنید، فرموده است. فرزند جناب شیخ می گوید: من حدس می زنم که ابخند ایشان به شیطان است، که با لبخند به او می گوید: زورت نمی رسد!

باری، جناب شیخ معتقد بود که هر حرکتی خلاف ادب در محضر آفریدگار، معلول وسوسه ی شیطان است و می فرمود:

شیطان را دیدم بر جایی که انسان در نماز می خاراند، بوسه می زند!

 

نوشته شده توسط عبد الله در 9:44 |  لینک ثابت   • 

شنبه 2 تیر1386

عشق

رهنمودهای شیخ رجبعلی خیاط درباره ی نماز؛ قسمت اول: عشق

 

جناب شیخ معتقد بود همان گونه که عاشق از سخن گفتن با معشوق خود لذت می برد، نمازگزار باید از راز و نیاز با خدای خود احساس لذت کند. او شخصاً چنین بود و اولیای الهی همگی چنین اند.

رسول خدا(ص) لذت خود از نماز را این گونه توصیف می فرماید:

خداوند - جل ثناؤه – نور دیده ی مرا در نماز قرار داد و نماز را محبوب من گردانید، همچنان که غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب تشنه؛ (با این تفاوت که) گرسنه هرگاه غذا بخورد سیر می شود و تشنه هرگاه آب بنوشد سیراب می شود، اما من از نماز سیر نمی شوم.

یکی از شاگردان شیخ، که حدود سی سال با او بوده می گوید: خداوند شاهد است که من می دیدم در نماز، مثل یک عاشق در مقابل معشوقش ایستاده و محو جمال اوست. در عمرم سه نفر را دیدم که در نماز معرکه بودند؛ یکی مرحوم آقای شیخ رجبعلی خیاط و دوم آیت الله کوهستانی و سوم آقا شیخ حبیب الله گلپایگانی در مشهد. این ها عجیب بودند؛ وقتی به نماز می ایستادند، من با دیده ی الهی می دیدم که فضا کیفیتی دیگر است و آن ها به غیر خدا توجهی ندارند.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 9:27 |  لینک ثابت   • 

ترجمه قالب
رضا امین زاده
 
Powered By
BLOGFA.COM