دوشنبه 31 اردیبهشت1386
ارتباط نماز و جهاد (قسمت سوم)
غنائم نماز: قسمت اول
غنائم: در جهاد ما غنائم داريم. در نماز هم ما غنائم زياد داريم. اولين غنيمت نماز اينه كه وظيفمون رو انجام داديم. دومين غنيمت: پاداش الهي. سوم: تقرب. چهارم: عروج. پنجم: . . . .
اگر آدم دو ركعت نماز با حال بخونه دنيايي از غنائم گيرش مي ياد. و اين دنياي غنائم با همه غنائمي كه در جنگ ممكنه گيرش بياد، برابري نمي كنه. اصلاً قابل مقايسه نيست. دقيقاً از مسئله غنائم نماز من يك خاطره دارم:
در زمان جنگ، بعد از عمليات كربلاي 5 كه خيلي با موفقيت انجام شد، نزديك كانالهاي زوجي، يه رزمنده اي رو ديدم كه وقتي يه مقدار فضا آروم تر شد گفت: من دو ركعت نماز بخونم؟ گفتم: بخون. وقتي كه ايستاد به نماز، از بغل كه من نگاهش كردم، ديدم اين سمت بدنش كلاً تركش خورده. (يعني از پا تا بالاي شانه اش) مثل اينكه از بغل، نارنجك يا چيزي منفجر شده بود و حتي وقتي دستش رو بلند كرد از زير دستش شكافي باز شد و خون بيرون زد. با همين حال نمي دونيد چقدر توجهش به نماز بود! (حالا مي خوام بگم كه بالاترين غنيمت چيه) بعد كه نمازش تموم شد، دستاش رو بلند كرد رو به آسمون و گفت: «خدايا دلم برات تنگ شده.» اين رو گفت و شهيد شد. يعني خداوند بالاترين درجه رو كه لقاي خودشه، براي دو ركعت نماز مي ده. اين بابا همين الان تركش خورد، ديد شهيد نشده هيچ چاره اي ديگه نداره گفت بالاترين چيز رو از نماز ميتونم بخوام. گفت دو ركعت نماز رو بخونم، تموم بشه.
همون موقع يه پيرمرد شصت ساله ديگه رو ديدم كه يه گوني انداخته روي دوشش و همينجوري داره ساعت و فانوسقه جمع مي كنه، از اين سنگر به اون سنگر مي ره و غنائم جمع مي كنه! گفتم چقدر بعضي ها بچه اند؟!


