تبليغاتX
پرواز در ملکوت - نمازهای مردود

پنجشنبه 1 شهریور1386

نمازهای مردود

نمازهاي مردود از قول اهل بيت (قسمت ششم)

 

مي فرمايند: آن كس كه به والدينش با خشم و كينه نگاه كند، نمازش قبول نمي شود. بارها گفتم، تا وقتي كه پدر و مادر باهامون راه بيان، دست بوسي پدر و مادر هنري نيست، خُب داره باهات راه مي ياد، اگر ظلم كردند اون وقت هنره كه دست بوسشون باشيم.

مي خواي بري مشهد، يه سفر مستحبيه، اگر پدر و مادرت راضي نيستند، اگر مي بيني روشون فشار مالي مي ياد حق نداري بري، حق نداري تو خونه لج كني، غذا نخوري، گريه كني، بازار راه بندازي كه مي خوام برم زيارت، اين زيارت قبول هست، منتها براي كمرتون! اين چه وضعيه؟ اصلاً حق نداري پدر و مادرت رو اذيت كني.

اين برادرها و خواهرهاي بسيار خوش برخورد، ملايم، خنده رو، متين، معطر، سر به زير و محجبه ی ما! تو خونه كه مي رن براي نه نه و باباشون برج زهرمار هستند! آيا اينها عبادتشون قبوله؟ يعني چي؟ خوبيهات رو بايد براي پدر و مادرت داشته باشي، تمام بگو و بخنداش براي رفيقهاشه، تو خونه كه مي ره شروع مي كنه به داد و بيداد!!  اين آخه وضعه؟ اينطوري بايد باشه؟ براي همينه كه بهتون گير مي دن، با هیات و بسیج و مسجد هم مخالفت مي كنند، مي گن ديگه مسجد هم نرو، چون مسجد بايد گناه رو پاك كنه.

وقتي كسي نگاه خشم آلود به مادرش مي كنه عرش خدا مي لرزه. چرا اين چيزها رو شوخي گرفتي؟! پيغمبر اكرم (ص) مي فرمايند: اول مادرت، دوم مادرت، سوم مادرت، چهارم پدرت. اين خيلي مهمه. اين چه بساطيه؟ خُب با پدر و مادرت با احترام صحبت كن. البته من به عموم كار ندارم، نه گريه كن، نه روضه برو، نه سينه بزن، نه منبر گوش كن! فقط با مادرت مهربون باش، اينطوري بهشتت ضمانت شده است. مگه نگفتند كليد بهشت زيرپاي مادرانه، تو کجا دنبالش مي گردي؟ کجا براي نعمتهاي بهشت میری؟ كليدش زير پاي مادرته. اول كليدش رو بردار بعد برو نعمت ها رو جمع كن. نماز براي اينه كه به نعمتها برسي، اول كليد بهشت رو از  زير پاي مادرت (و همين طور پدرت) در بيار. تا كليد رو نداشته باشي هيچ جايي نمي توني بري. بابا! اگر امروز بهت گفتند: پسرم يا دخترم! دوست ندارم بري مسجد، دوست ندارم بري مشهد و نتونستي با زبان ليّن و آرام و با ملايمت و مهرباني قانعش كني، اشكالي نداره، بگو: «چشم !» خُب زور داره مي گه، درسته، بزار بگه، زور رو تحمل كن، اين معني دينه، روح نماز اين هست.

آقا من اصلاً نمي تونم باور كنم كه شما به مادرتون توهين مي كنيد، مگه مي شه بچه مسلمون به مادرش توهين كنه؟ غير ممكنه. مگه مادر چه گناهي كرده؟ بعد هم جالب اينه كه همين كساني كه به مادرشون توهين مي كنند، به سن 30، 40 سالگي كه مي رسن، مثل چي پشيمون مي شن، من مطمئنم به اين درجه كه رسيدي، تازه مي فهمي كه عاشق واقعي تو فقط مادرت بوده، هيچ كس ديگه تو رو حتي دوست هم نداشته، كي من و تو رو فقط براي خودمون دوست داره؟ تنها مادر و پدر هستند كه ما رو براي خودمون دوست دارند، همه، ما رو براي خودشون دوست دارن، همه مي خوان خودشون رو ارضاء كنند، همه مي گن: «تو رو مي خوام، اگر تو نباشي مي ميرم.» اما داره خودش رو ارضاء مي كنه. اون مادره كه حاضره بميره. مي گه حاضرم تو باشي و من بميرم و واقعاً هم مي ميره! شيره جانش رو داره مي ذاره، و فردا هم كه بچه دار شدي، بچه تو رو هم مثل بچه خودش بزرگ مي كنه، بخدا خجالت داره.

واقعاً زشته من بخوام به شما توصيه كنم كه به مادرتون احترام بگذاريد. مگه مي شه كسي بچه مسلمون باشه و به مادرش توهين كنه؟ عقده ها و دق دلي هاي بيرونت رو سر مادرت خالي مي كني؟!  اين خجالت نداره؟ ديگه نماز مي خوني چه كار؟

 

نوشته شده توسط عبد الله در 6:25 |  لینک ثابت   • 

ترجمه قالب
رضا امین زاده
 
Powered By
BLOGFA.COM