پنجشنبه 25 بهمن1386
نماز اول وقت؛ وسط جنگ
ابن عباس مى ديد كه حضرت على عليه السّلام گاهى در وسط جنگ به آسمان نگاه مى كند.
جلو آمد و پرسيد: چرا به آسمان نگاه مى كنيد؟
حضرت فرمود: براى اينكه نماز اوّل وقت از دستم نرود.
گفت: الا ن شما در حال جنگ هستيد. حضرت فرمود:
از نماز اوّل وقت نبايد غفلت شود، حتّى در ميدان جنگ.
شنبه 2 تیر1386
نوکر امام حسین نمازش تا الان نمی ماند!
در احادیث اسلامی بر نمازگزاردن در اول وقت تاکید فراوانی شده است، امام صادق علیه السلام می فرماید:
فضیلتِ اول وقت (نماز) بر آخرِ وقت، همچون فضیلت آخرت است بر دنیا.
جناب شیخ معتقد بود که نمازهای پنجگانه را در اول وقت بخواند و دیگران را نیز بدان توصیه می فرمود.
خطیب توانا، حجت الاسلام و المسلمین، جناب آقای سید قاسم شجاعی، خاطره جالبی از جناب شیخ در این باره دارند. ایشان می فرمایند: من از دوران مدرسه و ابتدایی منبر می رفتم و چون لحن سخن گرمی داشتم روضه های زیادی را می رفتم. از جمله روزهای هفتم ماه به منزل جناب مرحوم آقا شیخ رجبعلی نکوگویان (خیاط) نرسیده به بازارچه، بعد از کوچه سیاهها می رفتم. از پله ها که بالا می رفتیم، اتاق دست چپ، خانم ها جمع می شدند و برایشان روضه ی ماهانه می خواندم. اتاق جناب شیخ هم طبقه ی پایین آن قرار داشت. آن زمان سیزده ساله بودم و هنوز به حد بلوغ نرسیده بودم.
روزی بعد از اتمام منبر به طبقه پایین آمدم و برای اولین بار با جناب شیخ برخورد کردم. کلاه هایی دستش بود و گویی عازم بازار بود؛ سلام کردم؛ یک نگاه به صورت من کرد و فرمود:
پسر پیغمبر و نوکر امام حسین علیهما السلام نماز تا الان نمی ماند.
گفتم چشم، در خالتی که دو ساعت به غروب مانده بود و آن روز مهمان بودم و تا آن ساعت نماز نخوانده بودم. به محض اینکه به صورتم نگاه کرد، این حالت را در من دید و گوشزد فرمود. این مطلب موجب شد که من مواقعی در همان دوران قبل از بلوغ و بعد از آن گاهی در مجالس ایشان می رفتم و از همان نوجوانی احساس می کردم این مرد صحبت که می کند مطالبش الهامی است. چون اطلاعات علمی نداشت، ولی وقتی صحبت می کرد تمام شراشر مخاطبین را مجذوب می فرمود به طوری که هنوز هم من از ایشان خاطرات و سخن دارم. مِن جمله، از کلماتی که همیشه در ذهن من است این که می فرمود:
از کلمه ی «ما» بگذرید. آن جا که در کارها کلمه ی «ما» و «من» حکومت می کند شرک است. فقط یک ضمیر حاکم است آن هم ضمیر «هو» و اگر از آن ضمیر بگذرید ضمایر دیگر شرک ست.
سه شنبه 11 اردیبهشت1386
دست خداست
دست خداست!
وقتي كه براي اولين بار در تاريخ، (توي نوفل لوشاتو، چند روز قبل از حركت امام (ره) از پاريس به ايران) تمام خبرنگارهاي شبكه هاي جهان جمع شدند كه با حضرت امام (ره) مصاحبه كنند و اين برنامه رو به صورت مستقيم بوسيله ماهواره ها در سطح جهان پخش كنند، قرار براي ساعت ده بود كه تا دوربين ها رو چيدند، شد يازده و تا حضرت امام (ره) اومدند، ده دقيقه به اذان بود. اما ايشون گفتند كه براي مصاحبه نمي يان و بايد براي نماز آماده بشن!
ـ اِ... آقا الان بهترين موقعيته، برو صدات رو به گوش جهانيان برسون، نماز رو حالا بعد بخون!
ـ گفته بودند من بايد آماده بشم، تازه بايد ده دقيقه قبلش هم سر جانماز بشينم. شايد اگر امام(ره) اون روز براي مصاحبه مي رفت، پانزده روز بعد انقلاب اسلامي ايران پيروز نمي شد. چون كه اين چيزها اصلاً دست مردم نيست، دست خداست. نرفت، خدا هم ديد عجب بزرگ مرديه! لذا بيست و دوم بهمن با دست خالي انقلاب پيروز شد، اينها دست خداست، دست ماها كه نيست.
من يه وقتي يه برنامه تلويزيوني ديدم، خيلي خوشم اومد، سمينار نماز بود. سخنراني كه اومد سخنراني كنه، بهش گفتن خُب آقا نوبت شماست، بفرمائيد! ده دقيقه به اذان بود، ايشون رفتند نشستند پشت تريبون، گفتند: ” توي سمينار نماز، ده دقيقه به اذان به كسي نمي گن برو سخنراني كن، والسلام عليكم ورحمه الله و بركاته!”
پنجشنبه 6 اردیبهشت1386
و اما نماز اول وقت
و اما نماز اول وقت...
حضرت امام (ره)، كه مظهر تعالي، پويايي، سياست و فقاهت و دولت بودند و همه رو با هم داشتند، مي فرمودند من رفتم تركيه، ديدم نماز اونها از نماز ما بهتره خجالت كشيدم . رفتم عربستان اونجا هم ديدم ظاهر نمازشون از ما بهتره ، خجالت كشيدم . و آرزو كردم كه يك روز در مملكت ما اين جوري بشه . اما اين رو هم بايد بگم ، كه با وجود همه اين ها نماز اونها ، دو زار نمي ارزه ، من الان توضيح مي دم خدمتتون . اوايل انقلاب اومدند به اداره ها و سازمانها بخش نامه كردن كه موقع نماز، كار تعطيل. همين جا هم خيلي ها سوء استفاده كردند. اين قدر ماشاءالله متدين و متشرع بوديم، كه نماز رو بهونه كرديم، 1 ساعت در اتاق رو بستيم، نشستيم شير كاكائو خورديم، حرف زديم و بعد از يك ساعت در اتاق رو باز كرديم! اين كار ادامه داشت تا داد همه دراومد. خيلي خُب اون روزها هم گذشت. جديداً من استفتائي رو از حضرت آقا ديدم كه فرمودند: اگر احياناً ارباب رجوع معطل مي شه، بعد از ساعت 2 كه كارت تموم شد نمازت رو بخون.
ما كه يه مملكت شيعه بيشتر نداريم، اي كاش براي ارباب رجوع فرهنگ مي شد كه وقتش رو تنظيم ميكرد موقع نماز هم اون و هم كارمند نمازشون رو مي خوندند و بعد كار رو انجام مي دادند.
اما شمايي كه كارمند نيستيد، و وقت تون آزاده، جلساتي كه داريد رو يه جوري تنظيم كنيد كه نماز اول وقت تون هم رديف باشه.
يكي از بزرگان، يكي از پروازهاي هواپيماش رو به تأخير انداخت. پروازش رو اصلاً نرفت، يه سمينار در يه شهر ديگه قرار بود برگزار بشه، كه ايشون هم يكي از سخنران هاش بود، گفت من نمي يام، من مي خوام نمازم رو اول وقت بخونم، سخنراني من رو بذاريد براي ساعت 3. بايد همين طور باشه. اما الان متأسفانه اين فرهنگ به كل از جامعه ما رخت بربسته. من مي ترسم يه زماني بياد كه حتي توي حوزه هاي علميه هم موقع نماز كلاس بگذارند. بهترين مراكز و اداره هاي ما اون جاهايي هست كه مثلاً ساعت دو و سه مي گن آقا نماز جماعت هم داريم، بعد هم دو تا و نصفي مي يان مي ايستن براي نماز جماعت!
كارمنده، مي ره سر كارش، بعد هم برمي گرده خونه، غذاش رو مي خوره، استراحتش رو مي كنه بعد اگر حوصله كرد نمازش رومي خونه. اين ديگه نماز خون نمي شه. كسي كه نمازش را اول وقت نخوند، معمولاً توفيق نماز اول وقت بهش نمي دن. وسط وقت هم نمي خونه، مي ره براي آخر وقت. اين چي مي شه؟ خدا مي دونه از اون نمازهايي كه تا سلام دادي بايد جاخالي بدي كه نخوره تو كمرت !! نماز كه نيست.
يه عده كه نمازشون رو تند تند مي خونند، يه عده ديگه هم كه يه اداهاي عجيب و غريب از خودشون در مي يارن. نه نمازت رو اون طور تند تند بخون، نه اين طور با ادا، چهار دقيقه وقت بذار، يه نماز با توجه قلبي بخون. حداقل تو اين چهار دقيقه، يك دقيقه اش حواست باشه چي خوندي.
الان وضعيت نماز اين طوريه. مردم به دين ملوكشان نگاه مي كنند. اگر مسؤولين ما به نماز اهميت بدهند، مردم هم از اونها ياد مي گيرند. آقا بنده اطلاع دارم، يك كنگره برگزارشده، كه ده، پونزده تا آخوند هم توي اون كنگره بودند، اما هيچ كدوم موقع نماز بلند نشده بودند. مي گه: آقا! دارن صحبت مي كنند، بعدش هم موسيقي محلي داره! كجا بريم؟! بابا اين چه بساطيه ديگه؟ يعني اينقدر ما بايد كوتاه بيايم ، كه تو با لباس روحانيت موقع نماز بشيني؟! مي گه: خُب اگر موقع نماز بلند بشيم، مي گن فلاني متحجره! خشكه مقدسه! پيش مون نمي يان ديگه. يعني تو اينقدر دين نداري كه بفهمي بابا! قلوب دست خداست؟ چقدر بعضي ها بدبختند! بدبخت دنيايي. آخرتشون رو هم كار ندارم، چقدر بعضي ها تو دنيا هم بدبختند؟ هنوز اين حاليش نشده كه وصل كردن دلها دست خداست.


