تبليغاتX
پرواز در ملکوت

شنبه 31 شهریور1386

عبادت کسانی که از عبادت لذت می برند

مراتب نیت عبادت کنندگان: عبادت کسانی که از عبادت لذت می برند

 

گروه دیگری از بندگان خدا، عبادت می کنند به این دلیل که لذت عبادت و کمالی را که در بندگی خداوند هست، درک کرده اند. عقل آنها صفا پیدا کرده و وجودشون نورانی شده، و به همین دلیل همه اعمال و رفتارشان با عقل مطابقت داره و شهوات در وجودشون دیگه کارگر نیست. لذا هیچ لذتی را بر لذت طاعت و فرمانبرداری از خدا ترجیح نمی دهند و هیچ چیزی براشون دردآور تر از گناه نیست چون زشتی اون رو کاملاً احساس می کنند. اینها، هیچ توقع مزدی از عبادتشون ندارند چون در خود عبادت مزد خودشون رو می گیرن و لذت خودشون رو می برند. و برای همین هم هست که عبادتهایی که در نظر ما سخت و پر مشقت است، برای اونها هیچ سختی ای نداره. و خدا می داند که لذتی که این دسته از بندگان خدا می برند اصلاً قابل مقایسه با این لذتهایی که ما به دنبالش هستیم نیست. به همین دلیله که اونها لذت دو رکعت نماز در دل شب رو با تمام لذات عالم معاوضه نمی کنند. اونها از یک قطره از قطرات اشکی که در مناجات با خدا می ریزند، لذت خوف الهی را می برند، از یک قطره لذت شوق را و از یک قطره لذت امید بی انتها.

از امام صادق روایت شده که حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند:

بهترین مردمان کسی است که عاشق عبادت شده باشد، و دست در گردن آن درآورده، محبانه آن را در بر گرفته باشد، و محبت بندگی در دل او جا کرده باشد، و به جمیع بدن و اعضا و جوارح، مباشر آن شده باشد؛ به سبب عبادت، خود را از جمیع کارهای دنیا فارغ ساخته باشد، و به سبب آن، پروا نداشته باشد که روزگار او به آسانی می گذرد یا به دشواری. (بحارالانوار جلد 70 صفحه 253)

البته واضحه که منظور از فراغت از کارهای دنیا، عزلت و گوشه نشینی و رهبانیت نیست؛ بلکه منظور فراغت قلب و روح از دغدغه های دنیوی و غم دنیا را خوردن است.

اینطور افراد از لذات جسمانی اصلاً لذتی نمی برند، و به بهشت هم که می روند، باز هم لذت آنها با بقیه فرق دارد و از قرب الهی لذت می برند.

از امام صادق روایت دیگری داریم که خداوند عالم می فرماید:

ای بندگان بسیار تصدیق کننده، که تصدیق پیغمبران من چنان که باید، کرده اید و فرمان مرا قبول نموده اید، از عبادت من در دنیا تنعم نمایید و لذتها ببرید؛ به درستیکه به عبادت، در آخرت تنعم خواهید کرد. (بحار الانوار جلد 70 صفحه 253)

این روایت نشون می ده که این دسته از بندگان خدا در آخرت هم از عبادت خدا لذت می برند. یعنی حتی حاضر نمی شوند این لذت را با لذت بهشت معاوضه کنند. اگر درک می کردیم که این چه لذتی است که لذتهای بهشتی هم در مقابل اون رنگ می بازند و جلوه ی خودشون رو از دست می دهند حال و روزمون بهتر از این بود. ما حتی توان درک بهشت را هم نداریم. در بعضی از روایات عبارتی قریب به این مضمون داریم که اگر یک تار موی حور العین را به اهل دنیا نشان بدهند، از شدت شوق قالب تهی می کنند. آنوقت ببین این بندگان خدا چه چیزی در عبادت یافته اند که آن را با حورالعین که یکی از نعمتهای بهشتی است معاوضه نمی کنند! و این لذت را دارند در همین دنیا از عبادتشون می برند. اونوقت ما رو ببین که سرمون به چه چیزهایی گرمه و دلمون به چه چیزهایی خوش!

 

نوشته شده توسط عبد الله در 5:25 |  لینک ثابت   • 

جمعه 30 شهریور1386

عبادت حیا کنندگان

مراتب نیت عبادت کنندگان: عبادت حیا کنندگان

 

عده ی دیگری از بندگان خدا، به خاطر حیایی که در قلب خود از پروردگار عالم احساس می کنند، او را عبادت می کنند. این درجه مخصوص کسانی است که نور ایمان به قلبشان تابیده و زیبایی طاعات و زشتی گناهان را همانطور که هست می بینند. یکی از درجات بالای معرفت این است که انسان همیشه به یاد خدای مهربان باشد و متوجه باشد که پروردگار عالم بر ریزترین اتفاقات عالم و ظریفترین مسائلی که از قلب و ذهن انسان می گذرد آگاه است. کسی که این توجه را داشته باشد عظمت و جلال الهی بر دل او جلوه می کند و او را به انجام واجبات و ترک محرمات و عبادت خدای متعال می کشاند.

انسان فطرتاً مراعات شخص حاضر را می کند. یعنی اگر حضور کسی را احساس و درک کند، ناخودآگاه بر روی رفتارهای او اثر می گذارد. مثلاً حتی اگر یک کودک، که هیچ نفع یا ضرری به ما نمی تواند برساند در جایی باشد، در حضور او آدم بسیاری از معاصی را شرم می کند که انجام بدهد. حالا ببینید کسانی که خودشان را و عالم را در محضر خدا می دانند و باور و یقین قلبی به حاضر و ناظر بودن خداوند دارند و معتقدند که هیچ برگی از درختی نمی افتد مگر اینکه خداوند می داند، ببینید چنین کسانی چه حالی دارند؛ چطور می توانند گناه کنند یا واجبی را ترک کنند، و چطور و با چه انگیزه ای خداوند را عبادت می کنند؟

نقل شده که حضرت لقمان به فرزند خود فرمود:

ای فرزند! اگر می خواهی معصیت خدا کنی، مکانی پیدا کن که خدا در آنجا نباشد.

و از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله هم روایت شده است که:

از خداوند خود حیا بدارید، چنانکه حق حیا و شرم از اوست. صحابه گفتند: چه کار کنیم که حیا به عمل آمده باشد؟ فرمود: اگر خواهید که چنین باشید، بایستی اجل شما همیشه در برابر دیده ی شما باشد، و سر و انچه در سر است، از چشم و گوش و زبان و غیر آنها را، از معصیت الهی بازدارید، شکم را از حرام نگاه دارید، پاک دامان باشید و پوسیده شدن و خاک شدن در قبر را یاد کنید؛ و کسی که آخرت را خواهد، بایستی زینت زندگانی دنیا را ترک نماید. (بحارالانوار جلد 71 صفحه 333)

 

نوشته شده توسط عبد الله در 5:14 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 29 شهریور1386

عبادت مقربین

مراتب نیت عبادت کنندگان: عبادت مقربین

 

یک عده از بندگان خدا، او را عبادت می کنند برای تقرب به او. منظور از قرب به خدا، نزدیکی زمانی و مکانی نیست. چون در مورد خداوند مهربان مکان و زمان مطرح نیست. بلکه زمان و مکان خودشون از مخلوقات خداوند هستند. قرب الهی معانی زیادی دارد که ما دو معنی را بیان می کنیم:

اول قرب به حسب مرتبه و کمال است. می دونید که خداوند از همه جهت کامل است و هیچ نقصی در ذات و صفات او راه ندارد. از طرف دیگه مخلوقات نقص و عجز محض هستند. حالا اگر یک بنده ای در سایه عبادت پروردگار بتواند بعضی از نقایص خود را برطرف کند، خداوند هم یکی از کمالات را به او عطا می کنه. و در نتیجه بنده و خدا یک نوع نزدیکی معنوی به یکدیگر پیدا می کنند. اگر چه صفات خداوند و بندگانش اصلاً ربطی به هم ندارند، یعنی مثلا علم خداوند با علم بندگانش اصلاً قابل مقایسه نیستند، ولی می توان گفت که بدون اینکه شباهتی به هم داشته باشند ولی یک نوع آشنایی و ارتباطی به هم پیدا می کنند که به آن قرب می گوییم. بله اگر عبادت ما عبادت باشه، با هر عبادتی یک کمالی در وجود ما بدست می آید.

یکی دیگه از معانی قرب، بر حسب یاد و محبت و همنشینی معنوی است. همونطور که اگر یک نفر در شرق عالم باشه و یکی از دوستانش در غرب عالم، ولی همیشه به یاد دوستش باشه و این دوستش از ذهنش بیرون نره می گوییم این دو تا به هم نزدیک هستند. حالا هرچقدر این محبت و یاد دوست در او بیشتر باشه از نظر ما نزدیکی این دو تا بیشتر است. نماز و عبادت در واقع همین رشته ی محبت و یاد خداوند است در دل کسانی که منظورشون از عبادت تقرب به خدا باشه.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 5:14 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 28 شهریور1386

دو حدیث

دو حدیث

 

امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند:

جمعی برای رغبت در ثواب، عبادت الهی کردند؛ این عبادت تاجران است. و جمعی از ترس عذاب عبادت الهی کردند؛ این عبادات غلامان است. و جمعی خدا را برای شکرِ او عبادت نمودند، که این عبادت آزادگان است.

 

از امام رضا علیه السلام هم نقل شده که فرمودند:

اگر خداوند مردم را به بهشت امیدوار نمی گردانید و از دوزخ نمی ترسانید، باز هم بر مردم واجب بود که او را اطاعت کنند و عصیان او ننمایند، به خاطر تفضل و احسانی که نسبت به ایشان کرده، و برای آن نعمتهایی که بیش از استحقاقشان به ایشان کرامت فرموده است. (عیون اخبار الرضا جلد 2 صفحه 180)

 

نوشته شده توسط عبد الله در 18:20 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 28 شهریور1386

عبادت شاکران

مراتب نیت عبادت کنندگان: عبادت شاکران

 

عده ای از بندگان خدا به این دلیل او را عبادت می کنند که نعمت های بی انتهای او را می بینند. خوب، عقل انسانها حکم می کنه که از کسی که بهشون لطفی می کنه تشکر کنند. حالا وظیفه ی ما در مقابل خداوند که همه ی نعمتها به او منتهی می شود و اصلا وجود ما از اوست، چیه؟ خدایی که اعضا و جوارح ما از اوست. خدایی که آسمانها و زمین و ستارگان و خورشید و ماه و گیاهان و حیوانات و ... را خلق کرده و خودش در قرآن فرموده که همه اینها را برای شما خلق کردم. ما روحمون هم از بعضی از نعمتهای خدا خبر نداره. در هر لحظه فقط برای حفظ و تغذیه و رشد بدن هرکدام از ما هزاران هزار از نعمتهای خدا در کارند. دیگه نعمتهای معنوی او و لطف و رحمت او در هدایت هر یک از ما که قابل درک و ملموس نیست. و در عین حال که خیلی از ما این نعمتها را قدر نمی شناسیم و گناه می کنیم، اما باز هم او لطف خودش را از ما دریغ نمی کنه.

در روایات داریم که خدا به هرکدام از بندگانش طوری لطف می کنه که گویا به غیر از او بنده ای نداره و هزار جور احتیاج به او داره، با اونکه خدا خالق همه ی بندگانش است و به هیچکدام از اونها هیچ احتیاجی ندارد. ولی بنده در مقابل خداوند طوری رفتار می کنه که گویا غیر از او خدایان دیگری هم داره و هیچ احتیاجی به او نداره، در حالیکه خداوندی به جز او نداره و هیچ کس غیر از او نمی تونه نفع و ضرری به او برسونه.

واقعاً اگه بخواهیم به نعمتهای خدای مهربان فکر کنیم هیچوقت نمی توانیم همه ی آنها را بشماریم. قرآن هم در سوره نحل آیه 18 به همین مطلب اشاره کرده است. و این تفکر خودش از بزرگترین عبادتهاست و باعث میشه محبت الهی در دل ما راه پیدا کنه و ما را به انجام عبادات و ترک گناهان وادار می کنه.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 18:0 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 28 شهریور1386

مراتب بالاتر اخلاص

مراتب بالاتر اخلاص

 

توضیحی که در مطالب قبلی راجع به اخلاص در عبادات و نماز دادیم، معنای حقیقی اخلاص نیست. یعنی اگر کسی بتواند نیت و هدف خود را از انجام عبادات درست کند و آن را برای ملاحظه ی زید و عمر یا بدست آوردن مال و منصب و آبرو انجام ندهد بلکه نیتش رسیدن به اجر اخروی یا رهایی از عذاب الهی باشد تازه توانسته است به یکی از درجات متوسط بندگان مخلص خدا دست پیدا کند. اینگونه افراد از ریا رهیده اند و این خیلی ارزشمند است. اما یا برای ترس از جهنم و یا با شوق بهشت عبادت می کنند و نمی توان گفت که این عبادت، عبادتی خالصانه است. زیرا کسی که با شوق بهشت و ترس از جهنم نماز بخواند در حقیقت خودش را پرستیده نه خدا را؛ چون هدفش دفع ضرر از خود و جلب منفعت به سوی خودش بوده.

بین علما اختلاف هست که آیا اینچنین عبادتی صحیح است یا نه. اما اگر از حق نگذریم باید بگوییم که صحیح است. چون اولاً این شخص توانسته از سطح خواسته های دنیوی بالاتر بیاید و مصلحت ابدی خودش را در نظر گرفته و ثانیاً خداوند مهربان خودش از طریق انبیا وعده بهشت و ترس از جهنم را به بندگانش ابلاغ فرموده و خودش خودخواهی و خود دوستی را در فطرت انسانها نهاده و طبیعی است که عده زیادی از بندگان با همین انگیزه وی را پرستش کنند.

اما باید بدانیم که درجات بالاتری از اخلاص وجود دارد و باید سعی کنیم که به آن مراتب دست پیدا کنیم.

در مطالب بعدی توضیحات بیشتری راجع به مراتب اخلاص در عبادت ارائه خواهم کرد.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 17:36 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 26 شهریور1386

چند حدیث در باب ریا

چند حدیث

 

حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود:

در روز قیامت، حق تعالی امر می فرماید که جماعتی را به جهنم ببرند. پس به مالک دوزخ خطاب می فرماید که: بگو به آتش، که قدمهای ایشان را نسوزاند، که ایشان به پای خود به مساجد می رفتند؛ و رویشان را نسوزاند، که وضو را تمام و کامل به جا می آوردند؛ و دستهایشان را نسوزاند، که به دعا به درگاه من بر می داشتند؛ و زبانشان را نسوزاند، که بسیار قرآن می خواندند. پس خازن جهنم به ایشان می گوید: ای اشقیا! چه کرده اید که با این اعمال مستحق جهنم شده اید؟ ایشان می گویند: ما کارهای خود را برای غیر خدا می کردیم. در این روز به ما گفتند که مزد خود را از کسی بگیرید که کار از برای او کرده اید. (بحار الانوار جلد 72 صفحه 296)

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

از ریا اجتناب کنید! به درستی که آن، شرک به خداست. ریاکار را در روز قیامت به چهار نام می خوانند: ای کافر! ای بدکار! ای مکار! ای زیانکار! ثواب عمل تو برطرف شد و مزدت باطل گردید، و تو را در این روز بهره ای نیست. برو مزد خود را از کسی که برای او کار کردی، بطلب. (بحار الانوار جلد 72 صفحه 295)

 

از امام صادق علیه السلام روایت شده که لقمان فرزند خود را وصیت فرمود:

ریا کننده را سه علامت است: چون تنهاست، در عبادت کسل و سستی می نماید؛ و در نزد مردم مردانه به عبادت می ایستد؛ و هر کار که می کند، توقع دارد که او را به آن کار ستایش کنند. (بحارالانوار جلد 72 صفحه 296)

 

رسول معظم اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:

کسی که به ریای مردم نماز بخواند او مشرک است؛ و کسی که به ریای مردم حج کند مشرک است؛ و کسی که به ریای مردم روزه بگیرد مشرک است؛ و کسی که به ریای مردم زکات دهد مشرک است؛ و هرکس فرموده ی خدا را برای مردم انجام دهد مشرک است؛ و خدا عمل ریا کننده را قبول نمی کند. (بحار الانوار جلد 72 صفحه 297)

 

امام صادق علیه السلام فرموده اند:

هر بنده که باطن خود را نیکو کند و نیت خود را درست سازد، چند روزی نمی گذرد، مگر آنکه خدا نیکی او را بر خلق ظاهر گرداند؛ و هرکس باطن خود را بد دارد، چند روزی نمی گذرد، مگر اینکه بدی او را ظاهر گرداند. (بحارالانوار جلد 72 صفحه 282)

 

و در حدیث دیگری فرمود:

هرکس اندکی از عمل را از برای خدا کند، خدا زیاده از آن بر خلق ظاهر سازد؛ و کسی که بسیاری از اعمال را با تعب بدن و بیداری شبها به قصد ریا انجام دهد، البته عمل او را در نظر آن جماعت که ایشان را منظور داشته، سهل و اندک نماید. (بحار الانوار جلد 72 صفحه 290)

  

نوشته شده توسط عبد الله در 22:47 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 26 شهریور1386

اخلاص در نیت

چطور نیت خودمون رو خالص کنیم؟

 

شخصی در منزلش نشسته بود و می خواست مشغول ذکر باشد و با حضور قلب عبادت کند. یک دسته پرنده روی درختی که در حیاط خانه اش بود جمع شده بودند و شروع به سر و صدا کرده بودند و آن مرد نمی توانست حضور قلب داشته باشد. برخاست و پرندگان را دور کرد. وقتی دوباره مشغول عبادت شد، دوباره جمع شدند. هرچه آنها را می راند، فایده نمی کرد. کسی او را گفت: ای برادر! تا وقتی که این درخت اینجاست ممکن نیست بتوانی از دست این جانوران خلاص شوی. اگر خلاصی می خواهی، باید درخت را از جا برکنی. مرد چنین کرد و راحت شد.

حکایت ماست. درخت محبت دنیا و غیر آن در قلبمان ریشه کرده و می خواهیم سر نماز مرغان خواهش ها و خیالات را دفع کنیم و اخلاص و حضور قلب داشته باشیم. معلومه که اخلاص در نماز را با چشم بر هم فشردن و حرکات وسواسی نمی شه بدست آورد. اخلاص تابع حال آدمه. تا حال خودمون رو عوض نکنیم از اخلاص خبری نخواهد بود.

اول باید افکار فاسد و تمنیات پست و سطح پایین را در وجود خودمون از بین ببریم. چطور؟ با کمک خواستن از خدای مهربان و فکر کردن به بی اعتباری این دنیای فانی و مال و مقام و اعتبارات آن؛ با فکر کردن به اینکه تا خدا نخواهد کسی نمی تونه سود یا ضرری به دیگری برسونه؛ با تفکر در عظمت عذاب الهی و وسعت رحمت و نعمتهای اخروی اش. با ...

 

نوشته شده توسط عبد الله در 16:38 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 25 شهریور1386

معنای حقیقی نیت

معنای حقیقی نیت

 

اکثر ما معنی حقیقی نیت را نمی دانیم.

خیلی از ما فکر می کنیم نیت همان الفاظی است که مثلا هنگام شروع وضو یا شروع نماز به زبان می آوریم یا از خاطرمون می گذرونیم. در حالیکه این ذهنیت کاملاً اشتباه است.

در حدیثی که در مطلب قبلی ذکر کردیم دیدیم که از نظر ائمه، نیت، اخلاص در عمل و عمل را از شرک و ریا بیرون آوردن است. معلومه که این ذهنیتی که اکثراً درباره نیت داریم باعث اخلاص نمی شه. مثلاً فرض کنیم یک آدمی که اصلاً نماز خوان نیست بشنود که در یک مسجدی بین نمازگزاران طلا تقسیم می کنند و او هم برای همین وضو بگیرد و به مسجد بیاید و نماز بخواند و در خاطر بگذراند که از برای رضای خدا نماز می خوانم. آیا واقعاً این نماز او به صرف این کلماتی که از ذهنش گذروند یا به زبان آورد، خالص و برای خدا شد؟

معنای حقیقی نیت در دو چیز است که اولی خیلی آسان و دومی بسیار مشکل است.

اولین معنی نیت، همان قصد انجام دادن یک کار است. مثلاً کسی را فرض کنید که به قصد غسل کردن به حمام برود و در حمام فراموش کند که می خواسته غسل کند و به قصد شستن خودش بدنش را به آب فرو ببرد و بیرون بیاید. این شخص این کار را با قصد غسل کردن انجام نداده و برای همین هم این کار او غسل به حساب نمی آید. اما اگر به خاطر داشت و با این قصد بدنش را در آب فرو می برد، حتی اگر به زبانش هم جاری نمی شد و یا نیتش را در ذهنش مرور نمی کرد باز هم غسلش درست بود.

اما معنی دوم نیت عبارتست از غرض، علت و باعثی که موجب تحریک ما برای انجام یک فعل می شود. مثلاً یک نفر دارد به سمت بازار می رود. از او می پرسی: کجا می روی؟ می گوید: به بازار می روم. این نیت به معنای اول است. یعنی قصد دارد به بازار برود و در جواب ما این قصد خودش را به زبان می آورد. اما اگر از او بپرسی چرا به بازار می روی؟ جوابی که به این سوال می دهد بیان کننده ی معنای دوم نیت است. اصل این معنی از نیت هم مشکل نیست اما اخلاص در این نیت و خالص کردنش فقط برای رضای خدا خیلی سخته و اصلاً ملاک ارزشمند شدن و کامل یا ناقص شدن عبادتها در همین است. اما چطور می شه این اخلاص را به دست آورد، بعداً در موردش خواهم گفت. 

 

نوشته شده توسط عبد الله در 13:10 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 25 شهریور1386

نیت

نیت

 

یکی از مهمترین عواملی که عبادتها و نماز ما را از حالت یک عبادت بی روح و تکراری که فقط از روی عادت آن را به جا می آوریم خارج می کند و باعث می شود که نماز و عبادت ما بتواند آن اثرات واقعی خودش را داشته باشد، نیت است.

در تفسیر آیه ی هفتم از سوره ی هود که می فرماید: تا شما را بیازماییم که کدامیک از شما نیکوکارترید از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: منظور این نیست که هرکس بیشتر عمل کرده باشد، بلکه منظور این است که هر کس عملش درست تر و به حق نزدیکتر باشد. عمل صواب آن است که با ترس از خدا و نیت صادق و درست باشد؛ و باقی ماندن بر یک عمل و سعی نمودن که از برای خدا خالص گردد، بهتر از اصل عمل است. و عمل خالص آن است که نخواهی کسی به غیر از خدا تو را برای آن کار مدح و ستایش کند. نیت بهتر از عمل است. بلکه عمل همین است و بس. بعد از آن این آیه ی قرآن را تلاوت فرمودند: بگو ای محمد! هرکس بر شاکله ی خود عمل می کند. (اسراء / 84) حضرت در این مورد فرمودند: شاکله، نیت است. (اصول کافی جلد 2 صفحه 16 حدیث 2)

 

نوشته شده توسط عبد الله در 11:30 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 25 شهریور1386

معرفت و عبادت

معرفت و عبادت

 

قبل از اینکه بخواهیم وارد بحث آداب نماز بشویم لازمه که یک نکته رو بدونیم.

اون نکته اینه که هدف از خلقت همه ی مخلوقات و تمام عالم دو چیز بوده : معرفت و عبادت.

معرفت و عبادت هم کاملا به همدیگه وابسته هستند. یعنی نه علم و معرفت کامل بدون عبادت به دست می آید و نه عبادت شایسته بدون علم و معرفت ممکن است.

می توانیم علم را به چراغ تشبیه کنیم و عبادت را به پیمودن راه. اگر چراغ در دست داشته باشی ولی از جای خودت تکان نخوری و را نیفتی تا یک مسافتی بیشتر را نمی تونی ببینی. اما اگه راه بیافتی هرچی بیشتر جلو بری و حرکت کنی مقدار بیشتری از مسیر مشخص و پیدا میشه.

از طرف دیگه عمل رو می تونیم به سوخت این چراغ هم تشبیه کنیم. اگه سوخت به این چراغ نرسه، زود خاموش میشه و روشن نمی مونه.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 10:29 |  لینک ثابت   • 

جمعه 23 شهریور1386

ادب حضور

ادب حضور

 

در زمانهای قدیم اگه می خواستند یکی از عوام الناس رو که از آداب مجلس پادشاه بی اطلاع بود، به حضور پادشاه ببرند، اول یکی از مقربان آداب شناس درگاه پادشاه مدتی به او آموزش می داد تا مبادا حرکات بی ادبانه ای که لایق محضر پادشاه نیست از او سر بزنه.

خداوند مهربان هم چون می دونسته که عقل ما آدمها نمی تونه چگونگی عبادت او رو درک کنه، خودش آداب عبادت رو از طریق پیامبران و معصومین - که مقربان درگاهش هستند - به ما آموزش داده.

یک قسمت از این آداب همین آداب ظاهری و نحوه و حرکات عباداته که نماز یه نمونه ی بارزش است. رکوع و سجود و قیام و قعود و اذکار و اوراد و ... که هر کدومش اسراری داره و حکمتی درش هست. اگه قرار بود ما آدمها خودمون نحوه عبادت کردن رو اختراع کنیم معلوم نبود عقلمون به این چیزها برسه.

اما مهمتر از اون آداب باطنی و قلبی نماز و عبادتها هست. و قبلاً هم گفتم که این عبادتها و رکوع و سجده ها اگه اون آداب قلبی درش رعایت نشه هیچ اثری نخواهد داشت. اما اگه بدونیم که چه حکمتی در هرکدوم از اینها هست و چرا ما این حرکات رو برای عبادت خدا انجام می دهیم اونوقت این حرکات به ظاهر ساده معجزه می کنه و مس وجود ما رو تبدیل به طلا می کنه.

اگه خدا یاری کنه توی این ماه رمضونی می خوام یه کم از احادیثی که در این زمینه هست رو بنویسم.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 10:55 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 15 شهریور1386

اجلاس نماز

رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به شانزدهمين اجلاس سراسري نماز، اين عبادت پُر طراوت را، دارويي معجزه گر خواندند و به دست اندركاران اين همايش تأكيد كردند: خِرد و هنر و انگيزه را براي شناساندن صحيح نماز بكار گيريد كه در اين صورت، نماز براستي اوج گيري مؤمن مي شود.


متن اين پيام كه توسط حجت الاسلام و المسلمين قرائتي صبح امروز در اجلاس سراسري نماز قرائت شد به اين شرح است:


بسم الله الرحمن الرحيم

برپائي اجلاس نماز را گرامي ميدارم و از ايزد دانا و شنوا درخواست ميكنم كه آن را كانوني گرمابخش و چراغي روشنگر براي دلهاي پاك و با صفاي جوانان ما بگرداند و نواي گوشنواز نيايش را در پهنه‌ي كشور ما بگسترداند.

نماز، نياز آدمي است. ما گرفتاران تخته بند زندگي مادّي، به دريچه‌ئي كه هواي پاك آزادي را از عالم معنا به ما برساند و دل را از آلودگي و بيخبري برهاند نيازمنديم. بدون اين پنجره‌ي روشني و طراوت، نهاد آدمي، درخشندگي گوهر خويش را از دست ميدهد و دل، رنگ و بو و سرشت گِل ميگيرد.

اگر نماز را آن گونه كه هست بشناسيم، خدا را بر اين هديه‌ي بزرگ كه پيامبرانش به ما داده اند، هزاران بار سپاس خواهيم گفت.

شما بر پا دارندگان اين گردهمائي كه كوشش ارجمندتان پوشيده نيست، همّت خويش را بر آن بگماريد كه نماز را به درستي بشناسانيد. اين از هر بخشنامه و دستور و فرماني كارسازتر است. دلها با جويائي معنويت سرشته شده اند، شما اين راه راست، اين داروي معجزه گر، و اين پنجره‌ي دلگشا را به آنان نشان دهيد. اين است آنچه نماز را همگاني و آن را با حال و حضور و شور و شيدائي همراه ميسازد، و اين سخنان والا را معني مي كند، كه:

الصلاه معراج المؤمن – نماز اوجگيري مؤمن است.

الصلاه خير موضوع، من شاء استقلّ و من شاء استكثر

نماز بهترين نهاده‌ي دين است، هر كه خواهد كم و هر كه خواهد بيش، بهره از آن ميگيرد.

و براي اين كار بزرگ، ناگزير بايد هم خِرد و هم هنر و هم انگيزه به كار گرفته شود.

از خداوند متعال توفيق روزافزون براي همه‌ي شما مسألت ميكنم.


والسلام عليكم و رحمه اله

سيدعلي خامنه‌اي

14/شهريور ماه/1386

نوشته شده توسط عبد الله در 12:48 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 4 شهریور1386

نماز بی روح

نماز بی روح

 

همونطور که می دونید، هر عبادتی یک روحی داره و یک بدنی. بدن عبادت، همان اعمال ظاهری است که وقتی یک نفر انجام می دهد می گوییم مثلا داره نماز می خونه یا روزه داره.

روح عبادت اون آداب و شرایط و کیفیاتی است که کمال عبادت به اونهاست. مانند: اخلاص و حضور قلب و سایر شرایطی که در قبول نماز و دیگر عبادتها در کار است. پس نماز بدون این شرایط مثل یک جسد بی روح است. همونطور که از بدنی که روح ازش خارج شده کاری بر نمی آید، نماز بدون شرایط و آداب باطنی و قلبی هم ثمره ی زیادی نمی دهد و فقط یه نوع رفع تکلیفه.

طرف می ره قرآن را می خونه که می فرماید: «ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر» «نماز از بدی ها و اعمال ناشایست نگه می دارد و مانع می شود.» بعد می آید می گوید پس چرا من که نماز می خونم، نمازم من رو از بدی ها نگهداری نمی کنه؟ خوب عزیز من برای اینه که نماز من و تو نماز نیست. روح نداره. مگه می شه از یک جسم بی روح انتظار داشت که کاری بکنه؟

 

نوشته شده توسط عبد الله در 18:5 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1 شهریور1386

نمازهای مردود

نمازهاي مردود از قول اهل بيت (قسمت ششم)

 

مي فرمايند: آن كس كه به والدينش با خشم و كينه نگاه كند، نمازش قبول نمي شود. بارها گفتم، تا وقتي كه پدر و مادر باهامون راه بيان، دست بوسي پدر و مادر هنري نيست، خُب داره باهات راه مي ياد، اگر ظلم كردند اون وقت هنره كه دست بوسشون باشيم.

مي خواي بري مشهد، يه سفر مستحبيه، اگر پدر و مادرت راضي نيستند، اگر مي بيني روشون فشار مالي مي ياد حق نداري بري، حق نداري تو خونه لج كني، غذا نخوري، گريه كني، بازار راه بندازي كه مي خوام برم زيارت، اين زيارت قبول هست، منتها براي كمرتون! اين چه وضعيه؟ اصلاً حق نداري پدر و مادرت رو اذيت كني.

اين برادرها و خواهرهاي بسيار خوش برخورد، ملايم، خنده رو، متين، معطر، سر به زير و محجبه ی ما! تو خونه كه مي رن براي نه نه و باباشون برج زهرمار هستند! آيا اينها عبادتشون قبوله؟ يعني چي؟ خوبيهات رو بايد براي پدر و مادرت داشته باشي، تمام بگو و بخنداش براي رفيقهاشه، تو خونه كه مي ره شروع مي كنه به داد و بيداد!!  اين آخه وضعه؟ اينطوري بايد باشه؟ براي همينه كه بهتون گير مي دن، با هیات و بسیج و مسجد هم مخالفت مي كنند، مي گن ديگه مسجد هم نرو، چون مسجد بايد گناه رو پاك كنه.

وقتي كسي نگاه خشم آلود به مادرش مي كنه عرش خدا مي لرزه. چرا اين چيزها رو شوخي گرفتي؟! پيغمبر اكرم (ص) مي فرمايند: اول مادرت، دوم مادرت، سوم مادرت، چهارم پدرت. اين خيلي مهمه. اين چه بساطيه؟ خُب با پدر و مادرت با احترام صحبت كن. البته من به عموم كار ندارم، نه گريه كن، نه روضه برو، نه سينه بزن، نه منبر گوش كن! فقط با مادرت مهربون باش، اينطوري بهشتت ضمانت شده است. مگه نگفتند كليد بهشت زيرپاي مادرانه، تو کجا دنبالش مي گردي؟ کجا براي نعمتهاي بهشت میری؟ كليدش زير پاي مادرته. اول كليدش رو بردار بعد برو نعمت ها رو جمع كن. نماز براي اينه كه به نعمتها برسي، اول كليد بهشت رو از  زير پاي مادرت (و همين طور پدرت) در بيار. تا كليد رو نداشته باشي هيچ جايي نمي توني بري. بابا! اگر امروز بهت گفتند: پسرم يا دخترم! دوست ندارم بري مسجد، دوست ندارم بري مشهد و نتونستي با زبان ليّن و آرام و با ملايمت و مهرباني قانعش كني، اشكالي نداره، بگو: «چشم !» خُب زور داره مي گه، درسته، بزار بگه، زور رو تحمل كن، اين معني دينه، روح نماز اين هست.

آقا من اصلاً نمي تونم باور كنم كه شما به مادرتون توهين مي كنيد، مگه مي شه بچه مسلمون به مادرش توهين كنه؟ غير ممكنه. مگه مادر چه گناهي كرده؟ بعد هم جالب اينه كه همين كساني كه به مادرشون توهين مي كنند، به سن 30، 40 سالگي كه مي رسن، مثل چي پشيمون مي شن، من مطمئنم به اين درجه كه رسيدي، تازه مي فهمي كه عاشق واقعي تو فقط مادرت بوده، هيچ كس ديگه تو رو حتي دوست هم نداشته، كي من و تو رو فقط براي خودمون دوست داره؟ تنها مادر و پدر هستند كه ما رو براي خودمون دوست دارند، همه، ما رو براي خودشون دوست دارن، همه مي خوان خودشون رو ارضاء كنند، همه مي گن: «تو رو مي خوام، اگر تو نباشي مي ميرم.» اما داره خودش رو ارضاء مي كنه. اون مادره كه حاضره بميره. مي گه حاضرم تو باشي و من بميرم و واقعاً هم مي ميره! شيره جانش رو داره مي ذاره، و فردا هم كه بچه دار شدي، بچه تو رو هم مثل بچه خودش بزرگ مي كنه، بخدا خجالت داره.

واقعاً زشته من بخوام به شما توصيه كنم كه به مادرتون احترام بگذاريد. مگه مي شه كسي بچه مسلمون باشه و به مادرش توهين كنه؟ عقده ها و دق دلي هاي بيرونت رو سر مادرت خالي مي كني؟!  اين خجالت نداره؟ ديگه نماز مي خوني چه كار؟

 

نوشته شده توسط عبد الله در 6:25 |  لینک ثابت   • 

ترجمه قالب
رضا امین زاده
 
Powered By
BLOGFA.COM