تبليغاتX
پرواز در ملکوت - آقا! بلند شو

جمعه 15 تیر1386

آقا! بلند شو

آقا! بلند شو

 

اگر انسان قبل از خواب ، آداب خواب رو رعايت كند، يعني با فكر گناه نخوابد و قبل از خواب، اذكار خواب رو بگويد، (حالا فقط بحثِ ذكر نيست)، با ياد خدا بخوابد، اون محاسبه ی قبل از خواب رو داشته باشد. يه بررسي معنوي روي اعمالش داشته باشد، يك بار ديگه عبد بودن و بندگي رو به رخ خودش بكشد و به خدا بگه: «خدايا!  ما به هر حال عبد و بندۀ توايم!»  اگر اين طوري بخوابد، تا صبح، يعني تا نماز صبح، فرشته ها دو مرتبه مي يان و اون رو بيدار مي كنند. بر طبق روايات، انسان دوبار از خواب مي پره، و اين چيزي هست كه  كاملاً قابل تجربه است. فرشته ها دو مرتبه انسان رو بيدار مي كنند، كه دفعه دوم دقايقي قبل از اذان صبح هست. حتي كسي كه اين مسائل رو رعايت مي كنه، ممكنه يه ساعت به اذان صبح هم خوابيده باشه، اما باز مي بينه چند دقيقه قبل از اذان بيدارش مي كنند، منتها اين مهمه كه اون زمان از جا بلند بشه و اين خودش يك اراده اي مي خواد، اون موقع يك لحظه حواس از خواب غافل مي شه، اما چشم هنوز بسته است. براي اينكه چشم رو باز كنه و بلند بشه، اين خودش يه اراده اي مي خواد.

مرحوم آقا ميرزا جواد ملكي تبريزي در كتاب اسرار الصلوة مي نويسند: «مقامات اولياء را انكار نكنيد، من كساني را مي شناسم كه نيمه هاي شب دوبار فرشته ها، به لفظ “آقا” بيدارشان مي كنند. مي گويند: “آقا بلند شو!” ». حضرت امام (ره)‌ در شرحي كه بر اسرار الصلوة ميرزا جواد ملكي تبريزي دارند، مي فرمايند: ايشون نخواستند بگن اون شخصي كه دوبار در شب با لفظ “آقا” بيدارش مي كنند چه كسي بوده، اون شخص خودِ ميرزا هست. (اين موضوع و اينكه فرشته ها در عالم وصال، بيایند، صداشون شنيده بشه و يا حتي ديده بشن، رو اهل بيت (س) و بزرگان ما تأييد كرده اند.)

يه وقتي خدمت امام صادق (ع) عرض شد: آيا شما اين فرشته ها رو مي بينيد؟ فرمودند:‌ «بله، حتي اينها بعضي وقتها مزاحم تكيه دادن ما مي شوند!»

مرحوم علامه طباطبايي در كتابشون مي نويسند: زماني كه خدمت آقاي قاضي بوديم، ايشون به ما مي فرمودند: ممكنه شما در نماز يك جلوه هايي از ملكوت براتون نمودار بشه، مراقب باشيد! زماني كه اين جلوه ها نمودار شد، خدا رو فراموش نكنيد. نمازتون رو ادامه بديد! بعد علامه طباطبايي مي نويسند كه يك روز داشتم نماز مي خوندم، يك وقت ديدم يكي از حورالعين هايي كه به عقد من درآورده اند، در عرش منتظر من هست، ظاهر شد، به سمت من اومد! من يك لحظه حواسم پرت شد، مي خواستم به اين حورالعين توجه كنم كه به ياد صحبت مرحوم قاضي افتادم. سرم را انداختم پائين، محل نگذاشتم، دو سه دور چرخيد، ديد من محل نمي گذارم، گريه اش گرفت و رفت. مي گفت هر وقت كه صحنه گريه اين حورالعين رو به ياد مي يارم، متأثر مي شم. ببينيد! خيلي مقام بالاييه. فكرش رو بكنيد مثلاً من و شما، تو نماز باشيم، يه دفعه حورالعين بياد، (عمراً!!) خيلي مقام بالاييه، آخه حورالعين، چيز كمي نيست، يه چيزي مي گم، يه چيزي مي شنويد، من خودم هم فقط شنيده ام، حورالعين چيزي نيست كه به اين راحتي آدم بگه: نه حالا مي خوام نماز بخونم، بهش محل نذارم. خُب اين كار، درجات بالاي توجه رو مي رسونه.

 

نوشته شده توسط عبد الله در 5:26 |  لینک ثابت   • 

ترجمه قالب
رضا امین زاده
 
Powered By
BLOGFA.COM