پنجشنبه 8 اسفند1387
مخاطب بايد داشت در نماز
متاسفانه ما مسلمانها اکثراْ نماز ميخوانیم، مثل بقيهى عادات روزانه؛ مسواك ميزنيم - فرض بفرمائيد - ورزش ميكنيم، همين جور نماز هم ميخوانيم. اما يك وقت نه، انسان نماز ميخواند، با اين احساس كه ميخواهد حضور در محضر پروردگار پيدا كند. اين يك جور ديگر است. ما هميشه در محضر پروردگاريم؛ خواب باشيم، بيدار باشيم، غافل باشيم، ذاكر باشيم. ليكن يك وقت هست كه وضو ميگيريم، تطهير ميكنيم، خودمان را آماده ميكنيم، با طهارت جسم، با طهارت لباس، با طهارت معنوىِ ناشى از وضو و غسل ميرويم خدمت پروردگار عالم. ما در نماز بايد يك چنين احساسى داشته باشيم؛ با اين حال وارد نماز بايد شد؛ خود را در مقابل خدا بايد احساس كرد؛ مخاطب بايد داشت در نماز. والّا صرف اينكه يك امواجى را كه ناشى از كلمات و حروف هست، در فضا منتشر كنيم، اين آن چيزى نيست كه از ما خواسته شده. ميشود همينطور گفت: «الحمد للَّه ربّ العالمين. الرّحمن الرّحيم. مالك يوم الدين ...» و امواجش را منتشر كنيم. همين را ميشود با قرائت خوب هم خواند، اما بىتوجه، كه باز هم همان منتشر كردن امواج صوتى است در هوا. اين، آن چيزى نيست كه از ما خواسته شده. از ما خواسته شده كه در حال نماز دلمان را ببريم به پيشگاه پروردگار؛ از دلمان حرف بزنيم، با دلمان حرف بزنيم؛ اينها مهم است. اين نكتهى روح نماز را بايد توجه كنيم.
البته اين روح بدون جسم هم به دست نمىآيد. اينكه انسان خيال كند اگر اين است، مىنشينم صد بار ذكر ميگويم و مثلاً نماز ديگر نميخوانم، نه. آن جسم، آن كالبد، با توجه به نيازهاى تأمينشوندهى به وسيلهى اين روح تنظيم شده است. لذا ببينيد در روايات براى حالات مختلف نماز يك خصوصياتى را گذاشتند؛ واجب نيست، مستحب است. در وقت ايستادن به كجا نگاه كنيد؛ در وقت سجده كردن به كجا نگاه كنيد؛ در وقت ركوع، بعضى از روايات دارد، چشمتان را ببنديد؛ بعضى روايات دارد به جلو نگاه كنيد؛ اين خصوصيات همه كمك ميكند به آن حالت حضور و توجهى كه براى انسان لازم است.
چهارشنبه 7 آذر1386
حدیث
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که:
«رغبت به ثواب و ترس از عقاب، در دلی جمع نمی شود، مگر اینکه بهشت بر او واجب می شود. چون متوجه نماز شوی، روی دل خود را به سوی خداوند خود بگردان. به درستی که هر مومنی که در نماز، دل خود را با خدا دارد، خدا دلهای مومنان را به سوی او مایل گرداند؛ و بهشت را نیز از برای او لازم می گرداند.»
(بحارالانوار جلد 84 صفحه 240، حدیث 24)
سه شنبه 6 آذر1386
دو حدیث از امام صادق علیه السلام
از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:
«هر کس دو رکعت نماز بگزارد، و بداند که چه می گوید (یعنی در قرائت و اذکاری که می خواند، متوجه معانی آنها باشد) چون از نماز فارغ شود، بر او گناهی نمانده باشد.»
(بحار الانوار، جلد 84، صفحه 240، ذیل حدیث 22)
همچنین از آن حضرت نقل شده است که:
« به درستی که بالا می برند از نماز بعضی از بندگان، نصف آن را، و از بعضی یک سوم آن را، و از بعضی یک چهارم آن را، و از بعضی یک پنجم آن را. و بالا نمی برند و به درجه ی قبول نمی رسانند، مگر آن قسمتی را که با حضور قلب به جای آورده باشد؛ لیکن بندگان به ادای نمازهای نافله سفارش شده اند، تا به سبب آن نقص های نمازهای واجب را برطرف سازند.»
(بحارالانوار، جلد 84، صفحه 238، حدیث 18)
شنبه 5 آبان1386
حضور قلب
حضور قلب
یکی از شرایط و آداب نماز، حضور قلب است. نماز، بدون حضور قلب، ناقص است و مورد قبول درگاه الهی قرار نمی گیرد و باعث کمال و تقرب انسان نمی شود. بلکه باید گفت که اگر فضل و لطف و مهربانی خداوند نبود، باید آدمی را به خاطر عبادت بدون حضور قلب، عقاب و عذاب می کردند.
فرض کنید کسی در حضور پادشاهی در حال سخن گفتن باشد ولی حواسش کاملاً به امور دیگری باشد. اگر در این حالت پادشاه از ضمیر او مطلع شود، آیا به خاطر اینکه پادشاه را حقیر شمرده و اعتنایی به شان او نکرده، مستحق تنبیه و توبیخ از سوی پادشاه نیست؟
شنبه 2 تیر1386
حضور قلب
رهنمودهای شیخ رجبعلی خیاط درباره ی نماز؛ قسمت سوم: حضور قلب
باطن نماز، یادِ خدا و حضورِ صادقانه ی دلِ نمازگزار در محضر قدس حق تعالی است، و از این رو پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند:
خداوند نماز بنده ای را که دلش با بدنش حضور ندارد، نمی پذیرد.
جناب شیخ با توجه به این نکته، سعی می کرد قبل از اقامه ی نماز جماعت، حاضران را آماده ی نمازِ با حضور قلب کند. نمازِ او نمونه ی یک نمازِ با حضور قلب بود.
دکتر حمید فرزام در این باره می گوید: نمازشان خیلی با طمأنینه و با آداب بود و گاهی که دیر می رسیدم و قیافه ی ایشان را در نماز (در حالی که از جلوی ایشان رد می شدم) می دیدم انگار لرزه ای بر اندامشان مستولی، قیافه نورانی، رنگ پریده، و غرق در ذکری بودند که می گفتند. حواسشان کاملاً جمع نماز بود و سرشان پایین؛ استنباطم این است که جناب شیخ هیچ شکی، حتی به اندازه ی سر سوزن در دلش نبود.
یکی دیگر از شاگردان شیخ می گوید: گاهی به من می فرمودند:
فلانی! می دانی در رکوع و سجود چه می گویی؟ در تشهد که می گویی: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له، آیا راست می گویی؟! آیا هوای نفس نداری؟! آیا به غیر خدا توجهی نداری؟! آیا با «اَربابٌ مُتَفَرِّقونَ» سر و کار نداری؟!
شنبه 2 تیر1386
ادب
رهنمودهای شیخ رجبعلی خیاط درباره ی نماز؛ قسمت دوم: ادب
مؤدب بودنِ نمازگزار در محضر آفریدگار متعال، یکی از مسایلی است که اسلام به آن اهمیت بسیاری داده است. امام سجاد علیه السلام در این باره می فرمایند:
حق نماز این است که بدانی نماز، وارد شدن بر خدای عزّ و جلّ است و تو با نماز در پیشگاه خداوند ایستاده ای، پس چون این را دانستی، باید همچون بنده ای ذلیل و حقیر، راغب و راهب و امیدوار و بیمناک و بینوا و زاری کننده باشی و به احترام کسی که در مقابلش ایستاده ای با آرامش و وقار بایستی و با دل به نماز رو کنی و آن را با رعایت شرایط و حقوقش، به جا آوری.
جناب شیخ درباره ی ادب حضور می فرماید:
شیطان همیشه می آید سراغ انسان، یادت باشد که توجه خود را از خدا قطع نکن. در نماز مؤدب باش. در نماز باید همانند هنگامی که در برابر شخصیت بزرگی خبردار ایستاده ای باشی، به گونه ای که اگر سوزن هم به تو بزنند تکان نخوری!
این سخن را شیخ به فرزندش در پاسخ این سؤال که: شما موقعی که نماز می خوانید گاهی لبخند می زنید، فرموده است. فرزند جناب شیخ می گوید: من حدس می زنم که ابخند ایشان به شیطان است، که با لبخند به او می گوید: زورت نمی رسد!
باری، جناب شیخ معتقد بود که هر حرکتی خلاف ادب در محضر آفریدگار، معلول وسوسه ی شیطان است و می فرمود:
شیطان را دیدم بر جایی که انسان در نماز می خاراند، بوسه می زند!
شنبه 2 تیر1386
عشق
رهنمودهای شیخ رجبعلی خیاط درباره ی نماز؛ قسمت اول: عشق
جناب شیخ معتقد بود همان گونه که عاشق از سخن گفتن با معشوق خود لذت می برد، نمازگزار باید از راز و نیاز با خدای خود احساس لذت کند. او شخصاً چنین بود و اولیای الهی همگی چنین اند.
رسول خدا(ص) لذت خود از نماز را این گونه توصیف می فرماید:
خداوند - جل ثناؤه – نور دیده ی مرا در نماز قرار داد و نماز را محبوب من گردانید، همچنان که غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب تشنه؛ (با این تفاوت که) گرسنه هرگاه غذا بخورد سیر می شود و تشنه هرگاه آب بنوشد سیراب می شود، اما من از نماز سیر نمی شوم.
یکی از شاگردان شیخ، که حدود سی سال با او بوده می گوید: خداوند شاهد است که من می دیدم در نماز، مثل یک عاشق در مقابل معشوقش ایستاده و محو جمال اوست. در عمرم سه نفر را دیدم که در نماز معرکه بودند؛ یکی مرحوم آقای شیخ رجبعلی خیاط و دوم آیت الله کوهستانی و سوم آقا شیخ حبیب الله گلپایگانی در مشهد. این ها عجیب بودند؛ وقتی به نماز می ایستادند، من با دیده ی الهی می دیدم که فضا کیفیتی دیگر است و آن ها به غیر خدا توجهی ندارند.
سه شنبه 17 بهمن1385
از خود بیخود شدن و خروج از دنیا
از خود بیخود شدن و خروج از دنیا
یکی از آداب نماز بیخودشدن از خود و خروج از دنیاست. اگر در نماز به درجه بيخود شدن از خود و به درجه وصال مطلوب برسيم، در دنياي ما هم اثرات مثبت داره. در كتاب «عده الداعي» اومده: يكي از بزرگان به نماز ايستاده بود، دزدي وارد منزل او شد، اونقدر متوجه و ملتفت نماز بود كه متوجه ورود دزد به خونه نشد؛ تا جايي كه دزد همه ی وسائل رو جمع كرد؛ كوله بارش رو بست اومد از در بره بيرون؛ در به روش بسته شد. برگشت جنسها رو گذاشت در باز شد. باز دوباره برگشت جنسها رو برداره، در بسته شد. در «عده الداعي» مي نويسه ندايي بين زمين و آسمان پيچيد كه اين گونه مي گفت: «اي فلاني! اگر يك دوست از خود بيخود است، دوست ديگر براي او بيدار و هوشيار است.»
اين يعني چي؟ يعني اگر مي خواي كارهاي دنيايي تو راه بيفته، بايد توي نماز اصلاً بي خيال دنيا باشي. به درجه ی فارغ شدن از دنيا برسي. اگر مي خواي دوستت برات كارسازي كنه، توقع دوست اينه كه در نماز از دنيا مفارقت كني. توقع دوست اينه كه وقتي نماز مي خونيم اين نماز رو فقط براي دوست بخونيم. اگه شده هفته اي دو ركعت، يك ركعت نمازي بخون كه فقط براي دوست باشه. توقع دوست اينه كه هميشه و هميشه تو رو با قيافه ی طلبكار و حاجتمند نبينه. توقع دوست اينه كه بعضي وقتها كه در خونه اش مي ري واقعاً براي خودش بري و اگر اين گونه باشه، بدون که خدا كارت رو راه مي اندازه.
پنجشنبه 21 دی1385
در اندرون من خسته دل ندانم کیست ...
در اندرونِ منِ خسته دل ندانم کیست!
حتماً مي دونيد: ما در درونمون يه نفسي داريم كه خيلي پاكه (همۀ ما، از منِ بد تا شماي خوب). اين نفسِ خوب، خيلي خيلي پاكه. منتهاي مراتب، ما به اين نفس خوب اجازه نمي ديم كه بر نفس بد ما پيروز بشه. اين نفس هميشه در حال دعوا و مبارزه هست. شاعر هم مي گه:
در اندرون منِ خسته دل ندانم كيست
كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست
مي فرمايند: وقتي كه داري نماز مي خوني يه لحظه خودت رو از بدنت جدا كن، به صداي خودت گوش بده. بسم الله الرحمن الرحيم و . . . خوب گوش كن؛ اين كه الان داره مي خونه يه موجود ضعيف و مظلوم در درون تو هست. مراقبش باش! اگه به صداي خودت گوش بدي مي بيني از صداي نماز خوندن خودت خيلي خوشت مي ياد. چون اون تو نيستي، اين نفس الهي تو هست كه داره مي خونه. انساني كه با توجه وضو می گیره، با توجه تکبیره الاحرام می گه، با دهان پر از محبت وارد نماز میشه، از صداي خودش خوشش مي ياد! به صداي خودت گوش بده! تويي كه گوش نمي دي بدون که نماز نمي خوني! يه لحظه احساس مي كني اصلاً اين تو نيستي. براي چي؟ براي اينكه اين صدا خيلي پاكه. خوب گوش بده ببين كيه داره مي خونه؟! بعد تازه كشف مي كني كه اين تو هستي. تو بايد به اين جا برسي. من خواهشم اينه كه اين بحث يادتون نره. اينو امتحان كنيد. شايد يكي دو روز با تصنع و با تكلف و با مشقت و ناراحتي اين چيزها رو جلو ببري و احساس لذت هم نكني اما بعد از دو، سه روز يواش يواش تمام اين باطن نماز برات رو مي شه. حقيقت نماز رو درك مي كني. اين رو من مي خوام تو بحثهاي آیندۀ این وبلاگ براتون باز كنم. مي خوام مسائل ناگفته رو براتون باز كنم. اينكه در نماز يه حقيقتي وجود داره كه اگه ما بهش برسيم خيلي راحت و رها و آزاد مي شيم. همون نمازي كه مي بيني يكي از اولياء خدا ايستاده و داره به راحتی مي خونه، اين بعد از عمري اين طوري شده اولش يه كم براش سخت بوده. حالا ديگه وقتي داره نماز مي خونه اين داره گوش مي ده، نمي خونه. اين داره گوش مي ده و داره غش مي كنه، بهَ به !
یکشنبه 23 مهر1385
راه های ایجاد حضور قلب در نماز: قسمت سوم
راه های ایجاد حضور قلب در نماز: قسمت سوم
نماز، ملاقات با بزرگترین بزرگ
از دیگر جهاتی که می تواند به بیشتر شدن توجه انسان در نماز کمک کند، این است که بیندیشد در نماز می خواهد به درگاه چه کسی برود و با کدام بزرگ روبرو شود. انسان باید توجه کند که در نماز با کسی سخن می گوید که از باطن او آگاه است و کوچک ترین خطورات ذهنی و قلبی اش از او مخفی نیست. اگر انسان به این حقیقت توجه داشته باشد، آنگاه به هنگام گفتن «الله اکبر» و قرائت حمد و سوره، از خدا شرم خواهد کرد که با او حرف بزند و دلش جایی دیگر باشد؛ چرا که می داند خدا به آنچه در قلب و ذهن او می گذرد نگاه می کند و از آن آگاه است. اگر ما به هنگام نماز حضور خدا را دست کم در حد یک انسان معمولی هم احساس کنیم، نمازمان با آنچه که فعلاً هست، بسیار متفاوت خواهد شد؛ چه رسد به این که حضور خدا را با مقام خدایی اش احساس کنیم! دست کم برای خدا این مقدار ارزش قایل شویم که فردی معمولی از پشت پرده ای مراقب ماست و به ما نگاه می کند! اگر همین مقدار هم خدا را باور کنیم، حضور قلبمان بیشتر خواهد شد. اگر پیش از شروع به نماز، چند دقیقه ای دربارۀ این مسایل بیندیشیم که نزد کسی می رویم که صدای ما را می شنود، ما را می بیند و از خطورات قلبی و ذهنی ما آگاه است، قطعاً در حین نماز حال و هوایی دیگر خواهیم داشت.
باید هنگامی که نماز می خوانیم، حالت صحبت رو در رو داشته باشیم؛ نه آن که تصور کنیم با شخص غایبی صحبت می کنیم. باید حضور خدا را با همه وجود درک کنیم و ببینیم که خدا حاضر است. رسیدن به هر یک از مقامات روحی و معنوی، به کار و تمرین و تهیه مقدمات نیاز دارد. یکی از مقدمات این است که ما دقایقی را قبل از نماز به تأمل در این باره اختصاص دهیم، نه آنکه از گرد راه برسیم و بی مقدمه «الله اکبر» بگوییم و مشغول نماز شویم! ما برای آن که مهار دلمان را در دست بگیریم، به تمرین و تمرکز نیازمندیم.
اگر در نماز دلمان جای دیگری باشد، مثل آن است که در حال صحبت کردن با کسی، پشت خود را به او بکنیم! اگر بخواهید با دوست صمیمی خود صحبت کنید، به ویژه کسی که با او رودربایستی دارید و احترامی برایش قایل هستید، آیا در حالی که او با شما سخن می گوید، پشتتان را به او می کنید؟! این کاری بسیار زشت و کمال بی ادبی است! در نماز نیز ما در حال صحبت کردن با خدا هستیم و اگر دلمان رو به سویی دیگر باشد، دقیقاً مثل آن است که پشتمان را به خدا کرده باشیم و حرف بزنیم! اگر به خود آییم و تأمل کنیم، این نهایت بی ادبی و بی حیایی است.
برای مطالعه متن کامل این پست بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
شنبه 22 مهر1385
راه های ایجاد حضور قلب در نماز: قسمت دوم
راه های ایجاد حضور قلب در نماز: قسمت دوم
احتمال بودن آخرین نماز
یکی از چیزهایی که می تواند به حضور قلبِ بیشترِ ما در نماز کمک کند، توجه به این نکته است که احتمال دارد این نماز، آخرین نمازی باشد که می خوانیم. به راستی از کجا معلوم که پس از این نماز، آنقدر زنده بمانیم که به نماز دیگری هم برسیم؟! ما وقتی وارد نماز می شویم، حتی نمی توانیم یقین داشته باشیم که همین نماز را به پایان خواهیم برد، تا چه رسد به این که بخواهیم به نمازهای دیگر امید داشته باشیم. اگر انسان فکر کند فرصت من به اندازه همین یک نماز است، قطعاً طور دیگری نماز خواهد خواند و آن نماز را با حالت توبه و انابه و تضرع به درگاه خداوند به جا خواهد آورد.
اگر انسان چند دقیقه پیش از نماز بنشیند و به خود تلقین کند که شاید این آخرین نماز من باشد (که واقعاً هم ممکن است همینطور باشد)، این انگیزه در او ایجاد می شود که حواس خود را بیشتر جمع نماید و نماز را طور دیگری بخواند: نمازی وداع گونه با چشمانی اشک بار و صفایی ملکوتی؛ یعنی انسان می کوشد بیشترین و بهترین بهره را از این نماز بگیرد.
برای مشاهده متن کامل این پست بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
جمعه 21 مهر1385
راه های ایجاد حضور قلب در نماز: قسمت اول
راه های ایجاد حضور قلب در نماز: قسمت اول
تفکر دربارۀ فایده های حضور قلب در نماز
یکی از راه هایی که برای درمان این مشکل وجود دارد، تفکر و تأمل دربارۀ فایده های توجه و حضور قلب در نماز، و ضررهای ناشی از غفلت و بی توجهی در نماز است؛ چرا که اگر انسان باور کند انجام کاری برایش مفید است و ترک آن موجب ضررهای بزرگ و فراوانی برای وی خواهد شد، آنگاه به طور جدی در صدد انجام آن بر می آید و به آن اهتمام می ورزد. واقعیت این است که ما به فایده های اهتمام به نماز و ضررهای ناشی از عدم توجه به آن «باور» و «ایمان» نداریم.
با توجه به محدودیت ذهن، با تشبیه به معامله های دنیایی، این مطلب تا حدّی برای ما روشن می شود. فرض کنید شخص تاجری با سرمایه معیّنی می تواند یکی از دو معامله را انجام دهد. برای مثال سود یک معامله، یک میلیون تومان خواهد بود و در معامله دیگر یک میلیارد تومان سود خواهد برد. اگر او معاملۀ با یک میلیون تومان سود را انتخاب کند، چه ضرر بزرگی به خود زده و بعدها چقدر حسرت خواهد خورد؟ البته تفاوت نمازِ با توجه با نمازِ بی توجه، از عدد و رقم و محاسبه بیرون است؛ اما اگر به فرض بخواهیم با عدد و رقم بیان کنیم، مثل این است که ما می توانیم در مقابل پنج دقیقه نماز، صد میلیارد تومان به دست آوریم، ولی به صد تومان قانع می شویم! آیا خسارتی بالاتر از این می شود؟ یا مثل این است که می توانیم در مقابل یک نماز پنج دقیقه ای، مرواریدی با صدها میلیون تومان قیمت را به کف آوریم، اما دلمان را به یک تکه شیشۀ کاملاً بی ارزش خوش می کنیم! اکنون که می خواهیم «الله اکبر» بگوییم، هر دو راه برایمان باز است و ما هر روز و روزی چند بار با اختیار خود، نمازمان را با شیشه و پول سیاهِ بی ارزشی عوض می کنیم!
اگر قبل از نماز به این بیاندیشیم که عوضِ نماز ما می تواند برلیانی باشد که تمام جواهر فروش های دنیا از تعیین قیمت آن عاجزند، شاید کمی به خود آییم و نمازمان را ارزان نفروشیم! اگر به ارزش واقعی نماز خود آگاه شویم، آنگاه در هنگام نماز اختیار دل خود را به دست می گیریم و اجازه نخواهیم داد به هر سمت و سویی پرواز کند. اگر فعلاً نمی توانیم در همه اجزای نماز این کار را بکنیم – که قطعاً چنین چیزی در ابتدای کار برایمان میسّر نخواهد بود – دست کم تصمیم بگیریم در نماز امروزمان فقط یک ذکر را با حضور قلب و توجه کامل بگوییم!
ما اکنون متوجه نیستیم که هر روز چه ضرر هنگفتی از ناحیه نمازهای بی توجه خود متحمل می شویم، اما روزی قطعاً به این مساله پی خواهیم برد. آن روز انگشت تأسف به دندان خواهیم گزید و آه حسرت سر خواهیم داد. روزی که قرآن آن را «یوم الحسرت» نامیده است:
وَ أَنذِرهُم یَومَ الحَسرَۀِ ؛ و آنان را از روز حسرت بیم ده.
آری، عذاب حسرت از عذاب جهنم کشنده تر است!
در هر حال، یکی از راههایی که می تواند به ما کمک کند تا حضور قلب بیشتری در نماز داشته باشیم، این است که پیش از نماز دقایقی را درباره فایده های نمازِ باحال و باتوجه و پی آمدها و ضررهای نمازِ بی توجه بیندیشیم.


