چهارشنبه 28 شهریور1386
دو حدیث
دو حدیث
امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند:
جمعی برای رغبت در ثواب، عبادت الهی کردند؛ این عبادت تاجران است. و جمعی از ترس عذاب عبادت الهی کردند؛ این عبادات غلامان است. و جمعی خدا را برای شکرِ او عبادت نمودند، که این عبادت آزادگان است.
از امام رضا علیه السلام هم نقل شده که فرمودند:
اگر خداوند مردم را به بهشت امیدوار نمی گردانید و از دوزخ نمی ترسانید، باز هم بر مردم واجب بود که او را اطاعت کنند و عصیان او ننمایند، به خاطر تفضل و احسانی که نسبت به ایشان کرده، و برای آن نعمتهایی که بیش از استحقاقشان به ایشان کرامت فرموده است. (عیون اخبار الرضا جلد 2 صفحه 180)
یکشنبه 25 شهریور1386
معرفت و عبادت
معرفت و عبادت
قبل از اینکه بخواهیم وارد بحث آداب نماز بشویم لازمه که یک نکته رو بدونیم.
اون نکته اینه که هدف از خلقت همه ی مخلوقات و تمام عالم دو چیز بوده : معرفت و عبادت.
معرفت و عبادت هم کاملا به همدیگه وابسته هستند. یعنی نه علم و معرفت کامل بدون عبادت به دست می آید و نه عبادت شایسته بدون علم و معرفت ممکن است.
می توانیم علم را به چراغ تشبیه کنیم و عبادت را به پیمودن راه. اگر چراغ در دست داشته باشی ولی از جای خودت تکان نخوری و را نیفتی تا یک مسافتی بیشتر را نمی تونی ببینی. اما اگه راه بیافتی هرچی بیشتر جلو بری و حرکت کنی مقدار بیشتری از مسیر مشخص و پیدا میشه.
از طرف دیگه عمل رو می تونیم به سوخت این چراغ هم تشبیه کنیم. اگه سوخت به این چراغ نرسه، زود خاموش میشه و روشن نمی مونه.
چهارشنبه 4 بهمن1385
عبادت مهمتره یا نماز؟
عبادت مهمتره یا نماز؟!!
نماز با چند كلمه ی خوب رابطه ی مستقيم داره؛ يكي كلمه ی عبادت هست؛ نماز و عبادت با هم يه رابطه ی خيلي نزديك دارند. اگرچه بعضي وقتها ما فكر مي كنيم نماز عبادته، ولي اين طور نيست. نماز مي تونه عبادت باشه. ممكنه يه كسي نماز بخونه ولي عبادت نكنه. شايد فكر كنيد كه منظور من اين هست كه توي نماز حواسش نباشه و يا در نماز گناه كنه؛ نه، منظور من اين هست كه ممكنه كسي نماز بخونه اما عبادت واجب تري رو به خاطر اين نماز ترك كنه. لذا عبادت نكرده؛ حالا چه اين نماز از نمازهاي نافله باشه و چه واجب. فرقي نمي كنه. مثلاً شما داريد نماز مي خونيد و بغل دستتون بچه اي داره با آتيش بازي مي كنه و دامن بچه آتيش مي گيره. اگر اين جا نمازتون رو ادامه بديد، نماز نخونديد. عبادت نكرديد. ممكنه اين نمازي كه شما داريد مي خونيد باطل باشه، اين جا عبادت نيست. پس اون چیزی که مهمه عبد بودنه. عبد کسیه که عبودیت داره. یعنی هر لحظه مهمترین امری رو که بهش واجبه انجام میده.
چهارشنبه 6 دی1385
فلسفه عبادت در قرآن
فلسفۀ عبادت در قرآن
قرآن فلسفۀ نماز را یاد خدا می داند؛ «اَقِمِ الصَّلوۀَ لِذِکرِی»
و ذکر خدا را مایۀ آرامش دلها؛ «ألا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلوبُ»
نتیجۀ آرامش دل را پرواز به ملکوت.« یا أیَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّۀُ ارجِعی إلَی رَبِّکِ»
قرآن در مواردی دیگر، دلیل عبادت را تشکر از خداوند می داند:
«اُعبُدوُا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُم» پرستش کنید پروردگارتان را که شما را آفرید.
«فَلیَعبُدُوا رَبَّ هَذَا البَیتِ الَّذی أطعَمَهُم مِّن جوعٍ وَ آمَنَهُم مِّن خَوفٍ» پس پروردگار این خانه (کعبه) را پرستش کنند که آنان را از گرسنگی و نا امنی نجات داد.
در بعضی آیات به نقش تربیتی نماز اشاره شده است؛ «إنَّ الصَّلوۀَ تَنهَی عَنِ الفَحشَاءِ وَ المُنکَرِ» همانا نماز انسان را از زشتی ها و منکرات باز می دارد.
نمازگزار ناچار است که بخاطر صحت نماز و یا قبول شدن آن، یک سری دستورات دینی را مراعات کند که رعایت آنها خود زمینه ای قوی برای دوری از گناه و زشتی است. آری کسی که لباس سفید بپوشد، طبیعی است که روی زمینِ آلوده و کثیف نمی نشیند.
قرآن بدنبال سفارش به نماز می فرماید: «إنَّ الحَسَنَاتِ یُذهِبنَ السَّیِّئَاتِ» همانا کارهای شایسته، گناهان را از بین می برند.
پس نماز یک توبۀ عملی از گناهان گذشته است و خداوند با این آیه به گنهکار امید می دهد که اگر به کارهای شایسته همچون نماز و عبادت روی بیاورد بدیهایش محو می شود.
دوشنبه 4 دی1385
تاثیر متقابل ایمان و عبادت
تأثیر متقابل ایمان و عبادت
چنانکه ایمان، انسان را به عبادت می کشاند، عبادت نیز در عمق بخشیدن به ایمان موثر است. همانند ریشه ای که آب و غذا را به برگ های درخت می رساند و متقابلاً برگها حرارت و نور را به ریشه منتقل می کنند. آری هرچه عبادت بهتر و بیشتر شود، اُنس انسان به معبود بیشتر می شود.
یکشنبه 3 دی1385
عبادت و دریافت ها
عبادت و دریافت ها
عبادت، وسیلۀ دریافت امدادها و الطاف الهی است.
«وَاعبُد رَبَّکَ حَتّی یَأتِیَکَ الیَقین» آن قدر عبادت کن تا به درجۀ یقین برسی.
حضرت موسی برای دریافت کتاب آسمانی تورات، چهل شبانه روز در کوه طور به عبادت و مناجات پرداخت و پیامبر گرامی اسلام برای دریافت وحی مدت های طولانی در غار حرا به عبادت مشغول بود.
در روایات آمده است:
«مَن اَخلَصَ العِبادَۀَ لِلّهِ اَربَعینَ صَباحاً ظَهَرَت یَنابیعُ الحِکمَۀَ مِن قَلبِهِ عَلی لِسانِهِ»
هرکس چهل شبانه روز تمام کارهایش رنگ عبادت و خلوص داشته باشد، خداوند چشمه های حکمت را از قلبش بر زبانش جاری می سازد.
آری عبادت خالصانه، دانشکده ای است که چهل روزه فارغ التحصیلانی حکیم پرورش می دهد که حکمت را از سرچشمۀ الهی دریافت و به دیگران تحویل می دهند.
جمعه 28 مهر1385
عبادت: داروخانه شبانه روزی
عبادت داروخانۀ شبانه روزی
هرکس در هر لحظه و در هر شرایطی بدون هیچ وقت قبلی و واسطه ای می تواند با خدا ارتباط برقرار کند. هر چند اوقاتی مخصوص از قبیل هنگام سحر، غروب جمعه، پس از خطبه های نماز جمعه، هنگام نزول باران و یا شب قدر، دعا و عبادت حال دیگری دارد، اما دعا و نیایش اختصاصی به این اوقات ندارد.
عبادت در هر حال داروی غفلت و نسیان و عصیان است. « اَقِمِ الصَّلوۀَ لِذِکری» مایۀ آرامش و اطمینان خاطر و زدودن اضطراب ها و دل نگرانی هاست. «اَلا بِذِکرِاللهِ تَطمَئِنُّ القُلوب»
پنجشنبه 27 مهر1385
مدیریت در عبادت
مدیریت در عبادت
مدیریت تنها در مسائل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نیست، بلکه امور عبادی نیز نیاز به مدیریت دارد.
در مدیریت اصولی مطرح است: برنامه ریزی و طرح کار، گزینش نیروی کارآمد، انضباط و نظارت، تشویق و کنترل و امثال اینها. در عبادت نیز باید این اصول رعایت شود تا موجب رشد و کمال شود.
نماز یک طرح معین دارد، با تکبیر آغاز می شود و با سلام تمام. تعداد رکعات و رکوع و سجودش مشخص است. اوقات انجام آن مخصوص، و جهت آن رو به قبله است.
اما طرح تنها کافی نیست، اقامه و اجرای آن نیز نیاز به گزینشِ امام جماعتی جامع و جامعه نگر دارد. باید مردم را از طریق آداب و اخلاق و نظافت و نشاط به نماز و مسجد ترغیب و تشویق کرد. باید نظم و هماهنگی در صفوف جماعت و تبعیت از امام جماعت مراعات شود و به هر حال مدیریتی کامل را می طلبد تا به بهترین نحو پیاده شود.
چهارشنبه 26 مهر1385
میانه روی در عبادت
میانه روی در عبادت
هنگامی روحیۀ عبادت و پرستش زنده می ماند که انسان در انجام آن میانه رو باشد، لذا در کتب حدیث، روایاتی با عنوان: « باب الاقتصاد فی العبادۀ »، نقل شده است.
انسان وقتی سالم است که میان اندامش تناسب باشد و اگر عضوی بزرگتر یا کوچکتر از حد معمول باشد، ناقص الخلقه به حساب می آید. در امور معنوی نیز انسان باید ارزشها را بطور هماهنگ در خود پرورش دهد. به پیامبر اکرم (ص) خبر دادند که گروهی از امت تو بخاطر عبادت، همسر و فرزند را رها کرده و به مسجد آمده اند. پیامبر فریاد برآورد که این راه و روش من نیست، من خودم با همسرم زندگی می کنم و در منزل ساکنم، هر کس غیر از این عمل کند از من نیست.
امام صادق (ع) داستانِ مسلمانی را نقل می کند که همسایۀ مسیحی داشت و مسلمان شد. این مسلمان هنگام سحر او را بیدار کرد و به مسجد آورد و به او گفت: نماز صبح بجای آور و پس از آن تا طلوع آفتاب دعا بخوان. سپس تا وقت نماز ظهر قرآن بخوان و بدینگونه یک شبانه روز او را با نماز و قرآن و دعا پر کرد.
مسیحی که به خانه بازگشت، دست از اسلام برداشت و دیگر پای به مسجد نگذاشت. آری اینگونه افراط و زیاده روی در عبادت، مردم را فراری می دهد.
استاد شهید مرتضی مطهری نقل می کند که عمروعاص دو پسر داشت؛ یکی طرفدار حضرت علی (ع) شد و دیگری طرفدار معاویه. روزی پیامبر به فرزند خوب عمروعاص (عبدالله) فرمود: شنیده ام که تو شبها را به عبادت و روزها را به روزه می گذرانی، گفت بله یا رسول الله، پیامبر فرمود: من این راه را قبول ندارم.
در روایات می خوانیم: « اِنَّ لِلقُلوبِ اِقبالاً وَ اِدباراً» روح انسان، گرایش و فرار دارد. هرگاه رو می کند و گرایش دارد بهره گیری کنید و هرگاه آمادگی ندارد به او فشار نیاورید که ناخودآگاه عکس العمل منفی نشان می دهد.
در سفارشات اسلامی آمده که اوقات خود را چهار قسمت کنید و سهمی را برای تفریح و لذت بگذارید که اگر اینگونه عمل کردید برای کارهای دیگر نشاط خواهید داشت.
قرآن کریم به یهودیانی که در روز استراحت و تعطیل، به سراغ ماهیگیری و کار می رفتند عنوان متجاوز می دهد: «وَ لَقَد عَلِمتُمُ الَّذینَ اعتَدوا مِنکُم فِی السَّبتِ» ما از متجاوزین روز شنبه ( که حریصانه به سراغ کار می رفتند) آگاهیم.
به هر حال حفظ نشاط و روحیه در عبادت، یک اصل است که با میانه روی حاصل می شود.
دوشنبه 24 مهر1385
روحیه عبادت
روحیۀ عبادت
عبادت، غذای روح است و بهترین غذا آنست که جذب بدن شود، بهترین عبادت نیز آنست که جذب روح شود، یعنی با نشاط و حضور قلب انجام گیرد. غذای زیاد خوردن کارساز نیست، غذای مفید خوردن مهم است.
پیامبر اکرم (ص) به جابر بن عبدالله انصاری فرمود:
«اِنَّ هذَا الدّینَ لَمَتینٌ فَاَوغِل فیهِ بِرِفقٍ وَ لا تُبَغِّض اِلی نَفسِکَ عِبَادَۀَ اللهِ»
همانا دین خدا استوار است، پس نسبت به آن مدارا کن ( و زمانی که آمادگی روحی نداری عبادت را بر خود تحمیل نکن) که عبادت در نزد تو مبغوض شود.
در حدیث دیگری از پیامبر اعظم (ص) می خوانیم:
«طُوبی لِمَن عَشِقَ العِبَادَۀَ وَ عَانَقَهَا»
خوشا به حال کسی که به عبادت عشق ورزد و آن را همچون محبوبی در بر گیرد.
دوشنبه 24 مهر1385
مدار عبادت: رضای خدا
مدار عبادت، رضای خدا
همانگونه که کرات آسمانی و زمین در عین حرکت های مختلفِ وضعی و انتقالی، همواره مدار ثابتی دارند، عبادات نیز با همۀ شکلها و صورت های مختلفشان بر مدار ثابتی قرار دارند که آن رضای خداوند است، گرچه شرائط زمانی و مکانی، فردی و اجتماعی نوعِ حرکت در این مدار را تعیین می کنند.
مثلاً مسافرت، نماز را دو رکعتی می کند و بیماری، شکل نماز را تغییر می دهد، اما نماز دو رکعتی و یا شکسته نیز نماز است و بر مدار یاد خدا و رضای او و انجام فرمان او قرار دارد. «وَ اَقِمِ الصَّلوۀَ لِذِکرِی»
پنجشنبه 6 مهر1385
بی تفاوتی نسبت به عبادت
بی تفاوتی نسبت به عبادت
حضرت علی (ع) می فرماید: ای انسان! چشمت روشن، اگر با گذشت این همه سال از عمرت (و با داشتن این همه استعداد، قابلیت، امکانات، عقل، علم و وحی)، باز هم مثل حیوانی در چراگاهی گامی نهی و خوابی کنی.
لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
یکشنبه 26 شهریور1385
عمق پرستش
پرستش، عملی است که ما ظاهراً آن را یک نوع خضوع می بینیم، اما عمق زیادی دارد.
پرستش برخاسته از جان است، برخاسته از معرفت است، برخاسته از توجه است، برخاسته از تقدس است، برخاسته از ستایش است، برخاسته از نیایش است، برخاسته از التجا و استعانت است، برخاسته از عشق به کمالات معبود است.
آری، پرستش عملی است در ظاهر ساده، ولی تا مسائل فوق نباشد، آن پرستش از انسان سر نمی زند.
پرستش یعنی دل کندن از مادیات و پرواز دادن روح، پا را فراتر از دیدنی ها و شنیدنی ها نهادن.
پرستش تامین کننده عشق انسانهاست که گاهی با ثنا و ستایش و زمانی با تسبیح و تقدیس و پاره ای اوقات با شکر و اظهار تسلیم، ادب خود را نسبت به پروردگارشان اظهار می دارند.
یکشنبه 26 شهریور1385
ریشه پرستش
کیست که خداوند را با اوصاف و کمالات بی پایانش بشناسد، اما سر تسلیم و خضوع فرو نیاورد؟ قرآن از طریق داستانها و تاریخها، نشانه هایی از قدرت و عظمت او را برای ما بیان می دارد.
می فرماید: خداوند به مریمِ بی همسر فرزند داد. رود نیل را برای موسی شکافت و فرعون را در آن غرق کرد. انبیا را با دست خالی بر ابرقدرت های زمان خود پیروز کرد و بینی طاغوت ها را به خاک مالید. اوست که شما را از خاکِ بی جان آفرید و مرگ و حیات و عزت و ذلت شما بدست اوست.
ادامه مطلب
شنبه 25 شهریور1385
فطرت و عبادت
بعضی کارهای ما بر اساس عادت است و برخی برپایۀ فطرت؛ آنچه عادت است هم می تواند با ارزش باشد، مثل عادت به ورزش و هم می تواند بی ارزش باشد، مانند عادت به سیگار. اما اگر امری فطری شد، یعنی بر اساس فطرت و سرشت پاکی که خداوند در نهاد هر بشری قرار داده انجام شد، همواره با ارزش است.
امتیاز فطرت بر عادت آنست که زمان و مکان، جنس و نژاد، سنّ و سال در آن تاثیری ندارد و هر انسانی از آن جهت که انسان است آن را دارا می باشد؛ مانند علاقه به فرزند که اختصاص به نسل و عصر خاصی ندارد و هر انسانی فرزندش را دوست می دارد.
اما مسائلی مانند شکل و فرم لباس یا غذا، از باب عادت است و در زمان ها و مکان های مختلف، متفاوت است. در بعضی مناطق، چیزی مرسوم است که در جاهای دیگر رسم نیست.
ادامه مطلب
جمعه 24 شهریور1385
عبادت چیست؟
عبادت، هدف آفرینش ماست. قرآن می فرماید: (وَ مَا خَلَقتُ الجِنَّ وَ الاِنسَ اِلَّا لِیَعبُدونَ)
کارهایی را که انجام می دهیم، اگر برای رضای خدا باشد، عبادت است؛ گرچه مانند کسب و کار، تحصیل علم، ازدواج و یا خدمت به مردم، برای رفع نیازهای خود یا جامعه باشد.


