جمعه 4 آبان1386
عبادت عارفان
مراتب نیت عبادت کنندگان: عبادت عارفان
یکی از عالی ترین مراتب عبادت، عبادت عارفان است. چیزی که عارفان را به عبادت وا می دارد، کمال معبود است و اینکه او سزاوار و شایسته ی پرستش و ستایش است.
امیر مومنان علیه السلام می فرمایند: ما عبدتک خوفاً من نارک و لا طمعاً فی جنّتک، ولکن وجدتک أهلاً للعباده فعبدتک یعنی: «تو را نه از ترس آتش تو و نه از برای طمع در بهشت تو نپرستیدم؛ ولیکن تو را سزاوار پرستیدن یافتم، پس عبادتت کردم.»
این بالاترین درجه ی مقربان به بارگاه الهی است. کسی می تواند ادعا کند به این درجه رسیده است که از نفس خود فریب نخورده باشد و یقین داشته باشد که اگر نام بهشت و دوزخ را نشنیده بود هم، همینطور عبادت می کرد که الآن عبادت می کند. بلکه اگر می گفتند عبادت کننده را به جهنم خواهند برد هم، او عبادت را ترک نمی کرد چون معبود را سزاوار عبادت می دانست.
بحث ما در مراتب نیت عبادت کنندگان در همین جا به پایان می رسد؛ ولی همانطور که مراتب کمالات نهایت ندارد، و صاحب هر مرتبه در خور مرتبه ی خود نیتی دارد که اعمالش منوط به همان نیت است، لذا این بحث را می توان خیلی بیش از اینها ادامه داد. اما این کار از حوصله ی این محیط خارج است.
پنجشنبه 3 آبان1386
عبادت محبان (قسمت دوم)
مراتب نیت عبادت کنندگان: عبادت محبان (قسمت دوم)
اگر بخواهیم به درجه ی محبت برسیم راهی نداریم جز اینکه از خداوند بخواهیم که محبت خودش را در دل ما مستقر کند. اگر مورد عنایت خداوند قرار بگیریم آنوقت می توانیم با تفکر در نعمت ها و الطاف و مهربانی های خداوند، این محبت را تقویت کنیم. انسان فطرتاً کسی را که به او مهربانی و محبت می کند و یا لطفی در حقش می کند دوست دارد. پس اگر بتوانیم با تفکر در الطاف بیشمار الهی غبار غفلتی را که بر گوهر محبت در قلبمان نشسته بزداییم می توانیم به فطرت خودمان بازگردیم و به عشق حقیقی برسیم. همچنین عبادت و بندگی خداوند و متابعت از شریعت پیامبران الهی موجب ایجاد محبت می شود. اما مهمترین عامل ایجاد محبت، همان چیزی است که موجب ایجاد عشقهای مجازی می شود؛ یعنی درک زیبایی محبوب. اگر زیبایی حقیقی را درک کنیم به عشق و محبت حقیقی هم دست پیدا خواهیم کرد. تفکر و مطالعه در صفات جمالیه ی الهیه باعث حب الهی می شود. اما چون برای ما انسانها درک حقیقت صفات الهی ممکن نیست؛ خداوند منان راههای میانبری هم به ما نشان داده است. و مهمترین راه میانبر، برای رسیدن به محبت خداوند، محبت اولیای خدا است.
دوشنبه 2 مهر1386
عبادت محبان
مراتب نیت عبادت کنندگان: عبادت محبان
محبان کسانی هستند که به دلیل کثرت عبادت و بندگی، به درجه ی محبت رسیده اند. درجه ی محبت یکی از بالاترین درجات در سلوک انسان است بطوریکه کسانی که به این درجه می رسند محبوب و معشوق خداوند هستند. خداوند مهربان در آیه ی 54 سوره ی مائده، در وصف امیرالمومنین و اولاد معصوم او علیهم السلام می فرماید:
خدا ایشان را دوست می دارد و ایشان خدا را دوست می دارند.
وقتی که محبت در دل کسی قرار گرفت، کارفرمای بدن او می شود و دیگر به غیر از محبت و رضایت محبوب، هیچ انگیزه ی دیگری او را به عمل وادار نمی کند و غیر از رضای محبوب چیزی نمی خواهد؛ بطوریکه اگر در بهشت هم باشد ولی رضای محبوب نباشد، آن را جهنم خود می داند و اگر در جهنم باشد و با رضای دوست باشد، آتش را گل و ریحان می داند؛ همانطور که آتش نمرود چون با رضای دوست بود در نظر حضرت ابراهیم علیه السلام از گل و لاله خوش نماتر بود؛ و به همین دلیل خدا آتش را برای او باغ و بوستان کرد، و اگر هم ریحان نمی شد، در نظر او از شقایق و ارغوان بهتر می نمود. در همین عشقهای مجازی دیده ایم که عاشق به مرتبه ای می رسد که اگر عبادت می کند، معشوق را می خواهد و اگر معصیت می کند برای معشوق است. و عاشق هرگز به این فکر نمی کند که از معشوق نفعی به من خواهد رسید یا چیزی به من خواهد بخشید، و تمام اعمال و رفتارش به این خاطر است که او را ببیند، یا به یاد او بیافتد، یا به وصل وی برسد.
محبت محبوب حقیقی هم وقتی که بر کسی غالب شود، به همه ی کارها و اعمال و عبادات و نیات او رنگ محبت می زند و دیگر بهشت و دوزخ منظور نظر او نخواهد بود، بلکه بهشت را برای این می خواهد که دوست آن را می خواهد، و جهنم را برای آن نمی خواهد که دوست آن را نمی خواهد.
امیر مومنان علی علیه السلام در دعای کمیل می فرماید:
الهی! اگر مرا به جهنم بیاندازی و از دوستان خود جدا گردانی، اگر بر عذاب صبر کنم، چگونه بر فراق تو صبر نمایم؟ و اگر حرارت آتش را تحمل کنم، چگونه جدایی از کرامت ها و لطف های تو را تاب آورم؟
کسی که به این مرتبه از محبت برسد، دیگر نزدیک گناه نمی رود که مورد پسند محبوبش نیست، و از جان و دل به طاعت و عبادت می پردازد و چشم داشت مزدی ندارد و محبت خواب غفلت را بر او حرام می کند.
شنبه 31 شهریور1386
عبادت کسانی که از عبادت لذت می برند
مراتب نیت عبادت کنندگان: عبادت کسانی که از عبادت لذت می برند
گروه دیگری از بندگان خدا، عبادت می کنند به این دلیل که لذت عبادت و کمالی را که در بندگی خداوند هست، درک کرده اند. عقل آنها صفا پیدا کرده و وجودشون نورانی شده، و به همین دلیل همه اعمال و رفتارشان با عقل مطابقت داره و شهوات در وجودشون دیگه کارگر نیست. لذا هیچ لذتی را بر لذت طاعت و فرمانبرداری از خدا ترجیح نمی دهند و هیچ چیزی براشون دردآور تر از گناه نیست چون زشتی اون رو کاملاً احساس می کنند. اینها، هیچ توقع مزدی از عبادتشون ندارند چون در خود عبادت مزد خودشون رو می گیرن و لذت خودشون رو می برند. و برای همین هم هست که عبادتهایی که در نظر ما سخت و پر مشقت است، برای اونها هیچ سختی ای نداره. و خدا می داند که لذتی که این دسته از بندگان خدا می برند اصلاً قابل مقایسه با این لذتهایی که ما به دنبالش هستیم نیست. به همین دلیله که اونها لذت دو رکعت نماز در دل شب رو با تمام لذات عالم معاوضه نمی کنند. اونها از یک قطره از قطرات اشکی که در مناجات با خدا می ریزند، لذت خوف الهی را می برند، از یک قطره لذت شوق را و از یک قطره لذت امید بی انتها.
از امام صادق روایت شده که حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند:
بهترین مردمان کسی است که عاشق عبادت شده باشد، و دست در گردن آن درآورده، محبانه آن را در بر گرفته باشد، و محبت بندگی در دل او جا کرده باشد، و به جمیع بدن و اعضا و جوارح، مباشر آن شده باشد؛ به سبب عبادت، خود را از جمیع کارهای دنیا فارغ ساخته باشد، و به سبب آن، پروا نداشته باشد که روزگار او به آسانی می گذرد یا به دشواری. (بحارالانوار جلد 70 صفحه 253)
البته واضحه که منظور از فراغت از کارهای دنیا، عزلت و گوشه نشینی و رهبانیت نیست؛ بلکه منظور فراغت قلب و روح از دغدغه های دنیوی و غم دنیا را خوردن است.
اینطور افراد از لذات جسمانی اصلاً لذتی نمی برند، و به بهشت هم که می روند، باز هم لذت آنها با بقیه فرق دارد و از قرب الهی لذت می برند.
از امام صادق روایت دیگری داریم که خداوند عالم می فرماید:
ای بندگان بسیار تصدیق کننده، که تصدیق پیغمبران من چنان که باید، کرده اید و فرمان مرا قبول نموده اید، از عبادت من در دنیا تنعم نمایید و لذتها ببرید؛ به درستیکه به عبادت، در آخرت تنعم خواهید کرد. (بحار الانوار جلد 70 صفحه 253)
این روایت نشون می ده که این دسته از بندگان خدا در آخرت هم از عبادت خدا لذت می برند. یعنی حتی حاضر نمی شوند این لذت را با لذت بهشت معاوضه کنند. اگر درک می کردیم که این چه لذتی است که لذتهای بهشتی هم در مقابل اون رنگ می بازند و جلوه ی خودشون رو از دست می دهند حال و روزمون بهتر از این بود. ما حتی توان درک بهشت را هم نداریم. در بعضی از روایات عبارتی قریب به این مضمون داریم که اگر یک تار موی حور العین را به اهل دنیا نشان بدهند، از شدت شوق قالب تهی می کنند. آنوقت ببین این بندگان خدا چه چیزی در عبادت یافته اند که آن را با حورالعین که یکی از نعمتهای بهشتی است معاوضه نمی کنند! و این لذت را دارند در همین دنیا از عبادتشون می برند. اونوقت ما رو ببین که سرمون به چه چیزهایی گرمه و دلمون به چه چیزهایی خوش!
جمعه 30 شهریور1386
عبادت حیا کنندگان
مراتب نیت عبادت کنندگان: عبادت حیا کنندگان
عده ی دیگری از بندگان خدا، به خاطر حیایی که در قلب خود از پروردگار عالم احساس می کنند، او را عبادت می کنند. این درجه مخصوص کسانی است که نور ایمان به قلبشان تابیده و زیبایی طاعات و زشتی گناهان را همانطور که هست می بینند. یکی از درجات بالای معرفت این است که انسان همیشه به یاد خدای مهربان باشد و متوجه باشد که پروردگار عالم بر ریزترین اتفاقات عالم و ظریفترین مسائلی که از قلب و ذهن انسان می گذرد آگاه است. کسی که این توجه را داشته باشد عظمت و جلال الهی بر دل او جلوه می کند و او را به انجام واجبات و ترک محرمات و عبادت خدای متعال می کشاند.
انسان فطرتاً مراعات شخص حاضر را می کند. یعنی اگر حضور کسی را احساس و درک کند، ناخودآگاه بر روی رفتارهای او اثر می گذارد. مثلاً حتی اگر یک کودک، که هیچ نفع یا ضرری به ما نمی تواند برساند در جایی باشد، در حضور او آدم بسیاری از معاصی را شرم می کند که انجام بدهد. حالا ببینید کسانی که خودشان را و عالم را در محضر خدا می دانند و باور و یقین قلبی به حاضر و ناظر بودن خداوند دارند و معتقدند که هیچ برگی از درختی نمی افتد مگر اینکه خداوند می داند، ببینید چنین کسانی چه حالی دارند؛ چطور می توانند گناه کنند یا واجبی را ترک کنند، و چطور و با چه انگیزه ای خداوند را عبادت می کنند؟
نقل شده که حضرت لقمان به فرزند خود فرمود:
ای فرزند! اگر می خواهی معصیت خدا کنی، مکانی پیدا کن که خدا در آنجا نباشد.
و از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله هم روایت شده است که:
از خداوند خود حیا بدارید، چنانکه حق حیا و شرم از اوست. صحابه گفتند: چه کار کنیم که حیا به عمل آمده باشد؟ فرمود: اگر خواهید که چنین باشید، بایستی اجل شما همیشه در برابر دیده ی شما باشد، و سر و انچه در سر است، از چشم و گوش و زبان و غیر آنها را، از معصیت الهی بازدارید، شکم را از حرام نگاه دارید، پاک دامان باشید و پوسیده شدن و خاک شدن در قبر را یاد کنید؛ و کسی که آخرت را خواهد، بایستی زینت زندگانی دنیا را ترک نماید. (بحارالانوار جلد 71 صفحه 333)
پنجشنبه 29 شهریور1386
عبادت مقربین
مراتب نیت عبادت کنندگان: عبادت مقربین
یک عده از بندگان خدا، او را عبادت می کنند برای تقرب به او. منظور از قرب به خدا، نزدیکی زمانی و مکانی نیست. چون در مورد خداوند مهربان مکان و زمان مطرح نیست. بلکه زمان و مکان خودشون از مخلوقات خداوند هستند. قرب الهی معانی زیادی دارد که ما دو معنی را بیان می کنیم:
اول قرب به حسب مرتبه و کمال است. می دونید که خداوند از همه جهت کامل است و هیچ نقصی در ذات و صفات او راه ندارد. از طرف دیگه مخلوقات نقص و عجز محض هستند. حالا اگر یک بنده ای در سایه عبادت پروردگار بتواند بعضی از نقایص خود را برطرف کند، خداوند هم یکی از کمالات را به او عطا می کنه. و در نتیجه بنده و خدا یک نوع نزدیکی معنوی به یکدیگر پیدا می کنند. اگر چه صفات خداوند و بندگانش اصلاً ربطی به هم ندارند، یعنی مثلا علم خداوند با علم بندگانش اصلاً قابل مقایسه نیستند، ولی می توان گفت که بدون اینکه شباهتی به هم داشته باشند ولی یک نوع آشنایی و ارتباطی به هم پیدا می کنند که به آن قرب می گوییم. بله اگر عبادت ما عبادت باشه، با هر عبادتی یک کمالی در وجود ما بدست می آید.
یکی دیگه از معانی قرب، بر حسب یاد و محبت و همنشینی معنوی است. همونطور که اگر یک نفر در شرق عالم باشه و یکی از دوستانش در غرب عالم، ولی همیشه به یاد دوستش باشه و این دوستش از ذهنش بیرون نره می گوییم این دو تا به هم نزدیک هستند. حالا هرچقدر این محبت و یاد دوست در او بیشتر باشه از نظر ما نزدیکی این دو تا بیشتر است. نماز و عبادت در واقع همین رشته ی محبت و یاد خداوند است در دل کسانی که منظورشون از عبادت تقرب به خدا باشه.
چهارشنبه 28 شهریور1386
عبادت شاکران
مراتب نیت عبادت کنندگان: عبادت شاکران
عده ای از بندگان خدا به این دلیل او را عبادت می کنند که نعمت های بی انتهای او را می بینند. خوب، عقل انسانها حکم می کنه که از کسی که بهشون لطفی می کنه تشکر کنند. حالا وظیفه ی ما در مقابل خداوند که همه ی نعمتها به او منتهی می شود و اصلا وجود ما از اوست، چیه؟ خدایی که اعضا و جوارح ما از اوست. خدایی که آسمانها و زمین و ستارگان و خورشید و ماه و گیاهان و حیوانات و ... را خلق کرده و خودش در قرآن فرموده که همه اینها را برای شما خلق کردم. ما روحمون هم از بعضی از نعمتهای خدا خبر نداره. در هر لحظه فقط برای حفظ و تغذیه و رشد بدن هرکدام از ما هزاران هزار از نعمتهای خدا در کارند. دیگه نعمتهای معنوی او و لطف و رحمت او در هدایت هر یک از ما که قابل درک و ملموس نیست. و در عین حال که خیلی از ما این نعمتها را قدر نمی شناسیم و گناه می کنیم، اما باز هم او لطف خودش را از ما دریغ نمی کنه.
در روایات داریم که خدا به هرکدام از بندگانش طوری لطف می کنه که گویا به غیر از او بنده ای نداره و هزار جور احتیاج به او داره، با اونکه خدا خالق همه ی بندگانش است و به هیچکدام از اونها هیچ احتیاجی ندارد. ولی بنده در مقابل خداوند طوری رفتار می کنه که گویا غیر از او خدایان دیگری هم داره و هیچ احتیاجی به او نداره، در حالیکه خداوندی به جز او نداره و هیچ کس غیر از او نمی تونه نفع و ضرری به او برسونه.
واقعاً اگه بخواهیم به نعمتهای خدای مهربان فکر کنیم هیچوقت نمی توانیم همه ی آنها را بشماریم. قرآن هم در سوره نحل آیه 18 به همین مطلب اشاره کرده است. و این تفکر خودش از بزرگترین عبادتهاست و باعث میشه محبت الهی در دل ما راه پیدا کنه و ما را به انجام عبادات و ترک گناهان وادار می کنه.
دوشنبه 26 شهریور1386
اخلاص در نیت
چطور نیت خودمون رو خالص کنیم؟
شخصی در منزلش نشسته بود و می خواست مشغول ذکر باشد و با حضور قلب عبادت کند. یک دسته پرنده روی درختی که در حیاط خانه اش بود جمع شده بودند و شروع به سر و صدا کرده بودند و آن مرد نمی توانست حضور قلب داشته باشد. برخاست و پرندگان را دور کرد. وقتی دوباره مشغول عبادت شد، دوباره جمع شدند. هرچه آنها را می راند، فایده نمی کرد. کسی او را گفت: ای برادر! تا وقتی که این درخت اینجاست ممکن نیست بتوانی از دست این جانوران خلاص شوی. اگر خلاصی می خواهی، باید درخت را از جا برکنی. مرد چنین کرد و راحت شد.
حکایت ماست. درخت محبت دنیا و غیر آن در قلبمان ریشه کرده و می خواهیم سر نماز مرغان خواهش ها و خیالات را دفع کنیم و اخلاص و حضور قلب داشته باشیم. معلومه که اخلاص در نماز را با چشم بر هم فشردن و حرکات وسواسی نمی شه بدست آورد. اخلاص تابع حال آدمه. تا حال خودمون رو عوض نکنیم از اخلاص خبری نخواهد بود.
اول باید افکار فاسد و تمنیات پست و سطح پایین را در وجود خودمون از بین ببریم. چطور؟ با کمک خواستن از خدای مهربان و فکر کردن به بی اعتباری این دنیای فانی و مال و مقام و اعتبارات آن؛ با فکر کردن به اینکه تا خدا نخواهد کسی نمی تونه سود یا ضرری به دیگری برسونه؛ با تفکر در عظمت عذاب الهی و وسعت رحمت و نعمتهای اخروی اش. با ...
یکشنبه 25 شهریور1386
معنای حقیقی نیت
معنای حقیقی نیت
اکثر ما معنی حقیقی نیت را نمی دانیم.
خیلی از ما فکر می کنیم نیت همان الفاظی است که مثلا هنگام شروع وضو یا شروع نماز به زبان می آوریم یا از خاطرمون می گذرونیم. در حالیکه این ذهنیت کاملاً اشتباه است.
در حدیثی که در مطلب قبلی ذکر کردیم دیدیم که از نظر ائمه، نیت، اخلاص در عمل و عمل را از شرک و ریا بیرون آوردن است. معلومه که این ذهنیتی که اکثراً درباره نیت داریم باعث اخلاص نمی شه. مثلاً فرض کنیم یک آدمی که اصلاً نماز خوان نیست بشنود که در یک مسجدی بین نمازگزاران طلا تقسیم می کنند و او هم برای همین وضو بگیرد و به مسجد بیاید و نماز بخواند و در خاطر بگذراند که از برای رضای خدا نماز می خوانم. آیا واقعاً این نماز او به صرف این کلماتی که از ذهنش گذروند یا به زبان آورد، خالص و برای خدا شد؟
معنای حقیقی نیت در دو چیز است که اولی خیلی آسان و دومی بسیار مشکل است.
اولین معنی نیت، همان قصد انجام دادن یک کار است. مثلاً کسی را فرض کنید که به قصد غسل کردن به حمام برود و در حمام فراموش کند که می خواسته غسل کند و به قصد شستن خودش بدنش را به آب فرو ببرد و بیرون بیاید. این شخص این کار را با قصد غسل کردن انجام نداده و برای همین هم این کار او غسل به حساب نمی آید. اما اگر به خاطر داشت و با این قصد بدنش را در آب فرو می برد، حتی اگر به زبانش هم جاری نمی شد و یا نیتش را در ذهنش مرور نمی کرد باز هم غسلش درست بود.
اما معنی دوم نیت عبارتست از غرض، علت و باعثی که موجب تحریک ما برای انجام یک فعل می شود. مثلاً یک نفر دارد به سمت بازار می رود. از او می پرسی: کجا می روی؟ می گوید: به بازار می روم. این نیت به معنای اول است. یعنی قصد دارد به بازار برود و در جواب ما این قصد خودش را به زبان می آورد. اما اگر از او بپرسی چرا به بازار می روی؟ جوابی که به این سوال می دهد بیان کننده ی معنای دوم نیت است. اصل این معنی از نیت هم مشکل نیست اما اخلاص در این نیت و خالص کردنش فقط برای رضای خدا خیلی سخته و اصلاً ملاک ارزشمند شدن و کامل یا ناقص شدن عبادتها در همین است. اما چطور می شه این اخلاص را به دست آورد، بعداً در موردش خواهم گفت.
یکشنبه 25 شهریور1386
نیت
نیت
یکی از مهمترین عواملی که عبادتها و نماز ما را از حالت یک عبادت بی روح و تکراری که فقط از روی عادت آن را به جا می آوریم خارج می کند و باعث می شود که نماز و عبادت ما بتواند آن اثرات واقعی خودش را داشته باشد، نیت است.
در تفسیر آیه ی هفتم از سوره ی هود که می فرماید: تا شما را بیازماییم که کدامیک از شما نیکوکارترید از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: منظور این نیست که هرکس بیشتر عمل کرده باشد، بلکه منظور این است که هر کس عملش درست تر و به حق نزدیکتر باشد. عمل صواب آن است که با ترس از خدا و نیت صادق و درست باشد؛ و باقی ماندن بر یک عمل و سعی نمودن که از برای خدا خالص گردد، بهتر از اصل عمل است. و عمل خالص آن است که نخواهی کسی به غیر از خدا تو را برای آن کار مدح و ستایش کند. نیت بهتر از عمل است. بلکه عمل همین است و بس. بعد از آن این آیه ی قرآن را تلاوت فرمودند: بگو ای محمد! هرکس بر شاکله ی خود عمل می کند. (اسراء / 84) حضرت در این مورد فرمودند: شاکله، نیت است. (اصول کافی جلد 2 صفحه 16 حدیث 2)
پنجشنبه 23 آذر1385
نقش نیت در تعالی و سقوط انسان
نقش «نیت» در تعالی و سقوط انسان
امام صادق علیه السلام می فرماید: دو نفر وارد مسجد می شوند و هر دو نماز می خوانند، اما یکی با نماز خواندن از عذاب و آتش نجات پیدا می کند و بهشتی می شود، و دیگری به سبب همان نماز جهنمی می شود. پرسیدند: یا ابن رسول الله! چگونه چنین چیزی ممکن است؟ امام صادق علیه السلام فرمود: نفر اول به نماز خواندن خود می بالد و برای آنکه توجه دیگران را نیز جلب کند، قدری هم رکوع و سجود و اعمال نمازش را بهتر انجام می دهد و خضوع و خشوع تصنّعی آن را بیشتر می کند. به سبب چنین نیتی که در نماز خود وارد می نماید، هم نماز را باطل می کند و هم باعث جهنمی شدن خود می گردد. اما شخص دوم وارد نماز می شود و نماز می خواند در حالیکه خجل، سرافکنده و در این فکر است که آیا این نماز من مقبول خواهد شد یا نه، و در هنگام نماز حالت توبه به او دست می دهد و تصمیم می گیرد دیگر گناه نکند. این نماز باعث می شود از جهنم نجات پیدا کند و بهشتی شود. (بحار الانوار، ج72، باب117، روایت21)
نیت تا این حد می تواند ارزش عمل را تحت تاثیر قراردهد. از این رو، معیار ارزش گذاری کارهای عبادی و روح عبادت، «نیت» است. مهم این است که عبادت را به چه «انگیزه ای» انجام می دهیم.
اهمیت و نقش نیت در اعمال، تا بدان حد است که ما می توانیم به جز عبادتهای اصطلاحی، از راه نیت، کاری کنیم که تمام اعمالمان عبادت شود! حتی کارهایی از قبیل: خوردن، آشامیدن، خوابیدن، استراحت کردن و لذتِ حلال بردن نیز می تواند طوری واقع شود که عبادت به شمار آید! البته این در صورتی است که در همه افعال خود «رضایت خداوند» را مد نظر داشته باشیم. اگر هر نشست و برخاست و هر عملی را که انجام می دهیم، قصدمان واقعاً این باشد که رضایت و خشنودی خدا را به دست آوریم، آن عمل، عبادت می شود. البته تفاوت عبادتهای خاص با سایر اعمال این است که در سایر اعمال، اگر آنها را به قصد رضایت الهی انجام ندهیم، مشکلی ندارد و ما را جهنمی نمی کند، ولی عبادات خاص مثل نماز و روزه، اگر به قصد ریا انجام شود، فرد را به جهنم خواهد فرستاد.
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.
ادامه مطلب


