جمعه 5 مرداد1386
سوز عاشقی
سوز عاشقی
يكي از چيزهايي كه در نماز خيلي خيلي مؤثره، سوز هست و اون سوزي كه از روح نماز نشأت مي گيره.
سوز يعني چي؟
يكي از اصحاب پيغمبر اكرم (ص) وارد مسجد مي شه، مي بينه مؤمنين دارن از مسجد مي يان بيرون، ( حالا اون زمان كه راديو نبوده و همه صداي اذان رو نمي شنيدند) به نماز نرسيده بود، سوال مي كنه: نماز تموم شد؟ همه مي گن: بله، تموم شد. خيلي ناراحت مي شه و يه آه بسيار سوزناكي مي كشه. بعد اين قضيه رو خود پيغمبر اكرم (ص) نقل مي كنند، مي فرمايند: شب در عالم خواب هاتفي بر ايشون ندا مي ده كه سوز و آه اين فرد، اونقدر نزد ما ارزش داشت كه به خاطر اين سوز و آه ما اون رو حيات ابدي بخشيديم و نماز همه مصلين اون روز رو به حرمت آه او قبول كرديم. داستان رو مولوي نقل مي كنه:
شب بخواب اندَر بگفتش هاتفي
كه خريدي آب حيوان شِفي
(منظور شفا بوده كه در ضرورتِ شعري شده شِفي)
حرمتِ اين اختيار و اين دخول
شد نماز جمله ی خلقان، قبول
سوزي كه از فوت عبادت در دل ايجاد مي شه، خيلي باارزشه. هر عبادتي كه از تو فوت شد و تو سوز داشتي، بدون اون سوز دستت رو مي گيره. دوست داري كه به مكه بري اما نمي توني، ولي سوز داري، بدون رفتي مكه! بدون رفتي زيارت كردي. پس وقتي كه به اين درجه رسيديم كه سوزِ فوت عبادت داشتيم، اين اول عشق بازيه. تا ديروز اگر 10000 تومن ضرر مي كرد اين طوري مي سوخت. اما الان سوختنش فقط براي مسائل معنويه و اين سوز خيلي مهمه.
یکشنبه 17 تیر1386
خدا ما رو رها نمی کنه
خدا ما رو رها نمی کنه!
خداوند تبارك و تعالي ما رو رها نمي كنه، اگه يه وقتي كسي نمازش رو ول كنه، (ول كردن دو شكل ممكنه داشته باشه: يكي اينه كه كلاً نماز رو رها كنه، كه اين كفره، و يا به اين شكل باشه كه توجهش در نماز كم باشه) مي فرمايند: خدا اون رو ول نمي كنه، مي فرسته دنبالش! بالاخره يه طوري اين توجه رو دوباره به اون برمي گردونه.
جمعه 15 تیر1386
آقا! بلند شو
آقا! بلند شو
اگر انسان قبل از خواب ، آداب خواب رو رعايت كند، يعني با فكر گناه نخوابد و قبل از خواب، اذكار خواب رو بگويد، (حالا فقط بحثِ ذكر نيست)، با ياد خدا بخوابد، اون محاسبه ی قبل از خواب رو داشته باشد. يه بررسي معنوي روي اعمالش داشته باشد، يك بار ديگه عبد بودن و بندگي رو به رخ خودش بكشد و به خدا بگه: «خدايا! ما به هر حال عبد و بندۀ توايم!» اگر اين طوري بخوابد، تا صبح، يعني تا نماز صبح، فرشته ها دو مرتبه مي يان و اون رو بيدار مي كنند. بر طبق روايات، انسان دوبار از خواب مي پره، و اين چيزي هست كه كاملاً قابل تجربه است. فرشته ها دو مرتبه انسان رو بيدار مي كنند، كه دفعه دوم دقايقي قبل از اذان صبح هست. حتي كسي كه اين مسائل رو رعايت مي كنه، ممكنه يه ساعت به اذان صبح هم خوابيده باشه، اما باز مي بينه چند دقيقه قبل از اذان بيدارش مي كنند، منتها اين مهمه كه اون زمان از جا بلند بشه و اين خودش يك اراده اي مي خواد، اون موقع يك لحظه حواس از خواب غافل مي شه، اما چشم هنوز بسته است. براي اينكه چشم رو باز كنه و بلند بشه، اين خودش يه اراده اي مي خواد.
مرحوم آقا ميرزا جواد ملكي تبريزي در كتاب اسرار الصلوة مي نويسند: «مقامات اولياء را انكار نكنيد، من كساني را مي شناسم كه نيمه هاي شب دوبار فرشته ها، به لفظ “آقا” بيدارشان مي كنند. مي گويند: “آقا بلند شو!” ». حضرت امام (ره) در شرحي كه بر اسرار الصلوة ميرزا جواد ملكي تبريزي دارند، مي فرمايند: ايشون نخواستند بگن اون شخصي كه دوبار در شب با لفظ “آقا” بيدارش مي كنند چه كسي بوده، اون شخص خودِ ميرزا هست. (اين موضوع و اينكه فرشته ها در عالم وصال، بيایند، صداشون شنيده بشه و يا حتي ديده بشن، رو اهل بيت (س) و بزرگان ما تأييد كرده اند.)
يه وقتي خدمت امام صادق (ع) عرض شد: آيا شما اين فرشته ها رو مي بينيد؟ فرمودند: «بله، حتي اينها بعضي وقتها مزاحم تكيه دادن ما مي شوند!»
مرحوم علامه طباطبايي در كتابشون مي نويسند: زماني كه خدمت آقاي قاضي بوديم، ايشون به ما مي فرمودند: ممكنه شما در نماز يك جلوه هايي از ملكوت براتون نمودار بشه، مراقب باشيد! زماني كه اين جلوه ها نمودار شد، خدا رو فراموش نكنيد. نمازتون رو ادامه بديد! بعد علامه طباطبايي مي نويسند كه يك روز داشتم نماز مي خوندم، يك وقت ديدم يكي از حورالعين هايي كه به عقد من درآورده اند، در عرش منتظر من هست، ظاهر شد، به سمت من اومد! من يك لحظه حواسم پرت شد، مي خواستم به اين حورالعين توجه كنم كه به ياد صحبت مرحوم قاضي افتادم. سرم را انداختم پائين، محل نگذاشتم، دو سه دور چرخيد، ديد من محل نمي گذارم، گريه اش گرفت و رفت. مي گفت هر وقت كه صحنه گريه اين حورالعين رو به ياد مي يارم، متأثر مي شم. ببينيد! خيلي مقام بالاييه. فكرش رو بكنيد مثلاً من و شما، تو نماز باشيم، يه دفعه حورالعين بياد، (عمراً!!) خيلي مقام بالاييه، آخه حورالعين، چيز كمي نيست، يه چيزي مي گم، يه چيزي مي شنويد، من خودم هم فقط شنيده ام، حورالعين چيزي نيست كه به اين راحتي آدم بگه: نه حالا مي خوام نماز بخونم، بهش محل نذارم. خُب اين كار، درجات بالاي توجه رو مي رسونه.
دوشنبه 28 خرداد1386
نماز و ظلمات چهارگانه: 3
نماز و ظلمات چهارگانه: قسمت سوم
داشتیم در باره اثر نماز بر روی ظلمات چهارگانه صحبت می کردیم. درباره ظلمت گناه صحبت کردیم. اما بقیه ظلمتها چی هستند؟ اولين چيزي كه به ذهن آدم مي رسه كه بله وقتي مُرديم و ما رو توي قبر گذاشتند، خاك مي ريزن روي ما، قبرمون تاريك مي شه، اين هم باز از اون حرفهاي الكيه، يعني چي خاك مي ريزن تاريك مي شه؟ تو اصلاً اونجا نيستي، تو بالايي، البته در روايت شيعه هست كه عذاب جسماني قبر رو داريم، ولي قبر كه تاريك نيست، ماشاءالله اينقدر آتيش هست كه قبر روشن باشه! يه مقداري هم گرما داره، يعني بايد روشن باشه كه ببيني به كجات مي زنن!!
اين تاريكي قبر كه مي گن يه چيز ديگه است، اولش اينه كه بابا! از مرگ افراط نكنيد، براي خودتون يه بتي نسازيد، خودتون رو بكشيد، و به يأس و نااميدي برسيد، مرگ هم يه چيز خوبيه، شماها يادتون نيست، وقتي شما از رحم مادر خارج شديد، يك لحظه شما مُرديد، بعد هم با گريه از رحم خارج شديد. مي گفتي مي ترسم، اينجا راحتم، خوبم، مي چرخم، اين ور و اون ور مي رم، عشق مي كنم، سرويس غذا هم همين طور مي ياد. خيلي راحت بودي، دليل اين كه كودك گريه مي كنه موقع تولد اينه كه به رحم عادت كرده. آقا مرگ چيز بدي نيست. خيلي چيز خوبيه، حتي براي گنهكارها هم چيز بدي نيست، مگه اينكه خيلي حرفه اي باشن، فقط براي كافرها چيز بديه، براي گنهكارها هم چيز بدي نيست، يه چهار تا شلاق مي خورن و بعد راحت مي شن. حالا اين كه مي گم شلاق، براي تقريب ذهنه، معلوم نيست چه خبره؟ اصلاً عذابها و پاداشهاي اون دنيا، قابل تصور نيست. ممكنه اونجا يه لحظه امام زمان (عج) رو نشونت بدن، عاشق بشي، بعد آقا (عج) بهت نگاه نكنه، از اين درد ديگه بالاتر نمي شه، بالاترين درد، درد هجره، كافيه خدا رو احساس كني، خدا بهت محل نذاره، ديگه عذاب نمي خواد، ديوونه مي شي. شلاق مي خواد چكار؟ همين الان ما حاضريم صد تا شلاق بخوريم، يه مشكل عاطفي مون حل بشه، چرا؟ چون ما رو بيچاره مي كنه. خدا يه چيزهايي تو وجود ما گذاشته خودش مي دونه چه جوري اينها رو قلقلك بده، پدر ما رو در بياره، لازم نيست شلاق بزنه، اون غول بي شاخ و دُم كه مي ياد مثلاً جلوتون شايد يه چيز خاصي باشه، حالا من نمي دونم چه خبره؟ انشاءالله رفتم برگشتم براتون مي گم كه چه خبره؟! ولي الان نمي دونم. شايد اينطوري باشه، شايد نباشه، حدس خودم اينه كه نه عذابهاش اون چيزهايي هست كه گفتن و نه پاداشهاش. چون اينها همش تو دنيا است.
توي كتاب «حماسه ياسين»، اومده كه شهيد ميشاني (ره) (كه هنوز هم مفقودالاثر هستند) براي ما تفسير سورة واقعه رو مي كرد، رسيد به اين كه در روز قيامت هر كسي يه حوري هم سن خودش بهش مي دن، خدا رحمت كنه يه حاجي اي بود كه امدادگر دسته ها بود، شروع كرد به داد و بيداد، كه من حوري شصت ساله مي خوام چكار؟! ساكش رو بسته بود مي خواست برگرده مشهد، مي گفت ما فعلاً زن خودمون پنجاه سالشه، باز خيلي بيشتر مي ارزه، بابا ما اومديم اينجا شهيد بشيم، مي گه حوري شصت ساله بهت مي دن! به زور نگهش داشتيم، بابا! بي خيال! جون مادرت، حالا با خدا صحبت مي كنيم به تو جوونش رو بدن، تو رو خدا بشين.
خُب در بحث ظلمات بوديم و تاريكي هايي كه گناه براي ما ايجاد مي كنه، با وجود اين تاريكي ها، نمي تونيم از نورهاي موجود لذت ببريم، خداوند نوره، اهل بيت (ع) نورند، «كُلُّهُم نورٌ واحد» ، «اللهُ نورُ السموات والارض» چون ما در ظلمت نمي تونيم نور رو ببينيم، دوري از نور، هجران از نور بالاترين درده، اگر ما رو بخوابونند و شلاقمون بزنند بهتره. و لذا نماز که نوره این ظلمتها رو برطرف می کنه.
شنبه 26 خرداد1386
نماز و ظلمات چهارگانه: 2
نماز و ظلمات چهارگانه: قسمت دوم
گفتیم یکی از آثار نماز اینه که «ظلمات چهارگانه» را رفع می کنه. در این مطلب کمی درباره اثر نماز بر روی اولین ظلمت یعنی ظلمت معصیت صحبت می کنیم. اگرچه ما ممکنه الان ظلمات قبر و قیامت و برزخ را درک نکنیم اما يه چيزهايي رو ظلمتش رو درك مي كنيم، مثلاً تاريكي گناه رو ما درك مي كنيم، خيلي وقتها هست كه به همديگه مي گيم: «من الان خيلي تاريكم، چكار بايد بكنم؟» طرف هم منظورش رو متوجه مي شه، يا مثلاً مي گه: «آقا! خيلي تاريكم، امشب يه جوري هستم، امروز يه جوري هستم، چند وقته تاريكم» من احساس مي كنم ما جوري خلق شديم كه اگر خداوند تبارك و تعالي رو احساس نكنيم، تاريك مي شيم. اگر ارتباط برقرار نكنيم تاريك مي شيم، لذا آدم دو قطره اشك كه مي ريزه احساس روشنايي مي كنه. يا مثلاً يه مشكل خيلي بزرگي در زندگيش داره، مي گه برم حرم امام رضا (ع) دعا كنم كه آقا توفيق بده و اين مشكل حل بشه، مي ره اونجا به يه بهونه اي اشكش در مي ياد، به يه بهونه اي دلش شكسته مي شه، بعد همون جا خودش احساس مي كنه كه اصلاً لازم نيست به امام رضا بگه، راه حلش، دستش مي ياد. انسان وقتي روشن مي شه راه حل مسائل رو پيدا مي كنه.
حالا اين رو تو پرانتز خدمتتون بگم، در جامعه فعلي، براي اينكه مردم و جوانان به سمت خداوند، به سمت خوبي ها و ارزشها هدايت شوند دو راه داريم، يه راهش رو كه اصلاً قبول ندارم، (آدم مهمي نيستم ولي نظر خودم برام مهمه) راه اول: اين كه بنده بيام بگم: «آقا! انتخابات شوراي شهر هست، من فكرهام رو كردم يازده تا كانديد رو انتخاب كردم، بريد به اين يازده تا رأي بديد. اون پنجاه تاي ديگه هر كدومشون يه مشكلي دارن. فلاني رو كه ديگه اصلاً حرفش رو هم نزن! دزده! اصلاً اون يكي...، اين يه راه حله، يا مثلاً بيايم اعلام كنيم در اين مملكت، و در اين اجتماع، اينها خوب هستند، اينها بد!! (مثل مبصرها توي كلاس) اين راه حل دو تا اشكال داره: 1 ـ مردم قبول نمي كنند، 2 ـ ممكنه يكي توي خوبها و يا بدها نباشه، يه جاي ديگه باشه و تو نشناسي، همه رو كه تو نمي شناسي، نمي توني شصت ميليون نفر رو بياري آناليز كني، اين راه اول.
راه دوم: همين كاري كه الان داريم مي كنيم، يعني چي؟ يعني نورانيت و بصيرت و معيار رو به مردم نشون بديم، بايد دلت براي پذيرش حق آماده بشه. يك ساعت براي يارو تعريف مي كنه كه آقا! اگر مثلاً ولايت در جامعه ما حاكم باشه اين مسائل و اين فوائد رو داره، ارزشها حاكم مي شه، شهر حفظ ميشه، قِوام پيدا مي كنه، جلو فساد گرفته مي شه، خُب اصلاً اين شخص، اين چيزها رو نمي خواد، نمي خواد ارزش ها حاكم بشه، نمي خواد فساد برچيده بشه، اين دوست داره فساد بيشتر باشه، تو براي كي توضيح مي دي؟ براي كي سمينار گذاشتي؟ اين اصلاً با اين چيزها مشكل داره.
بايد معيارها، نورانيت و بصيرت، آزادي رو از نظر اسلام، روايت و دين، به مردم نشون بديم. به اين مي گن: فرار از ظلمت اول. محيط بايد نوراني باشه، وقتي در مسجد چراغها رو روشن مي كني همه چيز مشخصه، منبر، سخنران، باند، محراب و ... وقتي محيط شفاف و واضح باشه هر كس از هر چيزي كه خوشش بياد، همون رو انتخاب مي كنه. پس محيط بايد نوراني باشه. الان اين بحثي كه توي اين پست داريم. اگر شما به نماز علاقمند بشيد، محيط تون نوراني مي شه. و اگر محيط نوراني بشه، اصلاً دیگه جای هیچ نگرانی نیست، بريد توي هر انتخاباتي كه خواستيد شركت كنيد. ديگه خودتون قدرت پيدا كرديد، بصير شديد، خودتون به اين درجه رسيديد كه انتخاب كنيد. اگر يه وقتي هم كم بياريد، نماز شب كه مي خونيد كمكتون مي كنه. خدا كمكتون مي كنه.
لذا اين نورانيت خيلي مهمه. بايد از ظلمت فرار كنيم. اگر داخل ظلمات زندگي كنيم هم مسيرمون رو اشتباه مي ريم، هم عبادت هامون هدر مي ره و هم خدامون رو نمي شناسيم، هيچي! به هيچ جا نمي رسيم. پنج هزار ساعت برو كتاب بخون، فوق ليسانس و دكتراي علوم سياسي بگير، هيچي پيدا نمي كني. لذا مي بيني كه اغلب مسؤوليت هاي ما غير تخصصي توزيع مي شه. البته تو كارهاي سياسي.
شنبه 26 خرداد1386
نماز و ظلمات چهارگانه: 1
نماز و ظلمات چهارگانه: قسمت اول
اولين كسي كه نماز عصر خوند، حضرت يونس (ع) بود، ايشون 4 ركعت نماز عصر خوند و سجده شكر بجاي آورد. به چهار دليل اين نماز رو خوند. (دليل نمازهاي چهار ركعتي ما هم، اين چهار تاست) يعني بعد از اينكه از چهار تاريكي نجات پيدا كرد خدا رو سپاس گفت: 1- تاريكي لغزش، ترك اُولي كردن، نبايد نفرين مي كرد، اما نفرين كرد. 2ـ تاريكي دوم، تاريكي دريا، 3ـ تاريكي و ظلمت داخل شكم ماهي و 4ـ تاريكي شب. خُب يونس (ع) به خاطر رهايي از اين چهار ظلمت، نماز خوند و خدا رو شكر كرد.
ما هم که چهار رکعت نماز مي خونيم در حقيقت با هر ركعت از يك تاريكي فرار مي كنيم: 1 ـ تاريكي معصيت، كه گفتم براتون نماز، خود به خود، چه حواست باشه، چه نباشه، معصيت ها رو مي شوره، 2 ـ ظلمت قبر، 3 ـ ظلمت قيامت 4 ـ ظلمت دوزخ. به اين ها مي گن: «ظلمات چهارگانه» و اثري كه نماز داره اين هست كه ظلمات چهارگانه رو برطرف مي كنه.
شنبه 5 خرداد1386
ارتباط نماز و جهاد: 4
غنائم نماز: قسمت دوم
اين 2 زار، 5 زارها كه داريم به زور جمع مي كنيم همه اينهارو تو دو ركعت نماز مي تونيم بهش برسيم. تو دو ركعت نماز خوب و با صفا!
فرمودند اوني كه نماز نافله صبحش رو مي خونه (دو ركعت نمازه، كه ركعت اول به جاي سوره توحيد، كافرون ميخوني. وقتش هم، يا چنددقيقه قبل از اذان صبح و ياچند دقيقه بعد از اذان صبح ـ بايد چسبيده به اذان صبح باشه ـ) اين قدر كه اين نماز روزي بهش مي ده اگر از صبح تا شب دنبال روزي بدوه، اينقدر روزي گيرش نمي ياد. البته روزي دنيا! ببخشيد من مجبورم دنيايي صحبت كنم، هرچقدر آخرتي صحبت مي كنيم كه فايده نداره!! مگه مزد دنيايي نمي خواي؟ اون هم توي همين نمازه.
يه چيزي بگم بيشتر تحويل بگيريد؟ خواستگاري نمي خواي بري؟ گفتن 2 ركعت نماز، كارت رو درست مي كنه. 2 ركعت نماز بخون، خواسته ات رو از خدا بخواه، نمازت نماز باشه ها، نه اينكه نماز بخوني بگي قربه الي الفلاني! نماز براي خدا بخون، خدا كارت رو راه مي اندازه. گفتم وقتي كه دوست براي دوست از خود بي خود مي شه، اون دوست هم از اين دوست غافل نمي شه. فقط كافيه كه به اون درجه برسيم.
وقتي كه دوست بي خود مي شود براي دوست، اون دوست از اين دوست غافل نمي شود.
دوشنبه 31 اردیبهشت1386
ارتباط نماز و جهاد (قسمت سوم)
غنائم نماز: قسمت اول
غنائم: در جهاد ما غنائم داريم. در نماز هم ما غنائم زياد داريم. اولين غنيمت نماز اينه كه وظيفمون رو انجام داديم. دومين غنيمت: پاداش الهي. سوم: تقرب. چهارم: عروج. پنجم: . . . .
اگر آدم دو ركعت نماز با حال بخونه دنيايي از غنائم گيرش مي ياد. و اين دنياي غنائم با همه غنائمي كه در جنگ ممكنه گيرش بياد، برابري نمي كنه. اصلاً قابل مقايسه نيست. دقيقاً از مسئله غنائم نماز من يك خاطره دارم:
در زمان جنگ، بعد از عمليات كربلاي 5 كه خيلي با موفقيت انجام شد، نزديك كانالهاي زوجي، يه رزمنده اي رو ديدم كه وقتي يه مقدار فضا آروم تر شد گفت: من دو ركعت نماز بخونم؟ گفتم: بخون. وقتي كه ايستاد به نماز، از بغل كه من نگاهش كردم، ديدم اين سمت بدنش كلاً تركش خورده. (يعني از پا تا بالاي شانه اش) مثل اينكه از بغل، نارنجك يا چيزي منفجر شده بود و حتي وقتي دستش رو بلند كرد از زير دستش شكافي باز شد و خون بيرون زد. با همين حال نمي دونيد چقدر توجهش به نماز بود! (حالا مي خوام بگم كه بالاترين غنيمت چيه) بعد كه نمازش تموم شد، دستاش رو بلند كرد رو به آسمون و گفت: «خدايا دلم برات تنگ شده.» اين رو گفت و شهيد شد. يعني خداوند بالاترين درجه رو كه لقاي خودشه، براي دو ركعت نماز مي ده. اين بابا همين الان تركش خورد، ديد شهيد نشده هيچ چاره اي ديگه نداره گفت بالاترين چيز رو از نماز ميتونم بخوام. گفت دو ركعت نماز رو بخونم، تموم بشه.
همون موقع يه پيرمرد شصت ساله ديگه رو ديدم كه يه گوني انداخته روي دوشش و همينجوري داره ساعت و فانوسقه جمع مي كنه، از اين سنگر به اون سنگر مي ره و غنائم جمع مي كنه! گفتم چقدر بعضي ها بچه اند؟!
جمعه 27 بهمن1385
نماز، بهترین هدیه بعد از مرگ
انشاءالله كه خداوند اين محبت رو در حق ما بكنه و هيچ وقت عشق به عبادت رو از ما نگيره. مرحوم آميز جواد آقاي تهراني (ره) در وصيت نامه شون نوشتن: «بهترین هدیه ای که بعد از مرگ برای من می توانید بفرستید نماز است.» ماها وقتي كه يكي از عزيزانمون از دنيا مي ره متأسفانه راه نيكي كردن به اون رو بلد نيستيم. حواسمون به اين هست كه مجلسي برگزار بشه و غذا داده بشه؛ حالا غذا به همه برسه؛ همه سير بشن؛ تشييع جنازه اي گرفته بشه كه نصف شهر رو جمع كنيم و حتماً فيلم برداري بشه و خيلي چيزهاي ديگه اي كه براي ما اهميت داره. ولي براي اوني كه داره مي ره هيچ اهميتي قائل نيستيم. الان ديدگاه اون با ديدگاه دنيايي ما هيچ گونه مناسبتي نداره. او كاملاً معنوي و اخروي شده و الان ما بايد فقط و فقط معنوي فكر كنيم. دسته گل، گل گذاشتن رو قبر، سنگ قبر رو شستن، اين چيزهايي كه خيلي ما مقيديم، اتفاقاً اصلاً به درد اون نمي خوره. هيچ دردي رو از اون درمان نمي كنه. ما فكر مي كنيم سنگ قبر رو شستن و گل گذاشتن روي قبر، يه جور محبت كردن به اونه؛ ولي هيچ محبتي به اون نمي رسه. شما كه داريد اين كار رو مي كنيد و خودتون رو ارضا مي كنيد، براي محبت خودت داري سنگ قبر رو مي شوري ولي اون، اون پائين براش فرقي نمي كنه حالا سنگ قبرش شسته باشه يا نباشه. اصلاً اون پائين براش فرقي نمي كنه كه شما سر اين قبر بياي يا نه. اصلاً تو قبر نيست، جاي ديگه است. و متأسفانه اغلب ما فراموش مي كنيم. اينقدر تو ظواهر مراسمِ سوم و هفتم و چهلم و فلان گم مي شيم كه باطن كار رو يادمون مي ره كه اين بنده خدا الان نيازمنده و منتظره تا ما براش يه چيزي بفرستيم. اين كارهايي كه داريم مي كنيم هيچ فايده اي براش نداره. لذا آميز جوادآقا فرمودند: « براي من نماز هديه كنيد.» بیایید ما هم تو وصیتنامه هامون این رو بنویسیم. بنويسيم هر كسي من رو دوست داره، به جاي گريه كردن و ندبه كردن و مجلس گرفتن، دو ركعت نماز براي من بخونه. اگه كسي فكر مي كنه كه خيلي مديونه، دو ركعت نماز بخونه. يك روز، روزه بگيره. پنج تا يك قروني، پنج ریال صدقه بده. اين كار رو براي اموات خودتون بكنيد كه انشاءالله ثوابش به اونها برسه.
چهارشنبه 25 بهمن1385
یک حدیث امید بخش
یک حدیث امید بخش
نمازي پر از روح، طراوت و زيبائيست كه باعث بشه انسان گناهانش بريزه. يك حديث بسيار بسيار زيبا از آقا اميرالمؤمنين (ع) خدمتتون بگم. واقعاً اين حديث اميدبخشه. بعضي وقتها ما چيزهايي داريم كه قدرشون رو نمي دونيم. اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايند: « بر من باكي نيست و مرا هيچ غم و اندوهي نيست، اگر گناهي انجام بدهم و به من مهلت بدهند يك نماز بعد از اين گناه بخوانم.» ببينيد، اميرالمؤمنين (ع) داره اين حرف رو مي زنه. مي گه: هيچ اندوهي نمي برم اگر اين مهلت رو داشته باشم كه بعد از گناه يه نماز بخونم. نماز !!
اين نمازه كه انسان رو متحول مي كنه. اين نمازه كه انسان رو رشد مي ده؛ چرا وقتي مي خوايم تكبيره الاحرام بگيم، وقتي مي خوايم وضو بگيريم، به جاي حرف زدن و نگاه به اين ور و اون ور در اين فكر نباشيم كه از نماز قبل تا اين نماز چه گناهاني رو مرتكب شديم.
یک نفر اومد خدمت پيغمبر اكرم (ص)، عرض كرد: آقا! كسي كه گناه مي كنه چه كار بايد كنه؟ فرمودند توبه كنه. گفت: آقا اگه توبه يادش رفت يا حال نداشت چطور مي شه؟ فرمودند: خدا مي بخشه. گفت: وقتي كه اون يادش رفته، خدا چه جوري ببخشه؟ فرمودند: مگه نماز نمي خونه؟ نماز رو كه مي خونه، گناه مي ريزه.
اين نماز مهمه. خيلي مهمه! همين چهار، پنج تا جمله. اين نماز خيلي مهمه . نماز اسرار داره. اگه همين طوري عادي بخواي وارد نماز بشي هيچي گيرت نمي ياد؛ ولي وقتي با دقت، با توجه، (حتي شايد توجه به معاني هم نباشه) توجه به اينكه براي خدا داري نماز مي خوني، توجه به اينكه خدا داره مي شنوه، به خيلي چيزها مي رسي.
آقا امام صادق (ع) فرمودند: وقتي داري نماز مي خوني اگه خدا رو نمي بيني، بدون خدا داره تو رو مي بينه. خدا روت حساب باز كرده. يه حساب جداگونه! مي گه: بنده ی من داره نماز مي خونه، ببين چي داره مي گه؟ داره نگات مي كنه؛ با دقت هم داره نگاهت مي كنه. اين مراقبت را داشته باشيد که لا اقل حواستون به این نکته باشه.
سه شنبه 3 بهمن1385
اثرات نماز جماعت
اثرات نماز جماعت و نماز جمعه
نمازهايي كه به جماعت خونده مي شه اثرات اجتماعي و رواني زيادي داره. وقتي يه جماعتي تشكيل مي شه، اين افراد، اصحاب رو بوجود مي يارن كه هسته هاي مقاومت در برابر شياطين هستند. در كتاب خاطرات مستر همفر (جاسوس انگليسي) اومده: بايد اساس هر گونه جماعتي را با اشاعه ی اتهامات به ائمه ی جماعات كاست. مخصوصاً دلايل فسق و فجور براي آنها آورد.
عدالت سياسي جزء شرايط امام جماعت نيست. اگر مي خواي بدوني امام جماعتي كه مي خواي پشت سرش نماز بخوني عدالت داره يا نه، نگاه كن ببين چند نفر پشت سرش نماز مي خونند، همين كه ديدي چند نفر پشت سرش هستند نشون مي ده كه اين شخص عادله. سريع برو پشت سرش نماز بخون. چه كار داري كه عضو كدوم گروه سياسيه؟ دعواهاي سياسي هيچ ربطي به نماز نداره. براي نماز عدالت سياسي لازم نيست.

