جمعه 29 خرداد1388
مردم و نماز
مردم و نماز
با همه اهميّتى كه نماز در نزد خداوند و اوليا دارد، امّا برخورد مردم با آن متفاوت است:
الف: عدّه اى ايمان ندارند ونماز نمى خوانند: «فلا صدّق و لاصلّى»
ب: عدّه اى مانع نماز ديگران مى شوند: «ارايت الذى ينهى عبدا اذا صلّى»
در شاءن نزول آيه آمده است كه ابوجهل تصميم گرفت هنگامى كه پيامبر براى نماز به سجده مى رود با لگد، گردن حضرت را در هم بشكند. مردم او را ديدند كه رفت ولى منصرف شد. گفتند: چرا چنين نكردى؟!
گفت: چون خواستم چنين كنم، خندقى از آتش ديدم كه در پيش روى من شعله ور شد.
ج: عدّه اى نماز را مسخره مى كنند «و اذا ناديتم الى الصلوة اتخذوها هزوا»
د: عدّه اى بى نشاط نماز مى خوانند «واذا قاموا الى الصلوة قاموا كُسالى»
ه: عدّه اى گاهى مى خوانند و گاهى نمى خوانند «فويل للمصلّين الّذينهم عن صلوتهم ساهون»
و: عدّه اى به خاطر رسيدن به دنيا، از نماز كم مى گذارند «و اذا راءوا تجارة او لهوا انفضّوا اليها و تركوك قائما» هرگاه لهو و تجارتى ديدند به سوى آن روانه شده و تو را در حالى كه به خواندن خطبه نماز ايستاده اى وامى گذارند.
اين آيه اشاره به ماجرائى است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مشغول خواندن خطبه هاى نماز جمعه بود كه كاروانى تازه وارد، براى فروش اجناس خود شروع به طبل زدن كردند. مردم از پاى سخن پيامبر بلند شده و به سراغ تجارت و معامله رفتند و حضرت را تنها گذاشتند.
شنبه 10 آذر1386
حدیثی از امام صادق (ع)
حدیثی از امام صادق علیه السلام داریم که فرموده اند:
«بنده چون در نماز قلبش متوجه به غیر از خداوند شود، یا روی یا چشمش را به اطراف بگرداند، حق سبحانه و تعالی او را ندا می کند که: ای بنده ی من! به سوی چه کسی التفات می نمایی؟ آیا التفات به جانب کسی می نمایی که از من بهتر باشد برای تو؟ چون سه مرتبه از او التفات به غیر صادر شود، حق تعالی نظر لطف از او بر می دارد، و بعد از آن، هرگز دیگر نظر به جانب او نمی افکند.»
(بحار الانوار جلد 84 صفحه 241 حدیث 25)
پنجشنبه 1 شهریور1386
نمازهای مردود
نمازهاي مردود از قول اهل بيت (قسمت ششم)
مي فرمايند: آن كس كه به والدينش با خشم و كينه نگاه كند، نمازش قبول نمي شود. بارها گفتم، تا وقتي كه پدر و مادر باهامون راه بيان، دست بوسي پدر و مادر هنري نيست، خُب داره باهات راه مي ياد، اگر ظلم كردند اون وقت هنره كه دست بوسشون باشيم.
مي خواي بري مشهد، يه سفر مستحبيه، اگر پدر و مادرت راضي نيستند، اگر مي بيني روشون فشار مالي مي ياد حق نداري بري، حق نداري تو خونه لج كني، غذا نخوري، گريه كني، بازار راه بندازي كه مي خوام برم زيارت، اين زيارت قبول هست، منتها براي كمرتون! اين چه وضعيه؟ اصلاً حق نداري پدر و مادرت رو اذيت كني.
اين برادرها و خواهرهاي بسيار خوش برخورد، ملايم، خنده رو، متين، معطر، سر به زير و محجبه ی ما! تو خونه كه مي رن براي نه نه و باباشون برج زهرمار هستند! آيا اينها عبادتشون قبوله؟ يعني چي؟ خوبيهات رو بايد براي پدر و مادرت داشته باشي، تمام بگو و بخنداش براي رفيقهاشه، تو خونه كه مي ره شروع مي كنه به داد و بيداد!! اين آخه وضعه؟ اينطوري بايد باشه؟ براي همينه كه بهتون گير مي دن، با هیات و بسیج و مسجد هم مخالفت مي كنند، مي گن ديگه مسجد هم نرو، چون مسجد بايد گناه رو پاك كنه.
وقتي كسي نگاه خشم آلود به مادرش مي كنه عرش خدا مي لرزه. چرا اين چيزها رو شوخي گرفتي؟! پيغمبر اكرم (ص) مي فرمايند: اول مادرت، دوم مادرت، سوم مادرت، چهارم پدرت. اين خيلي مهمه. اين چه بساطيه؟ خُب با پدر و مادرت با احترام صحبت كن. البته من به عموم كار ندارم، نه گريه كن، نه روضه برو، نه سينه بزن، نه منبر گوش كن! فقط با مادرت مهربون باش، اينطوري بهشتت ضمانت شده است. مگه نگفتند كليد بهشت زيرپاي مادرانه، تو کجا دنبالش مي گردي؟ کجا براي نعمتهاي بهشت میری؟ كليدش زير پاي مادرته. اول كليدش رو بردار بعد برو نعمت ها رو جمع كن. نماز براي اينه كه به نعمتها برسي، اول كليد بهشت رو از زير پاي مادرت (و همين طور پدرت) در بيار. تا كليد رو نداشته باشي هيچ جايي نمي توني بري. بابا! اگر امروز بهت گفتند: پسرم يا دخترم! دوست ندارم بري مسجد، دوست ندارم بري مشهد و نتونستي با زبان ليّن و آرام و با ملايمت و مهرباني قانعش كني، اشكالي نداره، بگو: «چشم !» خُب زور داره مي گه، درسته، بزار بگه، زور رو تحمل كن، اين معني دينه، روح نماز اين هست.
آقا من اصلاً نمي تونم باور كنم كه شما به مادرتون توهين مي كنيد، مگه مي شه بچه مسلمون به مادرش توهين كنه؟ غير ممكنه. مگه مادر چه گناهي كرده؟ بعد هم جالب اينه كه همين كساني كه به مادرشون توهين مي كنند، به سن 30، 40 سالگي كه مي رسن، مثل چي پشيمون مي شن، من مطمئنم به اين درجه كه رسيدي، تازه مي فهمي كه عاشق واقعي تو فقط مادرت بوده، هيچ كس ديگه تو رو حتي دوست هم نداشته، كي من و تو رو فقط براي خودمون دوست داره؟ تنها مادر و پدر هستند كه ما رو براي خودمون دوست دارند، همه، ما رو براي خودشون دوست دارن، همه مي خوان خودشون رو ارضاء كنند، همه مي گن: «تو رو مي خوام، اگر تو نباشي مي ميرم.» اما داره خودش رو ارضاء مي كنه. اون مادره كه حاضره بميره. مي گه حاضرم تو باشي و من بميرم و واقعاً هم مي ميره! شيره جانش رو داره مي ذاره، و فردا هم كه بچه دار شدي، بچه تو رو هم مثل بچه خودش بزرگ مي كنه، بخدا خجالت داره.
واقعاً زشته من بخوام به شما توصيه كنم كه به مادرتون احترام بگذاريد. مگه مي شه كسي بچه مسلمون باشه و به مادرش توهين كنه؟ عقده ها و دق دلي هاي بيرونت رو سر مادرت خالي مي كني؟! اين خجالت نداره؟ ديگه نماز مي خوني چه كار؟
چهارشنبه 31 مرداد1386
نمازهای مردود
نمازهاي مردود از قول اهل بيت (قسمت پنجم)
نمازي كه عُجب بياورد مردود است. اين نماز بالا نمي رود. در ارسال القلوب اومده: يكي از بزرگان مي گويد: «اگر شب را تا صبح بخوابم و صبح از خوابيدنم پشيمان باشم، بهتر از آن است كه شب تا صبح عبادت كنم و صبح فكر كنم كسي شده ام.»
داري نماز مي خوني كه خاكسار باشي، در نماز به سجده مي ري و به خاك مي افتي، كه متواضع بشي. نمازي كه فكر كني تو رو بالا برده و از بقيه جلو افتادي، مردوده. اوني كه صف اول نماز جماعت مي ايسته و وقتي يه بچه مي ياد بغل دستش مي ايسته، بهش مي گه: «پسرم! اينجا نايست، صف اول يك قداستي داره!» نمازش مردوده، اِه! قداست داره؟ يعني تو كه ايستادي قداست داري ديگه؟! برو 30 سال نمازت رو قضا كن! همه اش مردوده. حالا اين خوبه، من يادمه بچه كه بودم، براي نماز جماعت كه مي رفتم وقتي صف اول مي ايستادم، يه نفر بود، طوري به من نگاه مي كرد، تازه قابل هم نمي دونست با من حرف هم بزنه، من مونده بودم چي شده؟ آقا! مگه ما چه كار كرديم؟! بي زحمت عزيزان! در صف اول نماز جماعت به دنبال قداست نگرديد. به زور هم كه شده برو صف اول خودت رو جا كن. پيغمبر اكرم (ص) مي فرمايد: «برتري صف اول نماز جماعت بر صف دوم، مانند برتري من است بر امتم.» خيلي مهمه، من ديدم بعضي وقتها صف اول جا داره، اما مي گه: آقا حالا ما صف اول نمي ايستيم! صف اول جاي بزرگترهاست، جاي اونهايي كه گناه كمتر دارن، عزيزم برو بايست، مگه نمي گي گنهكارم؟ صف اول جاي اونهاييه كه بيشتر گناه دارن، بدو برو بايست، معطلش نكن! فرمودند: «اگر مؤمنين مي دونستند صف اول چه خبره، براي اينكه صف اول بايستند روي همديگه شمشير مي كشيدند!» حالا اين كارها رو نكنيد ولي صف اول مهمه. اگر يه نماز جماعتي خلوت هست، يه صف بيشتر تشكيل نديد، صف اول تا اونجايي كه جا هست بايستيد، چرا چهار، پنج صف درست مي كنيد؟ و فرمودند كه از سمت راست هم شروع كنيد.
سه شنبه 30 مرداد1386
نمازهای مردود
نمازهاي مردود از قول اهل بيت (قسمت چهارم)
پيشنماز غير محبوب نمازش مردود است. (نكته اجتماعي) مي فرمايند: چهارمين گروه كه نمازشون مردوده، پيش نماز غيرمحبوبه. آقا! شما آدم خيلي خوبي هستي، اما يه جوّي پشت سرت ساختن كه باعث شده شما بي آبرو بشي، محبوبيتت رو از دست بدي، الان اگر تو بايستي در اين مسجد نماز بخوني، 20 نفر مي يان، اما اگه بري و يكي ديگه بياد، 21 نفر مي ياد. از اين مسجد برو. اصلاً نمي خواد نماز جماعت بخوني. برو جاي ديگه نماز جماعت بخون. مي فرمايند: اگر بخواي به هر قيمتي شده، پست نماز جماعتي رو براي خودت حفظ كني، نمازت مردوده. اگر مي بيني يك عده اي مشكل پيدا مي كنند، حالا كار نداريم اينها راست مي گن يا دروغ، تو اگر بري كنار يكي ديگه بياد و يك نفر به تعداد مأمومين اضافه بشه، براي يك نفر هم كه شده تو بايد بري كنار.
یکشنبه 28 مرداد1386
نمازهای مردود
نمازهاي مردود از قول اهل بيت (قسمت دوم)
لقمه ی حرام در نماز ما تأثير داره. پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: «نماز خواني كه حرام خورده، به مال حرام عادت كرده، با اين نمازي كه مي خواند، مثل اين است كه دارد بنايي را بر ريگ بيابان بنا مي كند.» مي دونيد خصوصيت ريگ چيه؟ ريگ رونده هست، راه مي افته و مي ره. اين نماز خون نمازش مردوده. براي اينكه بنايي كه داره مي سازه، اين بنا نمي مونه، مي ره. مواظب باشيد!
شنبه 27 مرداد1386
نمازهای مردود
نمازهاي مردود از قول اهل بيت (قسمت اول)
امام صادق (ع) مي فرمايند: «آن كس كه بهترين نماز را از نظر خودش مي خواند اما نسبت به اطراف و جامعه اش بي تفاوت است، نمازش مردود است.» (از نظر فقهي، نمازش مردوده) نماز مي خونه اما تو كوچه شون گرسنه هست، نماز مي خونه، اما نسبت به مستضعفين بي تفاوته، نماز مي خونه نسبت به وقايع جامعه بي تفاوته، نماز مي خونه اما براش مهم نيست كه الان تو عراق چي مي گذره. نماز مي خونه بهش ربطي نداره كه الان فلسطيني ها چه بدبختي اي دارند. اين نماز به درد نمي خوره، اين نماز رهباني، نمازي كه در گوشه مسجده و حاصلش بي تفاوتي نسبت به جامعه است، از نظر امام صادق (ع) مردوده.
شنبه 2 تیر1386
خشم: آفت نماز
رهنمودهای شیخ رجبعلی خیاط درباره ی نماز؛ قسمت پنجم: خشم، آفت نماز
از جناب شیخ نقل شده است که:
شبی حوالی غروب از نزدیک مسجدی در اوایل خیابان سیروس تهران عبور می کردم. برای درک فضیلت نماز اول وقت، وارد شبستان مسجد شدم دیدم شخصی مشغول اقامه ی نماز است و هاله ای از نور اطراف سر او را گرفته. پیش خود فکر کردم که بعد از نماز با او مانوس شوم ببینم چه خصوصیاتی دارد که چنین حالتی در نماز برای او پدیدار است. پس از پایان نماز همراه او از مسجد خارج شدم. نزدیک درب مسجد، وی با خادم مسجد بگو مگویی پیدا کرد و به او پرخاش کرد و به راه خود ادامه داد. پس از عصبانیت دیدم آن هاله ی نور از روی سرش محو شد.


