تبليغاتX
پرواز در ملکوت

پنجشنبه 17 بهمن1387

دعوتی دوباره به اخلاص

 

دعوتی دوباره به اخلاص

ای عزیز، در کارهای خود دقیق شو و از نفس خود در هر عملی حساب بکش، و او را در برابر هر پیش آمدی استنطاق کن که آیا اقدامش در خیرات و در امور شریفه برای چیست؟ دردش چیست که می خواهد از مسائل نماز شب سؤال کند، یا اذکار آن را تحویل بدهد؟ می خواهد برای خدا مسئله بفهمد یا بگوید، یا می خواهد خود را از اهل آن قلمداد کند؟ چرا سفر زیارتی که رفته با هر وسیله است به مردم می فهماند؟ حتی عددش را! چرا صدقاتی را که در خفا می دهد راضی نمی شود که کسی از او مطلع نشود، با هر راهی شده سخنی از آن به میان آورده به مردم ارائه می دهد؟ اگر برای خداست و می خواهد که مردم دیگر به او تأسی کنند و مشمولِ الدّالُّ عَلَی الخَیرِ کَفاعِلِه گردد، اظهارش خوب است؛ شکر خدا کند به این ضمیر صاف و قلب پاک؛ ولی ملتفت باشد که در مناظرۀ با نفس گول شیطنت اورا نخورده باشد، و عمل ریایی را با صورت مقدسی به خوردش ندهد. و اگر برای خدا نیست، ترک آن اظهار کند که این «سُمعه» است، و از شجرۀ ملعونۀ ریا است و عمل او را خداوند منّان قبول نمی فرماید و امر می فرماید در سجّین قرار دهند.

باید به خدای تعالی از شرّ مکاید نفس پناه ببریم که مکاید آن خیلی دقیق است ولی اجمالاً می دانیم که اعمال ما خالص نیست. اگر ما بندۀ مخلص خداییم، چرا شیطان در ما این قدر تصرف دارد؟ با آنکه او با خدای خود عهد کرده است که به «عِباد الله المخلَصین» کار نداشته باشد و دست به ساحت قدس آنها دراز نکند. به قول شیخ بزرگوار ما، شیطان سگ درگاه خداست: اگر کسی با خدا آشنا باشد، به او عوعو نکند و او را اذیت نکند. سگ درِ خانه آشنایان صاحبخانه را دنبال نکند. شیطان نمی گذارد کسی که آشنایی با صاحبخانه ندارد وارد خانه شود. پس، اگر دیدی شیطان با تو سر و کار دارد، بدان کارهایت از روی اخلاص نیست و برای حق تعالی نیست. اگر شما مخلصید، چرا چشمه های حکمت از قلب شما به زبان جاری نشده، با اینکه چهل «سال» است به خیال خود قربۀ الی الله عمل می کنید؛ با اینکه در حدیث وارد است که «کسی که اخلاص ورزد از برای خدا چهل «صباح»، جاری گردد چشمه های حکمت از قلبش به زبانش.» پس بدان اعمال ما برای خدا نیست و خودمان هم ملتفت نیستیم و درد بیدرمان همین جاست.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 21:24 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 28 شهریور1386

مراتب بالاتر اخلاص

مراتب بالاتر اخلاص

 

توضیحی که در مطالب قبلی راجع به اخلاص در عبادات و نماز دادیم، معنای حقیقی اخلاص نیست. یعنی اگر کسی بتواند نیت و هدف خود را از انجام عبادات درست کند و آن را برای ملاحظه ی زید و عمر یا بدست آوردن مال و منصب و آبرو انجام ندهد بلکه نیتش رسیدن به اجر اخروی یا رهایی از عذاب الهی باشد تازه توانسته است به یکی از درجات متوسط بندگان مخلص خدا دست پیدا کند. اینگونه افراد از ریا رهیده اند و این خیلی ارزشمند است. اما یا برای ترس از جهنم و یا با شوق بهشت عبادت می کنند و نمی توان گفت که این عبادت، عبادتی خالصانه است. زیرا کسی که با شوق بهشت و ترس از جهنم نماز بخواند در حقیقت خودش را پرستیده نه خدا را؛ چون هدفش دفع ضرر از خود و جلب منفعت به سوی خودش بوده.

بین علما اختلاف هست که آیا اینچنین عبادتی صحیح است یا نه. اما اگر از حق نگذریم باید بگوییم که صحیح است. چون اولاً این شخص توانسته از سطح خواسته های دنیوی بالاتر بیاید و مصلحت ابدی خودش را در نظر گرفته و ثانیاً خداوند مهربان خودش از طریق انبیا وعده بهشت و ترس از جهنم را به بندگانش ابلاغ فرموده و خودش خودخواهی و خود دوستی را در فطرت انسانها نهاده و طبیعی است که عده زیادی از بندگان با همین انگیزه وی را پرستش کنند.

اما باید بدانیم که درجات بالاتری از اخلاص وجود دارد و باید سعی کنیم که به آن مراتب دست پیدا کنیم.

در مطالب بعدی توضیحات بیشتری راجع به مراتب اخلاص در عبادت ارائه خواهم کرد.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 17:36 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 26 شهریور1386

چند حدیث در باب ریا

چند حدیث

 

حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود:

در روز قیامت، حق تعالی امر می فرماید که جماعتی را به جهنم ببرند. پس به مالک دوزخ خطاب می فرماید که: بگو به آتش، که قدمهای ایشان را نسوزاند، که ایشان به پای خود به مساجد می رفتند؛ و رویشان را نسوزاند، که وضو را تمام و کامل به جا می آوردند؛ و دستهایشان را نسوزاند، که به دعا به درگاه من بر می داشتند؛ و زبانشان را نسوزاند، که بسیار قرآن می خواندند. پس خازن جهنم به ایشان می گوید: ای اشقیا! چه کرده اید که با این اعمال مستحق جهنم شده اید؟ ایشان می گویند: ما کارهای خود را برای غیر خدا می کردیم. در این روز به ما گفتند که مزد خود را از کسی بگیرید که کار از برای او کرده اید. (بحار الانوار جلد 72 صفحه 296)

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

از ریا اجتناب کنید! به درستی که آن، شرک به خداست. ریاکار را در روز قیامت به چهار نام می خوانند: ای کافر! ای بدکار! ای مکار! ای زیانکار! ثواب عمل تو برطرف شد و مزدت باطل گردید، و تو را در این روز بهره ای نیست. برو مزد خود را از کسی که برای او کار کردی، بطلب. (بحار الانوار جلد 72 صفحه 295)

 

از امام صادق علیه السلام روایت شده که لقمان فرزند خود را وصیت فرمود:

ریا کننده را سه علامت است: چون تنهاست، در عبادت کسل و سستی می نماید؛ و در نزد مردم مردانه به عبادت می ایستد؛ و هر کار که می کند، توقع دارد که او را به آن کار ستایش کنند. (بحارالانوار جلد 72 صفحه 296)

 

رسول معظم اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:

کسی که به ریای مردم نماز بخواند او مشرک است؛ و کسی که به ریای مردم حج کند مشرک است؛ و کسی که به ریای مردم روزه بگیرد مشرک است؛ و کسی که به ریای مردم زکات دهد مشرک است؛ و هرکس فرموده ی خدا را برای مردم انجام دهد مشرک است؛ و خدا عمل ریا کننده را قبول نمی کند. (بحار الانوار جلد 72 صفحه 297)

 

امام صادق علیه السلام فرموده اند:

هر بنده که باطن خود را نیکو کند و نیت خود را درست سازد، چند روزی نمی گذرد، مگر آنکه خدا نیکی او را بر خلق ظاهر گرداند؛ و هرکس باطن خود را بد دارد، چند روزی نمی گذرد، مگر اینکه بدی او را ظاهر گرداند. (بحارالانوار جلد 72 صفحه 282)

 

و در حدیث دیگری فرمود:

هرکس اندکی از عمل را از برای خدا کند، خدا زیاده از آن بر خلق ظاهر سازد؛ و کسی که بسیاری از اعمال را با تعب بدن و بیداری شبها به قصد ریا انجام دهد، البته عمل او را در نظر آن جماعت که ایشان را منظور داشته، سهل و اندک نماید. (بحار الانوار جلد 72 صفحه 290)

  

نوشته شده توسط عبد الله در 22:47 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 28 دی1385

برای چی نمار می خونی؟

برای چی نماز می خونی؟

يكي از اشكالات ما اينه كه نماز مي خونيم براي اينكه به حاجتها مون برسيم. حتي حضور قلب داشتن ما در نماز هم براي همين منظوره. بعضي وقتها مي بيني طرف تمام هم و غمش رو مي ذاره كه نمازش رو با توجه وحضور قلب بخونه اما هدفش فقط قنوت نمازه و اين فايده نداره. لذا نمازي رو كه با اشك خوندي الزاماً نماز خوبي نيست؛ حالا ممكنه دعاي  خوبي باشه. در اصل داري از اين طريق به خدا باج مي دي تا  ازش چيزي بگيري !!

نمازي معراج مؤمن مي شه كه فقط براي خدا باشه. نمازي ملكوتي و «تنهي عن الفحشاء والمنكر» هست كه با توجه و حال خاص خونده بشه. نمازي كه تنها براي خدا باشه تو رو به درجات بالا مي رسونه. اما اون نمازي كه تو براي حاجاتت مي خوني و فكر مي كني خيلي هم باحاله، ممكنه خدا بخاطرش حاجتت رو بده، اما چون اين نماز براي خدا نبوده، بعدش هيچ  حالت خوبي بهت دست نمي ده. وقتي نماز خالصانه خونده بشه و براي آخرت خودت باشه بعدش خيلي حال خوبي پيدا مي كني. نماز نشون دهنده ی اينه كه يك عبد براي مولاش تعظيم مي كنه.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 8:57 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 16 مهر1385

مواعظ حضرت امام درباره اخلاص و ریا: قسمت چهارم

ستار بودن خدا مانع از غیور بودن او نیست.

ای عزیز، بیدار شو و پنبۀ غفلت را از گوش برون کن و خواب غفلت را بر چشم خود حرام نما؛ و بدان که تو را خدای تعالی برای خود آفریده؛ چنانچه در حدیث قدسی می فرماید: «یَابنَ آدَمَ خَلَقتُ الأشیاءَ لأِجلِک، وَ خَلَقتُکَ لأِجلی.» یعنی «ای پسر آدم، همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خودم آفریدم.» و قلب تو را منزلگاه خود قرار داده. تو و قلب تو یکی از نوامیس الهیه هستید؛ حق تعالی غیور است نسبت به ناموسِ خود؛ این قدر پرده دری مکن به ناموس حقّ تعالی؛ دست درازی را روا مدار. بترس از غیرت حق تعالی که تو را در این عالَم همچنان رسوا کند که هر چه خواهی اصلاح کنی نتوانی. تو در ملکوت خود در حضور حضرات ملائکه و انبیاء عظام پردۀ ناموس الهی را پاره می کنی، و اخلاق فاضله را، که به واسطۀ آنها اولیا تشبه به حق پیدا می کنند، تسلیم غیر حق می کنی و قلب خود را به دشمن حق می دهی و شرک می ورزی در باطن ملکوتِ خود؛ بترس از آنکه حق تعالی علاوه بر آنکه ناموس ملکوت تو را پاره کند و تو را پیش انبیاء عظام و ملائکۀ مقربین مفتضح و رسوا کند، در همین عالَم تو را مفتضح کند و مبتلا کند به فضیحتی که جبران پذیر نباشد و پاره شدن عصمتی که وصل بردار نباشد. حق تعالی «ستار» است، ولی «غیور» هم هست؛ «ارحم الراحمین» است، ولی «اشد المُعاقبین» هم هست. ستر می فرماید تا وقتی از حد نگذرد. ممکن است خدای نخواسته این کار بزرگ و این رسوایی ناهنجار غیرت را بر ستر غلبه دهد.

پس، قدری به خود آی و رجوع به خدا کن و بازگشت به سوی او نما، که خدای تعالی رحیم است و پی بهانه می گردد برای رحمت. اگر رجوع کردی، به غُفران خود عیوب گذشته را می پوشاند و نمی گذارد کسی بر آن مطلع شود، و تو را صاحب فضیلت می کند و اخلاق کریمه را در تو جلوه می دهد، و تو را مرآت صفات خود می فرماید و ارادۀ تو را در آن عالم کار کن می فرماید چنانچه ارادۀ خود او در همۀ عوالم نافذ است؛ چنانچه در حدیثی منقول است که وقتی که اهل بهشت قرار گرفتند، نامه ای از جانب حق تعالی برای آنها می آید که مضمونش این است: «از جانب زندۀ پاینده ای که نمی میرد به سوی زندۀ پاینده ای که نمی میرد. من هر چه را می خواهم موجود شود به او می گویم باش، پس موجود می شود؛ تو را هم امروز قرار دادم که هرچه را می خواهی بشود امر کن، می شود.» تو خودخواهی این قدر نداشته باش، تو ارادۀ خود را تسلیم حق کن، ذات مقدس هم تو را مظهر ارادۀ خود می فرماید؛ تو را متصرف در امور خود قرار می دهد؛ مملکت ایجاد را در آخرت در تحت قدرت تو قرار می دهد.

هان ای عزیز، تو خود دانی، می خواهی این را بپذیر یا آن را، که خدای تعالی بی نیاز است از ما و همۀ مخلوقات و اخلاص ما و همۀ موجودات عالم.

نوشته شده توسط عبد الله در 6:55 |  لینک ثابت   • 

شنبه 15 مهر1385

مواعظ حضرت امام درباره اخلاص و ریا: قسمت سوم

دعوت به اخلاص

بدان که مالک الملوکِ حقیقی که این همه کرامات به ما کرده در این عالَم و این همه تهیه ها دیده در عالَم آخرت و برزخ برای ما قبل از رفتن در آنجا، و از ما خواسته است که این قلب را برای من یا برای کرامت من خالص کن تا برای خودت نتیجه دهد، خودت فایده ببری، باز ما گوش ندهیم و نافرمانی کنیم و بر خلاف رضای او قدم زنیم، چه ظلم بزرگی کردیم و با چه مالک الملوکی ستیزه نمودیم که نتیجه اش ظلم به خود ماست و به سلطنت او لطمه ای وارد نمی شود. لیکن چون او «ارحم الراحمین» است، رحمت واسعه و حکمت بالغه اش اقتضا می کند که طرق هدایت و راه خیر و شرّ و زشت و زیبا را به ما بنمایاند، و پرتگاههای راه انسانیت و لغزشگاههای طریق سعادت را به ما ارائه دهد.

مبادا گمان کنی که ما منت داریم بر انبیاء معظم یا اولیاء مکرّم خدا، یا بر علماء امت، که راهنمای سعادت و خلاصی ما هستند و ما را از جهل و ظلمت و بدبختی نجات دادند و به عالم نور و سرور و بهجت و عظمت دعوت کردند، و آن همه تحمل مشقتها و زحمتها نمودند و می کنند برای تربیت ما و برای رسیدن ما به آن نورها و بهجتها و سرورها و راحتی و خوشیها و حور و قصور که نمی توانیم تصور آنها را بکنیم. و ما بیچاره ها مثل اطفالی که از حکم عقلا سر پیچند، بلکه عقلا را تخطئه می کنند، همیشه با آنها در مقام ستیزه و جنگ و جدال برآمدیم؛ و آن نفوس زکیّۀ مطمئنه و ارواح طیّبۀ طاهره به واسطۀ شفقت و رحمتی که بر بندگان خدا داشتند هیچ گاه از دعوتِ خویش به واسطۀ نادانی ما کوتاهی نفرمودند. ؛ ما بیچاره ها چه منتی بر آنها داریم؟

پس، اگر ما صادق باشیم در دعوی ایمان، خداوند در همین ایمان هم بر ما منت دارد.

جهت مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبد الله در 6:55 |  لینک ثابت   • 

جمعه 14 مهر1385

مواعظ حضرت امام درباره اخلاص و ریا: قسمت دوم

یک راه حل برای درمان ریا

در این جا و پس از مطالبی که در مورد ریا گفته شد تذکری می دهیم که امیدواریم برای این مرض قلبی مؤثر باشد. این تذکر نیز از کتاب «شرح چهل حدیث» اثر امام خمینی (ره) گرفته شده است:

و آن این است که خدای تعالی به واسطۀ احاطۀ قدرتش در جمیع موجودات و بسط سلطنتش در تمام کائنات و احاطۀ قیّومیش به کافّۀ ممکنات، تمام قلوب بندگان در تحت تصرف او و به ید قدرت و در قبضۀ سلطنت اوست، و کس دیگر را در قلوب بندگان بدون اذن قیّومی و اجازۀ تکوینی او تصرفی نیست و نخواهد بود؛ خود صاحبان قلب نیز بی اذن و تصرف حق تعالی تصرف در قلوب خود ندارند و بدین معنی بصورت اشاره و کنایه و صراحت در قرآن و اخبار اهل بیت، علیهم السّلام، خبر داده شده است. پس خدای تبارک و تعالی صاحب قلب و متصرف در اوست، و شما که یک بندۀ ضعیف عاجز هستید نمی توانید تصرف در قلوب کنید بی تصرف حق، بلکه ارادۀ او قاهر است بر ارادۀ شما و همۀ موجودات؛ پس ریا و سالوس شما اگر برای جلب قلوب عباد است و جانب دلها نگاه داشتن و منزلت و قدر در قلوب پیدا کردن و اشتهار به خوبی یافتن است، این از تصرف شما بکلی خارج و در تحت تصرّف حق است. خداوندِ قلوب و صاحب دلها به هرکس می خواهد قلوب را متوجه می فرماید. بلکه ممکن است شما نتیجۀ به عکس بگیرید. دیدیم و شنیدیم اشخاص سالوسِ دورو که قلوب آنها پاک نبود آخرِ کار رسوا شدند و آنچه می خواستند نتیجه بگیرند به عکس اتفاق افتاد؛ چنانچه در این حدیث به همین معنی اشاره شده است:

از امام صادق، علیه السلام، نقل شده است که در تفسیر قول خدای، عزّ و جلّ: «پس کسی که امیدوار ملاقات پروردگار خویش است باید به جای آرد کار نیکو، و شریک نکند در عبادت پروردگارش کسی را» (آیه آخر سوره کهف) که فرمود امام صادق، علیه السلام: «آن مردی که عمل می کند چیزی از ثواب را که خواهش نمی کند به آن کار ملاقات خدا را، فقط ملاحظه می کند پاکیزه شمردن مردم او را؛ میل دارد مردم بشنوند آنچه کرده؛ پس این کسی است که شریک قرار داده در عبادت پروردگارش.» پس از آن فرمود: «هیچ بنده نیست که پنهان کند خوبی را، پس بگذرد روزگار بر او همیشه، تا آنکه آشکار کند خدا از برای او نیکویی را؛ و هیچ بنده نیست که پنهان می کند شری را، پس بگذرد روزگار بر او همیشه، تا آشکارا کند خدا برای او شری را.»

پس ای عزیز، نام نیک را از خداوند بخواه. قلوب مردم را از صاحبِ قلب خواهش کن با تو باشد. تو کار را برای خدا بکن، خداوند علاوه بر کرامتهای اخروی و نعمتهای آن عالَم در همین عالم هم به تو کرامتها می کند؛ تو را محبوب می نماید؛ موقعیت تو را در قلوب زیاد می کند؛ تو را در دو دنیا سربلند می فرماید.

(ادامه این مطلب حاوی یک مرحله بالاتر از آنچه که گفته شد می باشد. لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.)

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبد الله در 6:42 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 13 مهر1385

مواعظ حضرت امام درباره اخلاص و ریا: قسمت اول

در وخامت امر ریا

در هفت پست گذشته راجع به اخلاص و ریا مطالبی درج گردید. از امروز مواعظ تکان دهنده ای از کتاب «شرح چهل حدیث» اثر حضرت امام خمینی (ره) در دعوت به اخلاص و نهی از ریا نقل می کنیم. اگرچه متن کمی سنگین است اما در مواردی برای آسان تر شدن فهم معانی، از کلمات مترادف استفاده شده است:

هان، ای شخص ریاکار که عقاید حقه و معارف الهیه را به دست دشمن خدای تعالی، که شیطان است، سپردی و چیزی را که مخصوص حق تعالی است به دیگران دادی، و آن انواری که روشنی بخش روح و قلب و سرمایۀ نجات و سعادت ابدی و سرچشمۀ لقاء الهی و بذر جوار محبوب است مبدل به ظلمات وحشتناک، و شقاوت و هلاک ابدی و سرمایۀ بُعد از ساحت قدس محبوب و دوری از لقاء حضرت حق تعالی کردی، مهیا باش از برای ظلمتهایی که نور در دنبال ندارند و تنگنایی که گشایشی ندارد و امراضی که شفاپذیر نیست: مردنی که حیات ندارد. آتشی که از باطن قلب ظهور کند و ملکوت نفس و مُلک بدن را بسوزاند چنان سوزاندنی که خطور در قلب من و تو نکرده؛ چنانچه خدای تعالی خبر می دهد در کتاب مُنزَل خود در آیۀ شریفۀ نارُ الله الموقَدَۀُ الَّتی تَطَّلِعُ عَلَی الأفئِدَۀِ. از وصف آتشی که (آتش خدا) استیلای بر قلوب پیدا می کند و قلوب را می سوزاند. هیچ آتشی قلب سوز نیست جز آتش الهی. اگر فطرت توحید از دست رفت، که فطرۀ الله است، و به جای آن شرک و کفر جایگزین شد، دیگر شفاعت شافعین نصیب انسان نشود؛ و انسان مُخلَّد در عذاب است آن هم چه عذابی؟ عذابی که از قهر الهی و غیرت ربوبی بروز کند.

پس ای عزیز، برای یک خیال باطل، یک محبوبیت جزئی بندگان ضعیف، یک توجه قلبی مردم بیچاره، خود را مورد سخط و غضب الهی قرار مده؛ و مفروش آن محبتهای الهی، آن کرامتهای غیر متناهی، آن الطاف و مراحم ربوبیت را به یک محبوبیت پیش خلق که مورد هیچ اثری نیست و از او هیچ ثمری نبری جز ندامت و حسرت. وقتی دستت از این عالم کوتاه شد (که عالم کسب است) و عملت منقطع گردید، دیگر پشیمانی نتیجه ندارد و رجوع بیفایده است.

نوشته شده توسط عبد الله در 6:40 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 12 مهر1385

حکایتی درباره ریا و اخلاص

حکایتی درباره ریا و اخلاص

حکایتی را درباره علامه مجلسی نقل می کنند که نمی دانم تا چه حد درست است، ولی به هر حال، پیام این داستان واقعیت دارد، گرچه به این شکل هم اتفاق نیافتاده باشد. نقل می کنند پس از رحلت مرحوم علامه مجلسی، ایشان را در خواب دیدند و پرسیدند چه چیزی موجب نجات شما شد و از بین این همه خدمت هایی که انجام داده اید و کتابهایی که نوشته اید و تدریس هایی که داشته اید، کدام برای شما نافع تر بود؟ ایشان فرمودند: هیچ کدام از کارهایی که انجام دادم آن اثری را که انتظار داشتم به همراه نیاورد و هنگام حساب، هر کدام نقص و ایرادی داشت. پرسیدند پس چه چیزی دست شما را گرفت؟ فرمود: روزی از کوچه ای رد می شدم و سیبی در دستم بود. در این حال زنی هم (که گویا یهودی بوده) در حالی که بچه ای در بغل داشت از آنجا عبور می کرد. کودک نگاهش به سیبی که در دستم بود افتاد و من از حرکات او فهمیدم تلاش دارد سیب را از دست من بگیرد. مادرش که متوجه شد، او را منع کرد و دستش را کشید. من برای شاد کردن آن کودک، جلو رفتم و آن سیب را به او دادم. در این دنیا به من گفتند کار صد در صد خالص تو همین یک کار بود که هیچ شائبه ای از تملق سلطان، شهرت و فضل علمی خود را به رخ دیگران کشیدن و ... نداشت! آن سیب را فقط برای رضای خدا دادم تا دل آن کودک شاد شود.

به هر حال آنچه در پیشگاه خدا اهمیت دارد، خلوص و پاکی است. خدا دوست دارد بندگانش در هنگام معامله، بی غل و غش باشند. خدا فقط کاری را قبول می کند که صد در صد برای او باشد؛ وگرنه می فرماید من شریک خوبی هستم و همه سهم خود را به آن کسی می دهم که او را هم با من در کارتان شریک کرده اید! او به حجم کار و بزرگی و کوچکی ظاهر آن نگاه نمی کند؛ آنچه برای خدا مهم است، نیتی است که در پشت آن عمل وجود دارد. روح عمل، نیت است. ما باید معرفت و محبت خود را به خدا به حدی برسانیم که از آن، خود به خود پاکی و خلوص برخیزد. نباید دلخوش باشیم که خدا را عبادت کرده و از گناه دوری می نماییم؛ چرا که شاید در این عبادت و پرهیز از گناه، غیر خدا را مد نظر داشته باشیم و مثلاً می خواهیم مردم از ما تعریف کنند، یا به زهد و تقوا مشهور شویم و یا ...! اگر کار برای خدا نباشد، حساب آن هم با همان کسی است که کار را برای آنها انجام داده ایم.

نوشته شده توسط عبد الله در 6:48 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 11 مهر1385

ریای ناپیدا

ریای ناپیدا

اگر عبادت خالص باشد، آن چنان ارزشمند می شود که گاه حتی فرشتگان نیز نمی توانند قیمت آن را تعیین کنند و فقط خود خدای تعالی می تواند آن را ارزش گذاری نماید. اما اگر نیت عمل خالص نباشد، مانند جنس بدلی خواهد بود که ارزشی ندارد، یا مانند غذای مسموم می شود که نه تنها ارزشی ندارد، که کشنده و مضر نیز هست. از نظر احکام اسلامی، اگر در ظرفی بسیار بزرگ از شربت یا غذایی مایع، به اندازه سر سوزنی خون بیافتد، تمام آن شربت و غذا نجس می شود و باید با همه زحمتهایی که برای آن کشیده و پول هایی که هزینه شده، آن را به دور ریخت. گاه اعمال عبادی انسان نیز همین طور است. ممکن است عبادتی را با هزار زحمت و مشقت انجام دهیم، اما چون به اندازه بسیار کمی قصد غیرالهی و غیرخدایی در آن داشته ایم، تمام آن عمل را از بین برده باشیم. بر اساس روایات، خدای تعالی به فرشتگان می فرماید چنین عملی را به صورت صاحبش بزنید!

برای مطالعه بقیه متن بر روی ادامه مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبد الله در 6:58 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 10 مهر1385

نشانه های اخلاص و ریا

نشانه های اخلاص و ریا

برای تشخیص این که در انجام عملی، نیت انسان خالص بوده یا نه، راه های مختلف و نشانه هایی هست که اگر انسان در آنها دقت کند، کاملاً برای خودش معلوم می شود که آیا نیتش خالص بوده یا خیر.

لطفاً بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبد الله در 6:35 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 9 مهر1385

ریا

ریا

بیان کردیم که گرچه هر عملی را می توان برای رضای خدا انجام داد و رنگ عبادت به آن داد، ولی اعمالی وجود دارد که حتماً باید به قصد قربت و امتثال امر الهی انجام شود و اگر به این نیت، انجام نگردد، نه تنها ثوابی ندارد، که موجب عذاب نیز می شود. در این اعمال، که همان عبادت به معنای خاص آن است، نیت شرطِ درستی عمل است و از این رو در صورت صحیح نبودن نیت، آن عمل باطل می شود.

لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبد الله در 6:54 |  لینک ثابت   • 

شنبه 8 مهر1385

ریا : فاسد کننده نماز

 ریا، فاسد کننده نماز

برخی انگیزه ها عبادت را به طور کلی فاسد و باطل کرده و نه تنها باعث می شود آن عبادت هیچ اثر مثبتی نداشته باشد، که موجب سقوط انسان نیز می گردد. «ریا» یکی از مهم ترین و رایج ترین موانع تأثیر اعمال عبادی است.

«ریا» یعنی خودنمایی و خود را به دیگران نشان دادن؛ عمل را به این انگیزه انجام دادن که دیگران ببینند و تعریف و تمجید کنند و او از تعریف و تمجید آنان لذت ببرد و خوشحال شود. انسانی که عبادتش را با این نیت انجام می دهد، هنگام عمل همۀ حواس و فکر و ذکرش این است طوری رفتار کند که دیگران بپسندند و اصلاً توجه به این ندارد که آیا خدا هم عمل او را می پسندد یا خیر!

لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبد الله در 7:2 |  لینک ثابت   • 

جمعه 7 مهر1385

سخن مرحوم مجلسی درباره قصد قربت در نماز

مرحوم مجلسی دربارۀ دشواری تحصیل اخلاص در نماز می فرماید:

اما قصد قربت در نماز، فراهم شدنش از مشکل ترین کارهاست و تحصیل آن به هنگام اقدام برای انجام نماز، میسور و ممکن نمی گردد، بلکه فراهم ساختن قصد قربت، متوقف بر مجاهدت های عظیم و بزرگ، اندیشیدن های صحیح و درست، زدودن دوستی دنیا، اموال، ریاست ها و اعتبارات دنیوی از نفس است.

و باید در تمام آن مراحل به خداوند توسل جوید تا با استعداد و قابلیت خود، و نیز توفیق و هدایت الهی که نصیب او می گردد، به هریک از آن مراحل دست یابد. هر انسانی به فراخور سرشت، عادت و روش خویش عمل می کند و نیت هرکس از محبت خدا یا محبت دنیا، محبت ریاست، مال و آنچه در قلب او نهفته است، سرچشمه می گیرد و زدودن این گرایش ها و دلبستگی های غیر الهی از دل، بسیار مشکل است و با وجود آنها نیز داشتن نیت صحیح و خالص برای خداوند محال است. از این جهت در حدیث آمده است: «نیت مؤمن از عملش بهتر است.» چه بسیار عابد وابسته به دنیایی که می پندارد نیتش برای خداوند خالص گشته، در حالی که در همه عمرش به جز نفس و هوای نفس را نپرستیده است.

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبد الله در 6:35 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 6 مهر1385

جایگاه اخلاص در نماز

جایگاه اخلاص در نماز

از امروز تا چند روز آینده به بحثی درباره یکی دیگر از آداب قلبی نماز یعنی اخلاص و نقطه مقابل آن یعنی ریا پرداخته خواهد شد.

پایین ترین مرتبه نیت در نماز که بدون آن نماز باطل می گردد، این است که نمازگزار برای اطاعت امر خدا نماز بخواند. انگیزه نمازگزار باید اطاعت امر خداوند باشد که اگر خداوند درباره نماز دستوری نداشت یا نماز مطلوب خداوند نبود، او نماز نمی خواند. با این مرتبه از نیت و انگیزه، تنها نماز انسان صحیح خواهد بود و تکلیف از او ساقط می گردد و لازم نیست آن را اعاده یا قضا کند. اما مقبول گشتن نماز در پیشگاه خداوند بسته به آن است که نیت انسان خالص باشد و واقعاً در نماز قصد تقرب به خداوند داشته باشد و آن نماز موجب رشد، کمال و نزدیک شدن او به خداوند گردد.

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبد الله در 6:57 |  لینک ثابت   • 

ترجمه قالب
رضا امین زاده
 
Powered By
BLOGFA.COM