تبليغاتX
پرواز در ملکوت

شنبه 26 بهمن1387

نماز: کنترل کننده پیل مست درون

 

نماز: کنترل کننده پیل مست درون

هر انسانى در درون خود يك نفس سركش دارد، يك پيل مست كه اگر انسان مراقبش بود، با چكش مرتب بر سر او كوبيد، او انسان را به هلاكت نخواهد انداخت؛ رفتار او كنترل خواهد شد و همين نفس انسانى مايه‏ى پيشرفت انسان خواهد شد. نفس، مجموعه‏ى غرائز انسانى است كه اگر اين غرائز درست كنترل شوند، در راه صحيح به كار گرفته شوند، درست اعمال شوند، انسان را به اوج كمال خواهند رساند. اشكال اين است كه این غرائز مستى ميكنند. بايستى يك كنترل كننده‏اى وجود داشته باشد. اگر ظلم در دنيا هست، ناشى از بدمستى غرائز و نفسانيات يك يا چند نفر يا يك مجموعه است؛ اگر فحشاء در دنيا هست، همين جور؛ اگر اهانت به انسان و پامال كردن كرامت انسان در دنيا وجود دارد، همين جور؛ اگر فقر در دنيا هست، بخش عظيمى از جامعه‏ى بشرى دچار محروميت از نعم الهى بر روى زمينند، به خاطر همين است. نفسانياتِ مجموعه‏ى ستمگر، ظلم را به وجود مى‏آورد. مجموعه‏ى مستكبر، استضعاف را به وجود مى‏آورد. مجموعه‏ى تمامت‏خواه و فزونى‏طلب و بى‏رحم، فقر را به وجود مى‏آورد، گرسنگى را به وجود مى‏آورد. اين نفسانيات است كه اين همه مفاسد در عالم از اولِ تاريخ تا امروز وجود داشته و هرچه انسان در به كارگيرىِ توانائى‏هاى گوناگونى كه خدا در او به وديعت گذاشته، جلوتر رفته، اين كمتر نشده، بيشتر شده؛ «چو دزدى با چراغ آيد گزيده‏تر برد كالا». آن ظالمى كه بمب اتم دارد، فرق ميكند با آن ظالمى كه فقط با شمشير ميجنگد. اين نفسانيات براى انسانها خطرناك‏تر شده‏اند.

يك چنين چيزى در وجود انسانها هست. همه‏ى انسانها مبتلا به اين پيل مست در درون وجود خودشان هستند كه بايد اين را مهار كنند. اين مهار با ذكر خداست؛ با ياد خداست؛ با پناه بردن به خداست؛ با احساس نياز به پروردگار است؛ با احساس حقارت خود در مقابل عظمت الهى است؛ با احساس زشتى‏هاى خود در مقابل جمال مطلق حق متعال است. اينها همه‏اش ناشى از ذكر است. انسانى كه باتقواست، يعنى مراقب خودش هست و متذكر هست، منشأ شر و ظلم و فساد و طغيان و بدى به اين و آن نميشود. آن ذكر الهى  مرتب دارد او را نهى ميكند؛ مرتب دارد او را باز ميدارد: «الصّلوة تنهى». «تنهى» يعنى نهى ميكند، نه اينكه دست و پاى انسان را ميبندد؛ غرائز را از كار مى‏اندازد. بعضى خيال ميكنند «الصّلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر»، معنايش اين است كه اگر نماز خواندى، ديگر فحشا و منكر از بين خواهد رفت؛ نه، معنايش اين است كه وقتى نماز ميخوانى، آن واعظ درونىِ تو كه با نماز جان گرفته، او مرتب به تو از بدىِ فحشاء و منكر ميگويد. و گفتن و تكرار كردن و بر دل فرو خواندن، طبعاً اثر دارد و دل را خاضع و خاشع ميكند. لذاست مى‏بينيد نماز تكرار بايد شود. روزه، سالى يك بار؛ حج، عمرى يك بار؛ نماز، هر روز چند بار بايد تكرار شود. اهميت نماز اينجاست.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 0:32 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 17 بهمن1387

دعوتی دوباره به اخلاص

 

دعوتی دوباره به اخلاص

ای عزیز، در کارهای خود دقیق شو و از نفس خود در هر عملی حساب بکش، و او را در برابر هر پیش آمدی استنطاق کن که آیا اقدامش در خیرات و در امور شریفه برای چیست؟ دردش چیست که می خواهد از مسائل نماز شب سؤال کند، یا اذکار آن را تحویل بدهد؟ می خواهد برای خدا مسئله بفهمد یا بگوید، یا می خواهد خود را از اهل آن قلمداد کند؟ چرا سفر زیارتی که رفته با هر وسیله است به مردم می فهماند؟ حتی عددش را! چرا صدقاتی را که در خفا می دهد راضی نمی شود که کسی از او مطلع نشود، با هر راهی شده سخنی از آن به میان آورده به مردم ارائه می دهد؟ اگر برای خداست و می خواهد که مردم دیگر به او تأسی کنند و مشمولِ الدّالُّ عَلَی الخَیرِ کَفاعِلِه گردد، اظهارش خوب است؛ شکر خدا کند به این ضمیر صاف و قلب پاک؛ ولی ملتفت باشد که در مناظرۀ با نفس گول شیطنت اورا نخورده باشد، و عمل ریایی را با صورت مقدسی به خوردش ندهد. و اگر برای خدا نیست، ترک آن اظهار کند که این «سُمعه» است، و از شجرۀ ملعونۀ ریا است و عمل او را خداوند منّان قبول نمی فرماید و امر می فرماید در سجّین قرار دهند.

باید به خدای تعالی از شرّ مکاید نفس پناه ببریم که مکاید آن خیلی دقیق است ولی اجمالاً می دانیم که اعمال ما خالص نیست. اگر ما بندۀ مخلص خداییم، چرا شیطان در ما این قدر تصرف دارد؟ با آنکه او با خدای خود عهد کرده است که به «عِباد الله المخلَصین» کار نداشته باشد و دست به ساحت قدس آنها دراز نکند. به قول شیخ بزرگوار ما، شیطان سگ درگاه خداست: اگر کسی با خدا آشنا باشد، به او عوعو نکند و او را اذیت نکند. سگ درِ خانه آشنایان صاحبخانه را دنبال نکند. شیطان نمی گذارد کسی که آشنایی با صاحبخانه ندارد وارد خانه شود. پس، اگر دیدی شیطان با تو سر و کار دارد، بدان کارهایت از روی اخلاص نیست و برای حق تعالی نیست. اگر شما مخلصید، چرا چشمه های حکمت از قلب شما به زبان جاری نشده، با اینکه چهل «سال» است به خیال خود قربۀ الی الله عمل می کنید؛ با اینکه در حدیث وارد است که «کسی که اخلاص ورزد از برای خدا چهل «صباح»، جاری گردد چشمه های حکمت از قلبش به زبانش.» پس بدان اعمال ما برای خدا نیست و خودمان هم ملتفت نیستیم و درد بیدرمان همین جاست.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 21:24 |  لینک ثابت   • 

جمعه 11 بهمن1387

راز نماز

 

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

«الذین ان مکنّاهم فی الارض اقاموا الصلوة»

مومنان، مجاهدان راه خدا، ایثارگران طریق معارف الهی این جوری اند که وقتی «ان مکنّاهم فی الارض» وقتی ما اینها را در زمین متمکن کردیم، قدرت را به اینها سپردیم، خیلی کارها باید انجام بدهند؛ استقرار عدالت، ایجاد چه و چه و چه ... اما اول چیزی که وجود دارد «اقاموا الصلوة» نماز را اقامه می کنند.

چه رازی است در این نماز که اقامه ی آن اینقدر مهم است؟

 

نوشته شده توسط عبد الله در 19:58 |  لینک ثابت   • 

جمعه 4 بهمن1387

نماز: کلیدی ترین داروی تجویز شده از سوی خدا

 

انجام همه ی واجبات شرعی و اجتناب از همه ی محرمات را می توان مانند مجموعه دارویی دانست که از سوی پروردگار متعال برای تقویت بنیه ی روحی و اصلاح امور دنیا و آخرت انسان (چه اصلاح جامعه و چه اصلاح فرد) تجویز شده است. منتها در این مجموعه بعضی از عناصر کلیدی هستند که شاید بشود گفت «نماز» کلیدی ترین این عناصر است. وقتی ما می بینیم در شرع مقدس اسلام -چه در قرآن، چه در کلمات نبی مکرم و  چه در فرمایشات معصومین- این همه راجع به نماز ترغیب و تشویق و اهتمام نشان داده شده، کشف می کنیم که این نماز در بین مجموعه ی داروهای درمانگر بیماریهای جسمی و روحی و فردی و اجتماعی انسان، آن عنصر اصلی یا یکی از اصلی ترین عناصر است.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 10:19 |  لینک ثابت   • 

ترجمه قالب
رضا امین زاده
 
Powered By
BLOGFA.COM